برو به :
نمناک دین و مذهباحکام “اعمال حج” عمره و تمامی پرسش و پاسخ های آن
اعمال حج عمره ، فرایض حج عمره
از فروع های دین اسلام می توان حج را به عنوان مهم ترین آن ها انتخاب کرد که هر مسلمان در صورت داشتن شرایط خاص مکلف است که حداقل یک بار این عمل را به جای آورد.

احکام و اعمال حج 

حج (ملاقات خانه خدا) یکی از مهم ترین فروع دین اسلام است؛ که مسلمانان در دهه اول آخرین ماه قمری (ذی الحجه) به مسجد الحرام در شهر مکه در عربستان سعودی رفته و مناسک خاص آن را به جا می آورند. هر مسلمان در صورت دارا بودن شرایطی خاص، مکلف است حداقل یک بار در طول عمر خود آن را انجام دهد.

حج بر سه نوع تمتع، قران و افراد است. حج قران و افراد وظیفه ساکنان مکه است. در اسلام، حج بر کسی که دارای بلوغ، عقل، آزاد بودن و استطاعت مالی باشد واجب می شود.
حج نخستین بار در دین ابراهیم انجام شد و آیین های حج و عمره، احرام، لثم و لمس حجرالاسود، سعی بین صفا و مروه، وقفه در عرفات و رمی جمره، همگی پیش از اسلام رایج بود و تنها برخی تعدیلات در حج اسلامی نسبت به پیش از اسلام روی داده است.
 
اعراب پیش از اسلام هنگام طواف «لبیک یا لات»، «لبیک یا عزی» و «لبیک یا منات» می گفتند و هر قومی بت خود را می خواند و در اسلام، «اللهم» جای بت ها را گرفت و آن عبارت بدین شکل تغییر کرد:«لبیک اللهم لبیک»
عرب ها صید را در ماه حج حرام می دانستند. پیامبر اسلام حرمت صید را فقط در ایام حج و هنگام احرام مقرر کرد. عرب ها گاهی برهنه به پیرامون گردی (طواف) کعبه می پرداختند. اسلام آن را منع کرد و پوشیدن لباس دوخته نشده را مقرر کرد. عرب ها از خوردن گوشت قربانی اکراه داشتند و پیامبر اسلام آن را مجاز دانست.
 
حج عمره
تمامی اعمال های عمره به ترتیب 
 
 
مسلمانان پس از فتح مکه و برانداختن بت های قریش از سعی میان صفا و مروه اکراه داشتند؛ زیرا پیش از اسلام بر این دو کوه دو بت سنگی قرار داشت که حاجیان و زائران آن دوره سعی بین صفا و مروه را برای نزدیک شدن به آن ها و دست کشیدن و بوسیدن آن ها انجام می دادند؛ ولی محمد سعی بین صفا و مروه را مجاز کرد و بنا بر متن قرآن این کار از شعائر الله دانسته می شود.
 
حج بر سه قسم است:
 
1 ـ حج تمتع.
2 ـ حج قِران.
3 ـ حج اِفراد
 
حج تمتع؛ به این معناست که حاجی اعمال عمره را در ماه های حج انجام دهد و بعد از فراغ از عمره، برای حج تمتع احرام ببندد. این که آن را حج تمتع می نامند از این روست که حاجی در بین عمره تمتع و حج، از آنچه بر او حرام بوده بهره مند می شود.
 
حج اِفراد؛ آن است که حاجی ابتدا اعمال حج را انجام داده و سپس احرام عمره مفرده می بندد و اعمال آن را هم به جا می آورد. حج اِفراد و عمره مفرده از یکدیگر جدا هستند.
حج قِران؛ آن است که حاجی برای حج و عمره یک احرام ببندد به طوری که اعمال عمره را در حج داخل کند؛ یعنی یک نیت برای هر دو کافی است.
برای انجام حج و ورود به حرم امن الهی، مکه مکرمه، باید احرام بسته و تلبیه گفت. احرام حج و عمره تمتع باید در ماه های حج یعنی شوال، ذی قعده و ذی حجه بسته شود.
تمام فقهای مذاهب خمسه معتقدند؛ چنانچه در وقت احرام، آب موجود نباشد، غسل ساقط است ولی در مورد تیمم بدل از غسل بین مذاهب اسلامی اختلاف است.

احرام با لباس تزئین شده برای بانوان

سؤال:آیا در حال احرام، پوشیدن لباسهایی که برای تزیین، قسمتهایی از آن توردوزی یا گلدوزی شده برای زنها جایز است؟ و آیا مقنعه جزء لباس می باشد؟
پاسخ:احتیاط در ترک آن است و مقنعه نیز جزء لباس است.
 
2- پوشیدن لباس احرام نازک
سؤال:اگر لباس احرامی زنان به قدری نازک باشد که بدن آنها نمایان گردد، آیا به اعمال حج آنان ضرری می رساند؟
پاسخ:این کار حرام است ولی اگر در غیر طواف و نماز طواف باشد موجب بطلان حج نمی شود.
 
3- نجاست لباس احرام برای بیماران
سؤال:این جانب به علّت قطع بودن نخاع و عدم کنترل بول و... نمی توانم بدن و لباس احرام خود را پاک نگهدارم، وظیفه ام چیست؟
پاسخ:آن مقدار که می توانید محافظت کنید و آنچه موجب عسر و حرج است اشکالی ندارد.
 
4- احرام در لباس غیر مخمس
سؤال:اگر جامه احرام را از پول خمس یا زکات نداده خریده باشند آیا احرام در آن صحیح است؟
پاسخ:احرام در آن حرام است.
 
5- احرام زنان با لباس معمولی
سؤال:طبق فتوای مراجعی که فرموده اند احتیاطاً زنان هم مثل مردان محرم شوند، آیا زن بعد از پوشیدن حوله های احرام می تواند حوله ها را کنار بگذارد و با لباس معمولی خودش اعمال حجّ را انجام دهد؟
پاسخ:زنان می توانند در همان لباسهای معمولی محرم شوند و پوشیدن حوله های احرام لازم نیست.
 
6- استفاده از اعضای مصنوعی بدن که دوخته شده
سؤال:آیا استفاده از دست و پای مصنوعی که با چرمهای دوخته شده به بدن می بندند،در حال احرام کفّاره دارد؟
پاسخ:اشکالی ندارد و کفّاره هم ندارد.
 
7- احرام با کفش دوخته شده
سؤال:آیا احرام در کفش دوخته شده که پشت پا را نگیرد جایز است؟
پاسخ:آری جایز است، ولی بهتر است مردان در حال احرام چنین کفشی نپوشند.
 
8- وظیفه زنانی که در خلال احرام حیض می شوند
سؤال:وظیفه زنی که در عمره در حال احرام یا قبل از احرام یا بعد از آن حائض شده است، چیست؟
پاسخ:احرام این زن در هر حال صحیح است،لکن صبر می کند تا پاک شود سپس طواف و نماز طواف را بجا می آورد و بعد بقیه اعمال عمره را انجام می دهد.
 
9- طهارت لباس احرام
سؤال:آیا طهارت لباس احرام، یا سایر شرایط لباس نمازگزار، شرط صحّت احرام نیز هست؟ و آیا با ترک عمدی آن، احرام اشکال پیدا می کند؟
پاسخ:لباس احرام باید مثل لباس نمازگزار پاک باشد، و سایر شرایط لباس نمازگزار را نیز داشته باشد.
 
10- استفاده از پارچه اضافه برای ستر عورت در لباس احرام
سؤال:بعضی از مردان محرم برای این که موقع وزش باد، یا به هنگام سوار شدن ماشین، یا مانند آن، عورت آنها ظاهر نشود، علاوه بر دو حوله احرام، یک متر پارچه ندوخته از وسط پا عبور می دهند، به گونه ای که دو طرف پارچه از جلو و عقب زیر حوله قرار می گیرد. این عمل چه حکمی دارد؟
پاسخ:اشکال ندارد; ولی اجتناب از این گونه کارها جز در موارد ضروری بهتر است.
 
11- احرام بستن با بیش از دو جامه
سؤال:آیا لباس احرام منحصر به دو جامه است، و نباید بیشتر باشد؟
پاسخ:مقدار واجب آن دو جامه است، و زیادتر مانعی ندارد; مشروط بر این که مانند لباس احرام باشد، مثلا از حوله های متعدّد استفاده کند.
 
