برو به :
نمناک اخبارجامعه اعتراف دختر پسرنما به سرقت و جیب بری
دختر پسرنما ، دستگیری دختر پسرنما
دختر پسرنما که پس از انجام سرقت از مسافران با پوشیدن لباس پسرانه فرار میکرد خود را تسلیم ماموران کرد.
تاریخ انتشار : 7 شهریور 1394
بازدید : 4,629 نفر

دستگیری دختر پسرنما

چهارشنبه هفته گذشته پسر جوانی با دستبند به شعبه هفتم دادسرای ویژه سرقت تهران منتقل شد.

او وقتی مقابل بازپرس قرار گرفت خود را مینا 25 ساله معرفی کرد. دختر جوان که موهای کوتاه پسرانه و تی شرت آبی به تن داشت خود را سارق حرفه ای و جیب بر معرفی کرد.

او که به خاطر عذاب وجدان با مراجعه به کلانتری 111 تهران خودش را معرفی کرده است، در مورد زندگی اش گفت:چند سال قبل پدر و مادرم را از دست دادم و هیچ کسی را ندارم. طلبکاران پدرم هرچه از او مانده بود از من گرفتند. چون سرپناهی نداشتم، شب ها را در خیابان ها ، پارک ها و ایستگاه های اتوبوس می گذراندم و روزها گدایی می کردم . چند سالی را به همین وضعیت گذراندم تا این که سنم بالاتر رفت و خلاف کاران و افراد ناباب توجهشان به من بیشتر شد. آنها می خواستند مرا مورد آزار و اذیت قرار دهند اما من مقابلشان مقاومت کردم و اجازه ندادم هیچ کدام از آنها حتی به من نزدیک شوند.

وی ادامه داد:به مرور اذیت آنها بیشتر شد و هر کاری کردم تا از شرشان خلاص شوم فایده نداشت تا این که به ذهنم رسید خود را به شکل پسرها دربیاورم . 6 ماه قبل موهایم را پسرانه کوتاه کردم و با پوشیدن شلوار جین و تی شرت خود را به شکل پسرها درآوردم و به پارک برگشتم و کسی هم متوجه نشد حسام همان میناست. من هم با افراد خلاف کار آنجا طرح دوستی ریختم و مثل یک پسر با آنها دوست شدم. فهمیدم کار بیشتر آنها توزیع مواد مخدر است. اما چون زندگی خودم را نابودشده می دیدم ، دوست نداشتم زندگی دیگران را هم نابود کنم. بااین حال مجبور بودم برای در امان ماندن از مزاحمت آنها، به رفاقتم ادامه دهم . آقای قاضی، من فقط سیگار می کشم و جوری به آن وابسته شده ام که نمی توانم ترک کنم. مدتی در لباس پسرانه در پارک ها چرخیدم تا این که مجبور شدم دست به سرقت و جیب بری بزنم و نقشه سرقت از افراد شهرستانی در ترمینال غرب و جنوب به ذهنم رسید. یک ماه قبل با پوشیدن لباس زنانه حوالی ترمینال غرب پرسه می زدم که پسر جوانی که از شهرهای غربی کشور برای کار به تهران آمده بود به من ابراز علاقه کرد. من هم با او طرح دوستی ریختم و دو ساعت بعد در فرصت مناسب با سرقت کیفش فرار کردم. دریکی از پارک ها لباس های زنانه را درآورده و دوباره با پوشیدن تی شرت و با تیپ پسرانه به پارکی که پاتوقمان بود رفتم.

یک بار نیز با زن جوانی که برای دیدن اقوامش به تهران آمده بود در ترمینال جنوب آشنا شدم. او که فکر می کرد من دختر خوبی هستم به من اعتماد کرد اما در یک لحظه جیب او را زدم و 250 هزار تومان از او سرقت کردم. برای این که شناسایی نشوم بلافاصله تیپ پسرانه زده و به پاتوقم در پارکی در غرب تهران بازگشتم . آقای قاضی از این زندگی خسته شده ام و عذاب وجدان گرفته ام . دیگر از آوارگی و دربه دری خسته ام . لطفاً مرا دستگیر و زندانی کنید. آنجا برای من که کسی را ندارم بهتر از بیرون و پارک است.

با اعترافات دختر پسرنما به 7 فقره جیب بری و سرقت، بازپرس پرونده دستور انتقال دختر جوان به یکی از مراکز نگهداری زنان بهزیستی را صادر کرد که مینا با اعلام این که به بهزیستی نمی رود ، درخواست کرد فقط او را به زندان منتقل کنند. با ضدونقیض گویی ها و اصرار دختر جوان برای رفتن به زندان، قاضی محمدمهدی مرشد لو بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه 34 او را بازداشت کرده و در اختیار مأموران پلیس آگاهی قرارداد تا سایر جرائم احتمالی او کشف شود و همچنین او را برای بررسی سلامت روحی و روانی به پزشکی قانونی معرفی کرد.

دختر پسرنما ، ماجراهای دختر پسرنما

511
منبع : جام جم - /م
این مطلب مفید بود ؟ 11 0
برچسب ها :
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف