ازدواج

نقشه کارگر قصابی برای ازدواج با دختر پولدار!

تاریخ انتشار : 15 اردیبهشت 1397کد مطلب : 2241زمان مطالعه : 3 دقیقه
کارگر قصابی نقشه ای فریبکارانه برای دختر پولدار میکشد تا با او ازدواج کند. اما پایان این ماجرا به کجا ختم شد؟

نقشه کارگر قصابی برای ازدواج با دختر ثروتمند

رکنا:کارگر قصابی با معرفی خود به عنوان تاجر تحصیلکرده دختر جوان پولدار را در فضای مجازی فریب داد و با او ازدواج کرد، این در حالی است که این زندگی تنها یک ماه دوام آورد و بالاخره به جدایی انجامید. 

دختر جوان وقتی موبایلش را در دست گرفته بود و به وعده های رنگارنگ پسری گوش می داد هرگز تصور نمی کرد همه حرف هایش دروغ و فریب باشد اما حالا که پشت در دادگاه خانواده ونک ایستاده با یادآوری لحظاتی که فکر می کرد خوشبخت ترین دختر دنیاست، اشک حسرت می ریخت و منتظر بود هرچه زودتر حقش را از همسر دروغگویش بگیرد.

زن جوان با هزاران سؤال بی جواب در ذهنش روبه روی قاضی قرار می گیرد و می گوید:بارها شنیده بودم که می گفتند دوستی های اینترنتی پایان خوشی ندارد اما وقتی با فرهاد آشنا شدم نگاهم تغییر کرد و به خودم گفتم او با همه فرق دارد. من در تهران زندگی می کنم و او از سمنان تماس می گرفت اما احساس و ارتباط مان به قدری دلنشین به نظر می آمد که این فاصله برای مان مهم نبود.

فرهاد برای دیدن من چندین بار به تهران آمد ظاهر موجه و مؤدبی داشت، ماشین های لوکس و گرانقیمتی را سوار می شد و با هم به گردش می رفتیم و ظواهر امر باعث شده بود باور کنم که کار و درآمد خوبی دارد اما خیلی دیر فهمیدم که همه آن ماشین ها کرایه ای و خودش یک کارگر قصابی است.

این زن 27 ساله در حالی که پریشان شده و اشک می ریزد، ادامه می دهد:این جوان حیله گر همیشه می گفت دختر رؤیاهایش را پیدا کرده و می خواهد من همسرش شوم به همین خاطر وقتی از من خواستگاری کرد به درخواستش جواب مثبت دادم اما نمی خواستیم خانواده هایمان بفهمند که ما از طریق اینترنت با هم آشنا شده ایم برای همین به دروغ گفتیم بواسطه یکی از دوستان با هم آشنا شده ایم و قصد ازدواج داریم.

من لیسانس شیمی دارم و او هم می گفت لیسانس کامیپوتر دارد ولی به خاطر تجربه اش در بازار، کار تجاری می کند و منبع درآمدش از این طریق است. از صداقتش خوشم آمده بود ولی نمی دانستم همه این حرف ها دروغ است. بعد از درجریان قرار گرفتن خانواده ها به عقد هم درآمدیم و همان اوایل کم کم به رفتارهای همسرم شک کردم.

دیگر خبری از ماشین های لوکس و گرانقیمت نبود، کار و بازاری وجود نداشت و از راه دوستانش فهمیدم در قصابی کارگری می کند و همه این مدت مرا فریب داده است. حالا از خانواده ام خجالت می کشم و نمی دانم چه بگویم، می خواهم مهریه 500 سکه ای ام را ببخشم فقط طلاق بگیرم و دیگر او را نبینم.

این جوان فریبکار حتی سواد سیکل را هم نداشت و من با ساده دلی حرف هایش را قبول می کردم. او هم موافقت کرده از هم به صورت توافقی جدا شویم و فقط می خواهم زودتر به پرونده ام رسیدگی شود. این زن جوان با تأسف می گفت:اشتباه کرده ام با اینکه تجربه دوستانم را دیده بودم و می دانستم با دوستی های اینترنتی به جایی نرسیده اند ولی من فکر می کردم دوستی ما با بقیه فرق دارد.

ای کاش از اول زندگی ام هشیار می شدم و شاید همان زمان خانواده ام جلویم را می گرفتند. با اظهارات این زن حیله خورده قاضی همسرش را به دادگاه احضار کرد تا در جلسه آینده با شنیدن حرف های این جوان حکم طلاق را صادر کند و پرونده این زندگی را ببندد.

انتهای پیام/م

نقشه کارگر قصابی برای ازدواج با دختر پولدار!

59
این مطلب مفید بود ؟90
وبگردی