12- وظیفه بیمارانی که نمی توانند لباس احرام خود را پاک نگهدارند
سؤال:اینجانب به علّت قطع نخاع و عدم کنترل بول و مشکلات دیگر، نمی توانم بدن و لباس احرام خود را پاک نگهدارم، وظیفه ام چیست؟
پاسخ:آن مقدار که می توانید محافظت کنید، و آنچه موجب عُسر و حرج است اشکالی ندارد.
13- شک در تخمیس لباس احرام
سؤال:آیا پرداخت خمس لباس احرام، که معلوم نیست از پول خمس نداده تهیّه شده، یا از پولی که خمس به آن تعلّق نگرفته (مانند مال الارث) واجب است؟
پاسخ:با فرض شک در تعلّق خمس، پرداختن خمس آن لازم نیست، هر چند احتیاط در آن مطلوب است.
 
14- انجام اعمال حج با لباس مشمول خمس
سؤال:شخصی با پول خمس نداده لباس احرام خریده، و با همان لباس محرم شده، و طواف و نماز طواف را بجا آورده است. اکنون وظیفه اش چیست؟
پاسخ:اگر از روی علم و عمد نبوده، عمره و حجّ او صحیح است، ولی در صورتی که جاهل مقصّر بوده، احتیاط واجب آن است طواف و نماز آن، و قربانی را اعاده کند.
 
15- دوخت زدن بر لباس احرام
سؤال:آیا منظور از لباس دوخته ـ که در حال احرام بر مردان حرام است ـ دوختنیهایی است که قطعات جدا از هم را به هم متّصل می کنند، یا حتّی اگر بر روی حوله احرام هم دوخت بزنند اشکال دارد؟
پاسخ:این گونه دوختن ها اشکالی ندارد.
 
16- تفاوت پوشش زنان در نماز و طواف
سؤال:آیا حجاب زنان محرم در طواف، مانند حجاب در حال نماز است، یا تفاوت می کند؟
پاسخ:تفاوت می کند; در حال نماز پوشیدن پشت پا و کف آن نیز مستثنی است; ولی احتیاط آن است که در حال طواف آنها را بپوشاند (جوراب بپوشد). همچنین در طواف استفاده از نقاب جایز نیست، ولی در نماز ضرری ندارد.
 
17- ظاهر بودن قسمتی از مو یا بدن بانوان در طواف
سؤال:اگر مقداری از موی سر زن محرم، یا جاهای دیگر بدنش، که پوشیدن آن در حال طواف لازم است، ظاهر باشد، طوافش چه حکمی دارد؟
پاسخ:طوافش صحیح است; هر چند گناه کرده است.
 
18- انجام اعمال عمره بدون لباس احرام
سؤال:هرگاه محرم لباس احرام را کنار بگذارد و اعمال عمره، نظیر طواف و سعی، را جهلا یا عمداً با لباس دوخته انجام دهد، اعمالش چه حکمی دارد؟
پاسخ:طواف و سعی مزبور صحیح، و عمره مذکور مُجزی است، ولی اگر عمداً باشد کفّاره دارد.
 
19- نجس شدن لباس احرام و نداشتن احرامی دیگر
سؤال:فرض کنید هنگام احرام انسان جنب شود و لباس احرامش نجس گردد، بنابر این باید لباس احرامش را بشوید. حال با توجه به اینکه پوشیدن لباس دوختنی جایز نیست و لباس احرام دیگری برای پوشیدن نیست و لباس شخص هم تازه شسته شده و خیس است، فرد مورد نظر باید چکار کند؟
پاسخ:باید با همان لباس احرام بماند تا توانایی بر لباس احرام پاک پیدا کند.
 
20- نحوه پوشیدن لباس احرام
سؤال:نحوه پوشیدن صحیح لباس احرام چگونه است؟
پاسخ:شخصی که می خواهد احرام ببندد واجب است قبلاً لباس هایی را که پوشیدنش بر محرم حرام است از تن بیرون آورد. سپس دو جامه احرام را بر تن کند. یکی را (که ازار گویند) به صورت لنگ دور کمر ببندد و دیگری را مانند عبا بر دوش بیاندازد (و آن را «رداء» گویند. (این حکم مخصوص مردان است و برای زنان پوشیدن دو جامه احرام، نه زیر لباس ها و نه روی لباس ها، لازم نیست بلکه همان لباس ها، لباس احرامشان محسوب می شود)
 
21- پوشیدن لباس احرام روی لباس معمولی
سؤال:آیا می شود لباس احرام را روی لباس های خودمان بپوشیم؟
پاسخ:واجب است قبلاً لباس هایی را که پوشیدنش بر محرم حرام است از تن بیرون آورد، سپس دو جامه احرام را بر تن کند و این حکم مخصوص مردان است و برای زنان پوشیدن دو جامه احرام، نه زیر لباس ها و نه روی لباس ها، لازم نیست بلکه همان لباس ها، لباس احرامشان محسوب می شود.
 
22- جنس و رنگ لباس احرام
سؤال:آیا در لباس احرام جنس و رنگ خاصی معتبر است؟
پاسخ:جنس و رنگ خاصی در جامه احرام شرط نیست اما نباید دوخته باشد.
 
23- پوشیدن لباس احرام بعد از نیت احرام
سؤال:آیا می توان بعد از نیت احرام لباس احرام را پوشید؟
پاسخ:احتیاط واجب آن است که پوشیدن دو جامه احرام قبل از نیت و گفتن لبیک باشد و اگر بعد از لبیک بپوشد، احتیاط آن است که لبیک را دوباره بگوید.
 
24- لباس احرام ابریشمی برای زنان
سؤال:آیا زنان می توانند در لباس ابریشمی محرم شوند؟
پاسخ:تمام چیزهایی که در لباس نمازگزار شرط است در دو جامه احرام نیز شرط است؛ بنابراین لباس های احرام باید پاک باشد و از اجزای حیوان حرام گوشت یا ابریشم خالص و زربفت نباشد. در این حکم، بنابر احتیاط واجب، فرقی میان زن و مرد نیست (هر چند در نماز در مورد پارچه ابریشم و زربفت، میان زن و مرد تفاوت است).
 
25- درآوردن لباس احرام در حال احرام
سؤال:آیا می توان در حال احرام لباس احرام را درآورد؟
پاسخ:واجب نیست همیشه لباس احرام را به تن داشته باشد بلکه می تواند برای شستن یا عوض کردن یا حمام رفتن یا مقصود دیگری، موقتاً آن را از تن درآورد.
 
 اعمال حج عمره
 اعمال حج عمره 
 
عمره دو گونه است:
 
عمره مفرده و عمره تمتع. عمره مفرده آن عمره ای است که همراه با اعمال دیگر (حج) نیست. بلکه خود عمره، مستقل و جدا از حج است. به خلاف عمره تمتع که به پیوست حج می باشد یعنی بعد از انجام عمل عمره، حج بجا آورده می شود و چون به سبب عمره، 24 چیز بر انسان محرم حرام می شود ولی بعد از انجام عمره این محرمات حلال می شود و تا انجام مناسک بعدی یعنی حج، این زائر بیت الله الحرام از برخی التذاذات و یا تمتعات بهره مند می گردد مثلا بوی خوش، ارتباط با همسر و آرایش و... بدین سبب این عمره را عمره تمتع می نامند کما این که در حج تمتع نیز این جهت در نامگذاری لحاظ شده است.نساء.
 
عمره مفرده با عمره تمتع چهار فرق دارد:
 
أ) محل احرام عمره تمتع یکی از میقات‏های پنجگانه است که برای عمره تمتع مشخص شده است و محل احرام عمره مفرده نزدیک‏ترین جا به حرم از بیرون حرم است. البته برای عمره مفرده از میقات‏های پنجگانه هم می شود احرام بست.
ب) در عمره تمتع تقصیر لازم است، ولی در عمره مفرده می توان تقصیر کرد و می توان سر را تراشید (حلق) .
ج) عمره تمتع طواف نساء ندارد، ولی عمره مفرده طواف نساء و نماز طواف نساء دارد.(امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 1، ص 405 و 408.)
د) عمره تمتع فقط در ماه‏های حج (شوال، ذی القعده و ذی الحجة) باید انجام شود، ولی عمره مفرده را در تمامی ماه‏های سال می توان انجام داد.
کسانی که عمره مفرده انجام می دهند حاجی نمیشوند و حج تمتع از گردنشان ساقط نمیشود.

عمره تمتع

عمره تمتع یکی از سلسله اعمال حج است و مختص کسانی است که از راههای دور برای مراسم حج می آیند. با این تفسیر کسانی که از بیرون مکّه (تا فاصله 16 فرسخ یا بیشتر) برای انجام حج می روند، باید قبل از اعمال حج «عُمره تَمتُّع» بجا بیاورند.
عمره مفرده یکی دیگر از انواع عمره است که به تنهایی و بدون انجام حج انجام می شود و اساسا مستحب است و نه واجب و لذا در هر زمانی امکان پذیر است.
 
اعمال عمره تمتع عبارت است از:
 
  • 1. احرام
  • 2. طواف
  • 3. نماز طواف
  • 4. سعی
  • 5. تقصیر
  • احرام
ـ (مسأله 1) کسانیکه میخواهند حج کنند وقتی بمیقات رسیدند ، باید محرم شوند ومیقاتها پنج است :
▪️ اول :جحفه وآن میقات کسانی است که برای انجام اعمال حج از راه شام بمکه میروند .
▪️ دوم :مسجد شجره وآن میقات کسانی است که برای انجام اعمال حج از راه مدینه منوره بمکه میروند ، واگر در آنجا ممکن نشود ، می توانند در جحفه محرم شوند .
▪️ سوم :وادی عقیق وآن میقات کسانی است که از راه نجد وعراق بمکه میروند وقسمت اوَّل این وادی را مسلخ میگویند ، وقسمت دوّم آنرا عمره وقسمت سوّمش را ذات عرق می نامند.
وچنانچه یقین کند که بوادی عقیق رسیده ، بهتر است در قسمت اول آن یعنی در مسلخ محرم شود واگر یقین نکند بنابر احتیاط واجب ، باید احرام را تأخیر بیندازد تایقین کند که بوادی عقیق رسیده ، وبعد از آنکه یقین کرد پیش از رسیدن به قسمت سوم وادی محرم شود.
 
▪️ چهارم :قرن المنازل وآن میقات کسانی است که راه آنها از طائف است .
▪️ پنجم :یلملم وآن میقات کسانی است که انجام اعمال حج از راه یمن به مکه میروند .
 
(مسأله 2) اگر منزل کسی که از بعض میقاتهائی که در مسأله پیش گفته شد به مکه نزدیکتر باشد ، میقاتش منزل او است .
(مسأله 3) اگر از راهی برود که از هیچ یک از پنج میقات نگذرد ، وقتی مقابل یکی از آنها رسید ، باید محرم شود ، پس کسانیکه از راه مدینه منوره بمکه میروند واز مسجد شجره نمی گذرند ، اگر ممکن است مقابل مسجد محرم شوند .
(مسأله 4) کسی که نمی تواند یقین کند که مقابل یکی از پنج میقات رسیده، اگر از گفته کسانیکه اطلاع دارند، اطمینان پیدا کند که مقابل یکی از آنها رسیده میتواند محرم شود .
(مسأله 5) اگر نذر کند که پیش از رسیدن به میقات در محل معیّنی محرم شود وبرای عمل کردن به نذر در همانجا محرم شود کافی است .
(مسأله 6) کسی که باهواپیما به مکه میرود ودر جده فرود میآید ونخواهد به مدینه رود میتواند از جده قدیم محرم شود، ولی احتیاطاً احرام بستن از جده را هم نذر کند که چنانچه نذر نماید دیگر در وقت رسیدن به مقابل جدّه وجائیکه عَلَم های حرم نمایان می شود حاجت به تجدید احرام نداشته باشد .
(مسأله 7) جنب و زنیکه در حال حیض یانفاس است میتواند محرم شود ، اما اگر بخواهد از مسجد شجره یامسجد جُحفه محرم شود باید بیرون مسجد طوری بایستد که شانه اش مقابل مسجد باشد، سپس محرم شود .
(مسأله 8) اگر بواسطه فراموشی یا عذر دیگری در میقات محرم نشود بعداز آنکه یادش آمد یاعذرش برطرف شد، باید بمیقات برگردد ومحرم شود، واگر نتواند برگردد چنانچه داخل حرم شده بایستی از حرم خارج شود واحرام ببندد ودر خصوص شخص جاهلی که متوجه به جهل خود بوده ومع ذلک در میقات احرام نبسته وداخل حرم شده وممکن نیست که بمیقات برگردد احوط وجوبی آنستکه به هر مقداری که میتواند از حرم دور شود واحرام بندد ، ولی چنانچه داخل حرم نشده باشد یانتواند از حرم خارج شود در هرجا که یادش آمد یاعذر او برطرف شد می تواند محرم شود .
(مسأله 9) اگر از روی فراموشی یاندانستن مسأله محرم نشود وبعد از تمام شدن اعمال عمره یادش بیاید ، عمره او صحیح است .
 
2) نیّت
بعد از پوشیدن لباس احرام باید برای انجام فرمان خداوند عالم ، برخود قراردهد که بجهت توجه به مکه وبجا آوردن اعمال عمره وحج، کارهائی را که در عمره تمتع بر او حرام است ( وبعداً گفته میشود ) ترک نماید .
 
3) لبیک گفتن
 
(مسأله 17) بعد از نیت باید بگوید :
 
« لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لاشَریکَ لَکَ لَبّّیکَ، إنَّ الحَمدَ و النِعمَهَٔ لَکَ وَالمُلْکَ، لاشَریکَ لَکَ »
واحتیاط مستحب آنست که بعد از « لاشریک لک » یک مرتبه دیگر «لبیک» بگوید.
(مسأله 18) کسی که لبیک گفتن را نمیداند باید یاد بگیرد یابکمک دیگری بخواند وچنانچه ممکن نباشد ، باید بهر طوریکه می تواند بخواند وترجمه آن را به فارسی یابه زبان دیگر بگوید ودیگری را هم نائب بگیرد که از طرف او بطور صحیح بخواند .
 
طواف
 
طواف یا رمی جمرات یا سعی اصلا جزئی از برنامه هدایت بخش انسان به سمت کمال است. حج بدون توجه به اسرار، عبادت بی روح است که بر حسب تعبد مجزی است ولی اثری عمیق در زندگی انسان ندارد.
طواف به عنوان یک رمز، آموزه ای است که به انسان می گوید باید در تمام زندگی خدا محور همان طور که جسم او به دنبال خانه گلی و سنگی می چرخد، دل او همراه با فرشتگان در عالم ملکوت طواف می کنند (مستفاد از روایاتی) همان طور که بدن خود را به تعب می اندازد و سعی انجام می دهد به خود تلقین می کند و در آنجا تمرین را شروع می کند که باید برای رسیدن به هدف صحیح سعی و تلاش جدی نماید تا خدا او را یاری کند.
دور کعبه گردیدن، دور
 
خدا گشتن است. به عاشقش می‏گوید:حالا که از عشق من کلافه‏ای، می‏خواهی مرا در آغوش بگیری، من که جسم ندارم بیا کعبه را بغل کن. اگر می‏خواهی با من دست دهی و دست‏هایمان را در هم بفشاریم، بیا حجرالاسود را لمس کن.
بیا دور کعبه بگرد؛ تا دور من گشته باشی‏
 
وقتی دیدم کارگران مسجدالحرام با چه عشقی، با سوزن و نخ پایین‏های پرده کعبه را می‏دوزند؛ به ذهنم آمد آن چوپان رفیق موسی هم بی‏حساب نمی‏گفت. او می‏فهمید خدا جسم ندارد؛
 
مراحل حج عمره
حج عمره چه مراحلی دارد؟

علت واجب شدن هفت مرتبه طواف

امام زین العابدین می فرماید:از پدرم حضرت سیدالشهداء پرسیدم :به چه جهت در طواف هفت مرتبه واجب شده است ؟ پدرم امام حسین علیه السلام فرمود:خداوند وقتی اراده نموده که انسان را آفریده و جانشین خویش در روی زمین قرار دهد، فرشتگان (به حالت تعجب و اعتراض ) گفتند:آیا می خواهی انسان را بیافرینی تا خونریزی بپاکند. خداوند در پاسخ فرمود:چیزی را می دانم که شما به آن آگاهی ندارید. در این هنگام ، حقتعالی فرشتگان را به مدت هفت هزار سال از شعاع نورانیت خویش محروم نمود و سپس به آنها رحم نموده و توبه ایشان را پذیرفت و به همین جهت در آسمان چهارم خانه ای را بنا نهاده و به محاذات آن ، بیت الله الحرام را با هفت طواف واجب قرار داد و معنای آن ، واجب شدن هر طواف در ازای یکهزار سال بود و از طواف فرشتگان که هفت مرتبه در عالم علوی بود هفت مرتبه طواف بر بندگان خدا واجب گردید.
 
نماز طواف
 
نماز طَواف یکی از واجبات حج و عمره است. این نماز دو رکعت مانند نماز صبح است که پس از طواف، پشت مقام ابراهیم خوانده می شود. نماز طواف نساء تنها در نیت با این نماز تفاوت دارد.
 
کیفیت نماز
 
پس از هر طواف واجب باید دو رکعت نماز طواف مانند نماز صبح خوانده شود و لازم نیست مردان حمد و سوره را بلند بخوانند.
نیت این نماز به طواف مربوط است:پس از طواف زیارت، به نیت نماز طواف زیارت و پس از طواف نساء، به نیت نماز طواف نساء. بین طواف و نماز آن نباید تأخیر انداخت.
 
مکان نماز
 
نماز طواف واجب را باید پشت مقام ابراهیم و در نزدیکی آن خواند، بدون اینکه برای طواف دیگران مزاحمت ایجاد شود.
در مورد کسانی که به دلیل عذری در طبقه دوم طواف می کنند ولی می توانند نماز را در صحن مسجدالحرام و پشت مقام ابراهیم بخوانند اختلاف فتوا وجود دارد.
 
نماز طواف
 
واجب سوم از عمره تمتّع:«دو رکعت نماز» است.
559 1 ـ بعد از این که طواف به پایان رسید، باید دو رکعت نماز طواف مانند نماز صبح بجا آورده شود.
560 2 ـ بلند یا آهسته خواندن نماز طواف، جائز است و در آن خواندن هر سوره ای نیز جائز است هر چند مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره توحید و در رکعت دوم «قل یا أیّها الکافرون» خوانده شود.
 
جواز جماعت در نماز طواف
 
561 خواندن نماز طواف به صورت جماعت، جائز است و شخص می تواند به کسی که او هم نماز طواف واجب را می خواند، اقتدا نماید. ز طواف مستحبی را هرکجای مسجدالحرام می توان به جای آورد.
 
ترک نماز طواف
 
568 1 ـ اگر کسی عمدا نماز طواف را بجا نیاورد، یا عمدا باطل بجا آورد، عمره و حجش باطل نیست ولی وظیفه دارد که به دستور مسأله بعد ـ ترک سهوی آن ـ عمل کند.
2 ـ اگر کسی سهوا نماز طواف را ترک نماید، چند حالت دارد:
569 الف ـ اگر کسی بعد از سعی یادش آمد که نماز طواف را نخوانده، فورا آن را در محلش بجا آوردو ظاهر آن است که اعاده سعی و غیر آن لازم نیست اگر چه احوط است.
570 ب ـ اگر در اثنای سعی یادش آمد که نماز طواف را نخوانده، سعی را قطع نماید و نماز طواف را در محلش بجا آورد، سپس سعی را اتمام نماید.
571 ج ـ اگر یادش نیامد تا از مکه خارج شد، باید برگردد و آن را بجا آورد؛ و اگر بازگشتن دشوار باشد، هر جا که یادش آمد آن را بجا آورد و احتیاط مستحب آن است که نائب هم بگیرد؛ و اگر تا وقت وفات آن را ترک کرد، بر ولیّ او واجب است که آن را بجا آورد.
 
شک در نماز طواف و خواندن آن
572 1 ـ اگر کسی در اثنای سعی یا بعد از آن شک کرد که آیا نماز طواف را خوانده یا نه، به شکش اعتنا نکند.
573 2 ـ اگر کسی قبل از شروع در سعی شک کرد که آیا نماز طواف را بجا آورده یا نه، باید آن را بجا آورد.
574 3 ـ اگر کسی بعد از تمام شدن نماز، شک کند که آیا آن را درست خوانده یا نه، به شکّش اعتنا نکند.
 
افرادی که قرائت نماز آنها اشکال دارد
 
575 1 ـ بعضی از فقها رضوان اللّه علیهم فرموده اند که اعمال بعد از نماز طواف در صورتی صحیح است که نماز طواف درست خوانده شده باشد؛ پس در جمیع اوقات خصوصا در وقت اراده حج بر مکلّف لازم است که واجبات و احکام نماز خود را یاد بگیرد تا آن را به صورت صحیح بجا آورد.
576 2 ـ افرادی که نماز آنها از جهت حمد و سوره، اشکال دارد، اگر ممکن شود نماز طواف را به جماعت بخوانند؛ و اگر امکان جماعت نباشد، عمل به وظیفه نماز روزانه کافی است.
577 3 ـ کسی که بعد از نماز بفهمد قرائت نماز او یا ذکری که در نماز می گفته اشکال داشته، باید نماز را اعاده نماید، و اگر برگشته، به حکم کسی که آن را فراموش کرده عمل نماید، که پیش از این ذکر شد.
نیابت افرادی که قرائت آنها اشکال دارد
578 شخصی که قرائتش درست نبوده یا از جهت دیگری معذور بوده و بدون توجه به این مطلب، از طرف دیگری مُحرم شده و در وسط اعمال یا بعد از عمره تمتّع متوجه شده، احتیاطا در موارد عذر نائب بگیردو خود نیز آن عمل را انجام دهد، در این صورت نیابتش صحیح است هر چند از اول نمی توانسته نائب شود.
مسأله جلوتر ایستادن خانمها در نماز طواف
579 در نماز طواف و نیز سایر نمازها، جلوتر بودن یا برابر ایستادن زن و مرد در نماز، به صحت نماز ضرر نمی زند.
 
سعی
 
سعی، عبارت است از هفت دور پیمودن مسافت بین صفا و مروه به نیت حج یا عمره؛ به هر دور این عمل «شوط» گفته می شود. سعی از واجبات، بلکه ارکان حج و عمره است که ترک عمدی آن به گونهای که زمان تدارکش بگذرد موجب باطل شدن حج و عمره می شود؛ ترک آن از روی فراموشی موجب بُطلان نمی گردد و هر وقت یادش آمد باید آن را به جا آورد و در صورت عدم امکان یا مشقت داشتن، باید نایب بگیرد و تا زمانی که سعی انجام نشود، محرماتی که پس از سعی بر او حلال می شود، به قوت خود باقی است.
مشهور فقیهان معتقدند برخلاف طواف، سعی مستحبی نداریم.
 
سعی هاجر بین صفا و مروه
 
در روایات آمده است زمانی که هاجر در جستجوی آب برای اسماعیل بود، هفت بار میان کوه صفا و مروه رفت و برگشت. این سنت ابراهیمی حتی در جاهلیت نیز جزو مراسم حج به شمار می آمد و در آن زمان بتی در این سو و بتی در سوی دیگر قرار داشت و وقتی سعی کنندگان به بت ها می رسیدند، آنها را لمس می کردند. تصور مردمان جاهلیت بر این بود که این دو بت با نام های اُساف و نائِلِه، زن و مرد زناکاری بوده اند که تبدیل به سنگ شده اند.
 
زمان و جایگاه سعی
 
آن به جا آورده می شود؛ اگر عمره گزار یا حاجی به عمد آن را قبل از طواف به جا آورد، سعی اش باطل و اعاده آن پس از طواف و نماز آن واجب است؛ولی اگر تقدیم از روی فراموشی یا ندانستن مسئله باشد در باطل شدن سعی و وجوب اعاده آن پس از طواف اختلاف فتوا وجود دارد.
فاصله انداختن بین سعی و طواف تا شب به قول مشهور جایز است.
 
واجبات سعی
 
پس از نیت و قصد قربت، سعی از صفا آغاز و به مروه ختم می شود. در صورت شروع آن از مروه چه عمدی یا سهوی یا از روی ندانستن مسئله، سعی باطل می شود و اعاده آن از صفا واجب است. بالا رفتن بر کوه صفا و مروه واجب نیست، هرچند مستحب است. هر بار رفتن از صفا به مروه یک دور و بازگشت از مروه به صفا دور دیگر به شمار می رود.
اگر کسی از روی علم و عمد بیش از هفت دور سعی کند، سعیش باطل است. بیشتر فقیهان قدری استراحت کردن و نشستن در حین سعی را مُجاز می دانند.
برداشتن سنگ از صفا و مروه جایز نیست و اگر کسی بردارد واجب است آن را به جایش برگرداند.
 
مستحبات سعی
 
برای عمره گزار و حاجی مستحب است پیش از سعی مقداری از آب زمزم نوشیده و قدری بر سر و بدن خود بریزد و این دعا را بخواند:اَللّهُمَ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً وَ رِزْقاً واسِعَاً وَ شِفاءاً مِنْ کُلِّ داءٍ وَ سُقْمٍ، سپس حجرالاسود را استلام نماید و با آرامش به سمت صفا حرکت کند. پس از رسیدن به کوه صفا بر فراز آن رفته و به کعبه نگاه کند و با پیش رو قرار دادن رکن حجرالأسود، و پس از حمد و ثنای خداوند و گفتن هفت بار تکبیر و تهلیل، دعای وارد شده را بخواند.
طول دادن وقوف بر صفا مستحب است و بنابر آنچه در روایات آمده، از آثار آن زیاد شدن مال و ثروت است. بنابر قول مشهور، طهارت داشتن و بنابر قول برخی، پاکی بدن و لباس نیز هنگام سعی مستحب است.
راه رفتن در بخش آغازین و پایانی مَسْعیٰ و برای مردان، هَرْوَلِه کردن در حدّ فاصلی که با مهتابی سبز رنگ مشخص شده و خواندن دعای وارد شده هنگام سعی از دیگر مستحبات این عمل است.
 
سعی در طبقات دوم و سوم
 
در حال حاضر حد فاصل بین صفا و مروه در سه طبقه ساخته است و برخی فقها به دلیل اینکه طبقات بالا بین دو کوه قرار ندارد، سعی در طبقات دوم و سوم را صحیح نمی دانند.
 
حلال شدن بوی خوش پس از سعی
 
بر اساس فتوای مشهور فقها، در حج با حلق یا تقصیر محرّمات احرام جز استمتاع از همسر و بوی خوش بر حاجی حلال می شودو پس از طواف و سعی، بوی خوش نیز حلال می گردد؛ در عمره، هیچیک از محرمات احرام با سعی حلال نمی شود.
مسئله436:محرم باید بعد از به جا آوردن نماز طواف، هفت دور فاصلۀ بین دو کوهِ کوچک صفا و مروه که در مجاورت خانۀ کعبه قرار دارند را بپیماید. به این عمل «سعی» و به هر دور آن «یک شوط» میگویند.
مسئله437‏:‏ سعی مستحبّ نداریم و شایسته است کسانی که سعی واجب خود را انجام داده اند، مکان سعی را برای سایرین که سعی واجب دارند، تخلیه نمایند.
مسئله438:سعی از نظر احکام مانند طواف است. ولی طهارت بدن و لباس و ستر عورت و داشتن وضو یا غسل، شرط صحّت سعی نیست، گرچه مراعات همۀ این موارد در سعی مستحبّ است.
مسئله439‏:محرم میتواند هنگام سعی، دیگری را به دوش بگیرد یا با صندلی و تخت و نظایر آن او را سعی دهد و سعی هر دو صحیح است.
مسئله440‏:محرم میتواند سعی را پیاده انجام دهد یا در طبق یا صندلی چرخدار و نظیر آن بنشیند تا او را سعی دهند، گرچه پیاده سعی کردن افضل است.
 
ترک سعی
مسئله441‏:اگر کسی عمداً سعی را ترک کند و تقصیر نماید، عمرۀ او باطل است.
مسئله442‏:‏ اگر کسی سهواً یا جهلاً سعی را ترک کند و تقصیر نماید، باید برگردد و سعی را انجام دهد و تقصیر را اعاده نماید و در این صورت عمرۀ او باطل نیست.
 
زمان سعی
مسئله443 ‏:‏ زمان انجام سعی، پس از به جا آوردن طواف و نماز طواف است. و اگر سعی عمداً قبل از طواف یا نماز آن انجام شود، باطل است و باید بعد از اقامۀ نمازِ طواف، اعاده گردد.
مسئله444‏:وجوب انجام سعی پس از نماز طواف فوری نیست و تا زمانی که وقت برای اتمام اعمال عمره و حج، باقی است، تأخیر سعی جایز است. هرچند بهتر است در اوّلین فرصت ممکن انجام شود.
 
نیابت در سعی
مسئله447‏:اگر کسی به هیچ وجه قدرت ندارد پیاده یا سواره یا در طبق و صندلی و نظائر آن سعی نماید، باید نایب بگیرد.
مسئله448‏:‏ از آن جا که طهارت، شرط صحّت سعی نیست و محل سعی نیز مسجد نمی باشد، سعی زن حائض یا نفسا یا مستحاضه صحیح است و نائب گرفتن به این دلیل صحیح نیست و کفایت نمی کند.
مسئله449‏:کسی که به جهت داشتن عذری برای طواف و نماز آن نایب گرفته است و سعی را باید خودش انجام دهد، لازم است رعایت ترتیب بنماید. یعنی صبر کند تا نماز طواف نایب تمام شود و سپس سعی را آغاز نماید.
 
واجبات سعی
1. نیّت
مسئله450:‏ چون سعی عبادت است باید از اوّل تا آخر با قصد تقرّب و با توجّه به عمل باشد، بنابراین اگر کسی در اثنای سعی ، ریا نماید، یا اگر او را سعی می دهند، خوابش ببرد، باید آن مقدار را که خواب بوده یا ریا نموده ، تدارک نماید.
2. شروع سعی از صفا و ختم به مروه
مسئله451‏:سعی باید از صفا شروع شود، به این ترتیب که محرم باید از ابتدای صفا به ابتدای مروه برود و این یک دور محسوب می شود و آنگاه که از مروه به صفا باز می گردد، دور دوّم به پایان می رسد و به همین ترتیب ادامه می دهد تا در دور هفتم به مروه برسد و سعی تمام شود.
مسئله452‏:لازم نیست در هر شوطی روی کوه صفا یا مروه برود و همین مقدار که از ابتدای سراشیبی صفا شروع و به ابتدای سراشیبی مروه ختم کند و یا به عکس ، یک شوط محسوب می شود.
3. انجام سعی در مسعی و رو به صفا و مروه
مسئله453‏:در هنگام سعی باید مسیر بین صفا و مروه به صورت معمول و متعارف طی شود. و اگر محرم در هنگام سعی از داخل مسجدالحرام یا فضای خارج مسجد عبور کند، صحیح نیست و آن مقدار از سعی را باید جبران نماید.
مسئله454‏:محرم باید هنگام حرکت به سوی مروه، رو به مروه و هنگام بازگشت به طرف صفا، رو به صفا حرکت کند. بنابر این عقب عقب رفتن یا به پهلو رفتن صحیح نیست. ولی نگاه کردن به اطراف یا برگرداندن سر، اشکال ندارد.
مسئله455‏:‏ اگر کسی قسمتی از سعی را غیر متعارف انجام دهد، یعنی عقب عقب یا به پهلو حرکت نماید، باید برگردد و همان مقدار از سعی را اعاده نماید.
4. انجام هفت دور کامل و پی در پی
مسئله456:‏ تعداد اشواط سعی باید هفت شوط کامل باشد و کمتر یا زیادتر انجام دادن آن صحیح نیست.
مسئله457:اگر کسی عمداً تعداد اشواط سعی را کمتر یا زیادتر از هفت شوط انجام دهد، گناه کرده است ولی قبل از تقصیر می تواند آن را تدارک نماید، به صورتی که اگر کمتر انجام داده است، کمبود را جبران کند و اگر در حال انجام اشواط بعد از شوط هفتم باشد، سعی را از همان جا رها کند و تقصیر نماید و عمرۀ او صحیح است.
مسئله458:اگر کسی از روی عمد تعداد اشواط سعی را کمتر یا زیادتر از هفت شوط انجام دهد و تقصیر نماید، عمرۀ او باطل است.
مسئله459‏:اگر کسی بفهمد سعی را سهواً یا جهلاً، کمتر از هفت شوط انجام داده است، اگر می تواند باید برگردد و آن تعداد از اشواط سعی که یقین دارد انجام نداده است، جبران نماید. و اگر نمی تواند برگردد، باید نایب بگیرد. و چنانچه تقصیر را انجام داده باشد، لازم نیست اعاده کند و عمرۀ او صحیح است.
مسئله460‏:اگر کسی سهواً یا جهلاً سعی را بیش از هفت شوط انجام دهد، عمرۀ او باطل نیست، هر چند تقصیر کرده باشد و اگر قبل از تقصیر و در حال انجام اشواط اضافی بفهمد که سعی را بیش از هفت شوط انجام داده است، باید سعی را از همان جا رها کند و تقصیر نماید و عمرۀ او صحیح است.
مسئله461‏:اگر کسی بعد از تمام شدن سعی در تعداد شوط های آن شک کند، نباید به شک خود اعتنا کند.
مسئله462:اگر کسی در اثنای سعی در تعداد شوط ها شک کند، سعی او باطل است و باید آن را از سر گیرد، مگر در شک بین هفت و هشت ، که باید بنا را بر هفت بگذارد و سعی را تمام کند و تقصیر نماید.
مسئله463‏:گمان در سعی حکم شک را دارد.
مسئله464‏:‏ رعایت موالات عرفی بین اشواط سعی لازم است، یعنی نباید بین اشواطِ سعی آنقدر فاصله بیفتد که عرفاً پی در پی محسوب نشود. ولی محرم می تواند در آخر هر شوط یا حتّی بین اشواط قدری بنشیند یا استراحت کند یا روی صفا و مروه برود و بعد سعی را ادامه دهد.
 
5. مختون بودن
مسئله465‏:‏ مختون بودن در حال سعی، برای مردان واجب است. و این حکم پسر نابالغ را نیز شامل می شود.

احکام قطع سعی

مسئله466‏:‏ اگر کسی به هر دلیلی سعی خود را قطع کند، به شرط آنکه موالات عرفیه به هم نخورده باشد، بعداً می تواند از همان جا که قطع کرده است ادامه دهد و فرقی نمی کند که قبلاً چند شوط انجام داده باشد.
مسئله467:‏ قطع سعی برای رسیدن به نماز جماعت یا درک نماز اوّل وقت مستحبّ است.
مسئله468‏:‏ اگر کسی از سعی یا از شوطی که در حال انجام آن است، منصرف شود، سعی یا آن شوط از سعی باطل می شود و بدون اینکه محل سعی را ترک کند می تواند سعی یا آن شوط را از اوّل شروع کند.

آداب و مستحبّات سعی

مسئله469:انجام اعمال زیر هنگام سعی برای زائر مستحب است:
 
1 ـ مستحبّ است از دری که مقابل حجرالاسود است به سوی صفا متوجّه شود و با آرامی دل و بدن، بالای صفا رفته و به کعبه نظر کند و به رکنی که حجرالاسود در آن است رو کند و حمد و ثنای الهی را به جا آورد و نعمت های الهی را به خاطر بیاورد، سپس این اذکار را بگوید:
 
«أللهُ أکْبَرُ» هفت مرتبه.
«ألْحَمْدُلله» هفت مرتبه.
«لا اله َ الاَّ اللهُ» هفت مرتبه .
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ» سه مرتبه .
سپس صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرستد، و سه مرتبه بگوید:
«اللَّهُ أَکْبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَوْلَانَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَیِّ الدَّائِمِ»
 
پس سه مرتبه بگوید:
 
«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِیَّاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»
 
پس سه مرتبه بگوید:
 
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْعَفْوَ وَ الْعَافِیَةَ وَ الْیَقِینَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»
 
پس سه مرتبه بگوید:
 
«اللَّهُمَّ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ»
 
پس از آن بگوید:
 
«أللهُ أکْبَرُ» صد مرتبه .
«لا اله َ الاِّاللهُ» صد مرتبه .
«ألْحَمْدُلله» صد مرتبه .
«سُبْحان َالله» صد مرتبه .
پس بگوید:
 
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ غَلَبَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْمَوْتِ و فِی مَا بَعْدَ الْمَوْتِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ اللَّهُمَّ أَظِلَّنِی فِی ظِلِّ عَرْشِکَ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّکَ»
و مکرراً خودش و دینش و مالش را به خداوند تبارک و تعالی بسپارد و بگوید:
«أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ الرَّحْمَنَ الرَّحِیمَ الَّذِی لَا یَضِیعُ وَدَائِعُهُ نَفْسِی وَ دِینِی وَ أَهْلِی اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِی عَلَی کِتَابِکَ وَ سُنَّةِ نَبِیِّکَ وَ تَوَفَّنِی عَلَی مِلَّتِهِ وَ أَعِذْنِی مِنَ الْفِتْنَةِ»
 
سپس سه مرتبه بگوید:«أللهُ أکْبَرُ»
 
و پس از آن دعای سابق را تکرار کند، و دوباره «أللهُ أکْبَرُ» بگوید و باز دعا را اعاده نماید. اگر کسی تمام این عمل را نمی تواند انجام دهد، هر مقدار که می تواند بخواند.
2 ـ مستحب ّ است رو به کعبه نماید و این دعا را بخواند:
 
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی‏ کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ قَطُّ فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَیَّ بِالْمَغْفِرَةِ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ اللَّهُمَّ افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ فَإِنَّکَ إِنْ تَفْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ تَرْحَمْنِی وَ إِنْ تُعَذِّبْنِی فَأَنْتَ غَنِیٌّ عَنْ عَذَابِی وَ أَنَا مُحْتَاجٌ إِلَی رَحْمَتِکَ فَیَا مَنْ أَنَا مُحْتَاجٌ إِلَی رَحْمَتِهِ ارْحَمْنِی اللَّهُمَّ لَا تَفْعَلْ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ فَإِنَّکَ إِنْ تَفْعَلْ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ تُعَذِّبْنِی وَ لَمْ تَظْلِمْنِی أَصْبَحْتُ أَتَّقِی عَدْلَکَ وَ لَا أَخَافُ جَوْرَکَ فَیَا مَنْ هُوَ عَدْلٌ لَا یَجُورُ ارْحَمْنِی»
 
پس بگوید:
 
«یَا مَنْ لَا یَخِیبُ سَائِلُهُ وَ لَا یَنْفَدُ نَائِلُهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعِذْنِی مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِکَ»
3 ـ در حدیث شریف وارد شده است هر کسی که بخواهد مال او زیاد شود، ایستادن بر صفا را طول دهد و هنگامی که از صفا پایین می آید متوجّه کعبه معظّمه شود و بگوید:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ فِتْنَتِهِ وَ غُرْبَتِهِ وَ وَحْشَتِهِ وَ ظُلْمَتِهِ وَ ضَیْقِهِ وَ ضَنْکِهِ اللَّهُمَّ أَظِلَّنِی فِی ظِلِّ عَرْشِکَ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّک»
 
پس بگوید:
 
«یَا رَبَّ الْعَفْوِ یَا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ یَا مَنْ هُوَ أَوْلَی بِالْعَفْوِ یَا مَنْ یُثِیبُ عَلَی الْعَفْوِ الْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ یَا جَوَادُ یَا کَرِیمُ یَا قَرِیبُ یَا بَعِیدُ ارْدُدْ عَلَیَّ نِعْمَتَکَ وَ اسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ وَ مَرْضَاتِک»
4 ـ مستحبّ است پیاده سعی کند.
5 ـ مستحبّ است در مقداری از سعی که فعلاً بین چراغ های سبز رنگ واقع شده است، هروله کند.
6 ـ مستحبّ است هنگامی که به مناره میانه یا اوّلین چراغ سبز می رسد بگوید:
 
«بِسْمِ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأَکْرَمُ وَ اهْدِنِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِی ضَعِیفٌ فَضَاعِفْهُ لِی وَ تَقَبَّلْ مِنِّی اللَّهُمَّ لَکَ سَعْیِی وَ بِکَ حَوْلِی وَ قُوَّتِی فَتَقَبَّلْ عَمَلِی یَا مَنْ یَقْبَلُ عَمَلَ الْمُتَّقِینَ» [6]
 
و وقتی که از آن محل ّ گذشت بگوید:
 
«یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ وَ الْکَرَمِ وَ النَّعْمَاءِ وَ الْجُودِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْلِی ذُنُوبِی إِنَّهُ لَا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ یَا کَرِیمُ» [7]
 
7 ـ هنگامی که به مروه رسید، از کوه بالا رود و آنچه برای صفا گفته شد، به جا آورد سپس بگوید:
 
«یَا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ یَا مَنْ یَجْزِی عَلَی الْعَفْوِ یَا مَنْ دَلَّ عَلَی الْعَفْوِ یَا مَنْ زَیَّنَ الْعَفْوَ یَا مَنْ یُثِیبُ عَلَی الْعَفْوِ یَا مَنْ یُحِبُّ الْعَفْوَ یَا مَنْ یُعْطِی عَلَی الْعَفْوِ یَا مَنْ یَعْفُو عَلَی الْعَفْوِ یَا رَبَّ الْعَفْوِ الْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْو»
 
8 ـ در حال سعی ، در گریه کردن کوشش کند و خود را به گریه وا دارد.
 
9 ـ در حال سعی ، بسیار دعا کند و این دعا را نیز بخواند:
 
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ حُسْنَ الظَّنِّ بِکَ فِی کُلِّ حَالٍ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ فِی التَّوَکُّلِ عَلَیْکَ»
 
تقصیر
 
حَلْق (تراشیدن موی سر) و تقصیر (کوتاه کردن موی سر یا ناخن) از واجبات حج و عمره اند که در موارد مختلف یکی از آنها انجام می شود. حلق و تقصیر مانند سایر اعمال حج و عمره، از عبادات به حساب می آیند و مانند نماز نیاز به قصد قربت دارند.

معنای حلق و تقصیر

راغب اصفهانی در کتاب مفردات می گوید اصل حلق به معنی گلو است و در قطع مو (تراشیدن) نیز به کار رفته است. از این مادّه فقط دو مورد در قرآن یافت می شود که هر دو مربوط به حج است. تقصیر نیز از ماده «قصر» به معانی کوتاه کردن و زندانی کردن است.
 
در اصطلاح فقهی، «حلق» به معنای تراشیدن موی سر با تیغ و «تقصیر» به معنای کوتاه کردن بخشی از موهای سر یا ناخن ها در حج یا عمره است.
برخی از مفسران، واژه «تَفَث» را در این آیه اشاره به حلق یا تقصیر در حج دانسته اند. ثُمَّ لْیقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْیوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْیطَّوَّفُوا بِالْبَیتِ الْعَتِیقِ (ترجمه:سپس، باید آلودگی هایشان را برطرف سازند؛ و به نذرهای خود وفا کنند؛ و بر گرد خانه گرامی کعبه، طواف کنند.)

احکام حلق و تقصیر

حکم شرعی حلق و تقصیر در موارد مختلف متفاوت است:
• عمره مفرده:واجب تخییری، یعنی عمره گزار بین حلق موی سر و تقصیر یکی را انتخاب می کند که در این میان حلق فضیلت بیشتری دارد. در عمره، حلق یا تقصیر پس از سعی صفا و مروه انجام می شود.پس از این کار تمام محرمات احرام به جزاستمتاع از همسر بر مُحرِم حلال می شود.
 
• عمره تمتع:بنابر نظر مشهور، در عمره تمتع حلق جایز نیست و باید تقصیر کرد. پس از تقصیر تمام محرمات احرام حلال می شوند.
• حج تمتع:بنا بر نظر مشهور فقها، در حج تمتع حلق واجب است و تقصیر کفایت نمی کند. این فتوا برای فردی که اولین بار حج انجام می دهد (به آن شخص صَرورَه گویند) مشهورتر است. محل این کار در سرزمین منا پس از قربانی و بنابر مشهور در روز عید قربان است. پس از این کار تمام محرمات احرام به جز صید، استمتاع از همسر و بوی خوش بر مُحرِم حلال می شود.
برخی مراجع تقلید در تقصیر، کوتاه کردن ناخن را کافی ندانسته و چیدن قسمتی از مو را نیز لازم می دانند. حلق اختصاص به مردان داشته و زنان در همه موارد باید تقصیر انجام دهند. مانند سایر اعمال حج و عمره، حلق و تقصیر نیز از عبادات بوده و مانند نماز نیاز به قصد قربت دارند.
 
کندن یا حلق موهای بدن یا ناخن ها در حال احرام (پیش از حلق یا تقصیر) حرام بوده و کفاره دارد.

فلسفه تراشیدن سر

موی سر زینت بخش ظاهر فرد بوده و انسان نسبت به آن دلبستگی دارد. در حج، انسان تلاش می کند این دلبستگی ها را که در موارد زیادی مانع سلوک معنوی می شود از خود دور کند. با دل کندن از این علاقه های شخصی، دل کندن از عیوبی که انسان با آن ها خو گرفته نیز آسان تر می شود. امام صادق(ع) فرمود:«وَ احْلِقِ الْعُیوبَ الظاهِرةَ وَ الباطِنَةَ بِحَلْقِ شَعْرِکَ» (ترجمه:با تراشیدن موی خود تمام عیب های ظاهری و باطنیت را بتراش.)
 
امام سجاد(ع) در بیان آداب باطنی حج به شِبلی فرمود:«فَعِنْدَ مَا حَلَقْتَ رَأْسَکَ نَوَیتَ أَنَّکَ تَطَهَّرْتَ مِنَ الْأَدْنَاسِ وَ مِنْ تَبِعَةِ بَنِی آدَمَ وَ خَرَجْتَ مِنَ الذُّنُوبِ کَمَا وَلَدَتْکَ أُمُّک؟» (ترجمه:آیا هنگامی که سر خود را می تراشیدی نیت این نمودی که با این عمل خود را از آلودگی های گناهان و تعدی به حقوق آدمیان پاک نمایی و همچون روز ولادت از مادر از تمام سیئات و معاصی بیرون رفته و دیگر به آنها بازنگردی؟
عمره مُفرده یکی از اقسام عمره است. عمره مفرده در مقابل عمره تمتع قرار دارد و عبارت است از مناسکی ویژه در میقات و مکه و به این دلیل که ارتباطی به حج ندارد و به صورت مستقل انجام می گیرد مفرده نامیده شده است.
 
HAJJ
HAJJ
 
عمره مفرده بر کسانی که در مکه یا نزدیک آن هستند یک بار در عمر واجب است
 
عمره مفرده یکی از اقسام عمره و قسیم آن عمره تمتع است که با حج تمتع در یک سال انجام می شود. عُمره مانند حج به واجب اصلی و عرضی؛ و مستحبی تقسیم می شود، و به اصل شرع مقدس اسلام با شرایطی که در حج معتبر می باشد در طول عمر بر هر مکلفی، یک مرتبه واجب است. و وجوب آن مانند حج، فوری است.در وجوب عمره، استطاعت برای حج معتبر نیست و اگر کسی برای عمره مستطیع باشد، بر او واجب است، هر چند که استطاعت حج را نداشته باشد، همچنان که عکس آن هم صادق است؛ یعنی اگر شخصی فقط استطاعت برای حج داشته باشد و برای عمره مستطیع نباشد، واجب است که حج را به جا آورد. این برای کسانی است که در مکه یا قریب به آن هستند و وظیفۀ آن ها حج قران و افراد (حج و عمرۀ مفرده) می باشد. و استطاعت برای یکی از آن دو عمل برای آن ها قابل تصور است.
 
عمره مفرده بر کسانی که از مکه دور هستند مستحب است نه واجب
 
اما برای کسانی که از مکه دور هستند و وظیفه آن ها حج تمتع است، مثل ایرانیان، چنین نیست. و برای آنان عمره تمتع، کفایت از عمره مفرده می کند، و این که آیا عمره مفرده بر این ها در صورتی که استطاعتش را داشته باشند، ولی مستطیع برای حج نباشند، واجب می شود یا نه؟ مشهور بین فقها آن است که واجب نیست؛ و همین اقوی است. بنابر این عمره مفرده بر اجیری که از عمل نیابت حج فارغ شده اگر چه در مکه است و استطاعت آن را دارد، واجب نمی شود. و نیز بر کسی که متمکن از عمره مفرده می باشد ولی به خاطر مانعی برای حج تمکن ندارد، عمره مفرده واجب نمی باشد لیکن احتیاط مستحب بر چنین کسی آن است که عمره مفرده را بجا آورد. (رجوع شود به تحریرالوسیله، ج 1، کتاب الحج، القول فی اقسام العمرة، مسأله 1 و 2)
 
اعمال هفت گانه عمره مفرده و ترتیب آن
 
مناسک عمره مفرده هفت عمل واجب است که همگی عبادت است و به ترتیب و با قصد قربت انجام می شود. هر یک از اعمال عمره واجبات و شرایطی دارد که جزئیات آن در کتب تحریرالوسیله و مناسک حج و عمره امام خمینی ره بیان شده است و پرداختن به آن ها خارج از حیطه و حوصله مقام اختصار می باشد؛ لیکن کلیات آن چنان است که در پی می آید.
 
نخست:در یکی از میقات ها و به نیت عمره مفرده احرام باید بست و بعد از آن راه مکه مکرمه را در پیش گرفته و به سوی آن رهسپار شد. بر کسی که مُحرم شده است به احرام عمرۀ مفرده، حرام می شود جمیع چیزهایی که در احرام تمتع آمده است و به آن ها محرمات احرام گفته می شود.
واجب دوم و سوم:طواف عمره و زیارت و نماز آن است. که با طهارت از حدث و خبث باید انجام شود.
 
معتمر بعد از ورود به مکه معظمه، در حالی که جان خویش به لباس مهمانی جان جانان آراسته است، قدم درمسجدالحرام می گذارد که قرآن کریم فرمان حق تعالی به خلیل الرحمن برای تطهیر آن برای طواف کنندگان را چنین حکایت می نماید:
 
وَ إِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَکَانَ الْبَیْتِ أَنْ لاَ تُشْرِکْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْقَائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ ﴿حج، آیه 26﴾
 
چهارم:هفت مرتبه سعی بین صفا و مروه واجب بعدی است که قرآن مجید آن را از شعائر الهی معرفی کرده و در آیه:158 سوره بقره در باره آن چنین گفته است:
 
إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ
 
پنچم:آن گاه که سعی به پایان می رسد، به قصد انجام فرمان خداوند بزرگ، مردان باید حلق یا تقصیر نمایند و زنان تقصیر؛ حلق تراشیدن موی سر را گویند، و تقصیر آن است که مقداری از ناخن یا موی سر یا شارب یا محاسن چیده می شود. البته بهتر و احوط آن است که به گرفتن ناخن اکتفا نشود، و تراشیدن سر کفایت نمی کند چه رسد به تراشیدن محاسن.بعد از آن که معتمر حلق یا تقصیر کرد همه چیزهایی که به واسطه احرام حرام شده بود از این حیث بر او حلال می شود مگر زن ها.
 
ششم و هفتم:بعد از حلق یا تقصیر، طواف نساء و نماز آن به جا آورده می شود، که کیفیت و شرایط آن همانند طواف زیارت و نماز آن است. طواف نساء و نماز آن مختص مردها نیست بلکه بر زن ها و طفل ممیز و خنثی و خصی نیز نیز واجب است.این آخرین عمل واجب عمره است که بعد از به جا آورد آن، زن هم حلال می شود. بدین ترتیب مناسک عمره به پایان رسیده و زائر به طور کل از احرام خارج می شود. و هر آن چه که به واسطه احرام عمره مفرده حرام شده بود از این حیث حلال می گردد.
 
کسی که برای حج یا عمره احرام بسته است از کارهایی باید اجتناب نماید
 
کسی که برای حج یا عمره احرام بسته است از کارهایی باید اجتناب نماید که به آن ها محرمات احرام گفته می شود.تکالیفی که بر پایه احترام حرم، کرامت مکه و عظمت کعبه، حقیقت احرام و فلسفه حج و عمره و در جهت تعالی معنوی ضیوف الرحمن بر عهده آنان قرار گرفته است و آن بر سه قسم است:محرمات مخصوص مرد، محرمات مخصوص زن و آن چه که مشترک بین زن و مرد است.
 
اما کارهایی که در حال احرام هم بر زن حرام است و هم بر مرد؛ و آن هیجده مورد است:
 
اول:شکار صحرایی وحشی؛ مگر در صورت ترس از آزار آن، چه شکار کردن باشد و چه خوردن گوشت شکار، هرچند که شکار کننده آن را در غیر حال احرام شکار کرده باشد.همچنین اشاره کردن و راهنمایی نمودن و بستن و سر بریدن صید (نه حیوانات اهلی) نیز حرام است، چه نسبت به خود حیوان باشد یا نسبت به جوجه و یا تخم آن. پرنده ها حتی ملخ در حکم شکار صحرایی می باشد.
و احتیاط واجب آن است که کشتن زنبور و مورچه ای که انسان را اذیت نمی کند، ترک شود.البته در صید احکام زیادی است که به جهت مبتلابه نبودن در مناسک ذکر نمی شود.
دوم:زن برای مرد، و مرد برای زن؛ پس مقاربت نمودن، بوسیدن و دست بازی کردن، و نگاه از روی شهوت بلکه هر نوع لذّت جنسی بردن و کامجویی کردن بر محرم حرام است هر چند که آن دیگری در احرام نباشد.استمتاع در حال احرام اگر از روی علم و عمد باشد موجب کفاره است که نوع آن به حسب موارد مختلف می باشد و تفصیل و موارد آن در مناسک آمده است، مثلا مردی اگر زنی را از روی شهوت ببوسد کفاره اش یک شتر است ، و اگر بدون شهوت باشد کفاره آن یک گوسفند است اگر چه احتیاط مستحب یک شتر است. همچنین است اگر زنی مردی را ببوسد.
 
همچنین، مقاربت کردن در حال احرام اگر از روی علم و عمد باشد علاوه بر کفاره، در بعض صور سبب بطلان حج نیز می شود.
 
آن چه که گفته شد اگر از روی جهل به حکم یا از روی غفلت یا فراموشی انجام بگیرد حج به واسطه آن باطل نمی شود و کفاره ای هم بر او نیست.
 
سوم:عقد کردن برای خود یا برای دیگری؛ هرچند آن دیگری در احرام نباشد. و بین عقد دائم و عقد موقت ظاهرا فرقی نیست.
 
چهارم:استمناء، یعنی تلاش نمودن برای خروج منی، چه با دست باشد یا غیر آن، به هر وسیله و روشی که باشد حتی با خیال آوردن یا ملاعبه، با همسر یا دیگری؛ پس اگر به واسطه آن منی بیرون آید یک شتر به عنوان کفاره واجب است. و به احتیاط واجب در مواردی که مقاربت موجب بطلان حج است، استمناء هم مبطل می باشد.
 
پنجم:به کار بردن عطریات با همه انواعش؛ از قبیل مشک، زعفران، کافور، عود و عنبر، هر نوع استفاده ای که باشد، رنگ آمیزی، مالیدن و بخور دادن، بر بدن باشد یا لباس.همچنین پوشیدن چیزی که بوی عطری دارد جایز نیست هر چند که قبل از احرام به آن عطر زده باشند.خوردن چیزی که دارای عطر است مانند زعفران جایز نیست، ولی بنابر اقوی "زنجبیل" و "دارچین" و "هِل" حرام نیست، گرچه احتیاط مستحب اجتناب از آن ها است.خودداری کردن از ریاحین یعنی هر گیاهی که دارای بوی خوش و عطر است، واجب می باشد ، مگر بعضی از انواع آنها که صحرایی است و در مناسک آمده است.پرهیز از خوردن و بوئیدن میوه های خوشبو مانند سیب و ترنج، لازم و واجب نیست ، هرچند که احتیاط مستحب آن است که از بوئیدن آن ها خودداری شود.در حال احرام خرید و فروش عطریات و نگاه به آن ها اشکالی ندارد لیکن اجتناب از بوئیدن آن ها واجب است بجز استشمام عطری که در بازار عطرفروش ها بین صفا و مروه است و استثناء شده و استشمام آن جایز است.کسی که به پوشیدن یا خوردن یا آشامیدن چیز معطر، ناچار گردد واجب است که بینی خود را بگیرد تا بوی عطر را استشمام نکند. اما گرفتن بینی از بوی بد جایز نیست گرچه می توان که از آن فرار کرد و دور شد.کفاره استعمال عطریات بنابر احتیاط واجب یک گوسفند است. و اگر استعمال عطریات تکرار شود چنانچه بین دو مرتبه استعمال نمودن، کفاره رد شده است، کفاره تکرار می شود و گر نه چنانچه این تکرار در اوقات مختلف بوده باشد احتیاط تکرار کفاره است و در صورتی که در یک وقت تکرار شده باشد، کفایت یک کفاره بعید نیست.
 
ششم:سرمه کشیدن است به سیاهی که در آن زینت باشد هر چند قصد زینت را نکند ؛ و به احتیاط واجب از مطلق سرمه ای که دارای زینت است باید اجتناب گردد بلکه اگر دارای بوی خوش باشد بنا بر اقوی حرام می باشد. و حرمت آن نیز اختصاص به زن ها ندارد بلکه بر مردان هم حرام می باشد.سرمه کشیدن از روی ناچاری جایز است.صرف سرمه کشیدن کفاره ندارد، ولی اگر دارای بوی خوش باشد به احتیاط واجب کفاره دارد.
 
هفتم:نگاه کردن به آئینه است که در آن فرقی بین زن و مرد نیست؛ لیکن کفاره ندارد اما بعد از نگاه کردن مستحب است که تلبیه بگوید. به احتیاط واجب کسی که قصد زینت و آراستن خویش ندارد نیز از نگاه کردن در آئینه اجتناب کند.نگاه کردن به اجسام صیقلی و به آب صاف که اشیاء در آن دیده می شود اشکال ندارد. و عینک در صورتی که زینت باشد جایز نیست و الا اشکالی ندارد.
هشتم :از محرمات احرام زن و مرد:«فسوق» است ؛ و آن فقط دروغ نیست، بلکه شامل فحش دادن و فخر نمودن به دیگران هم می شود.در فسوق کفاره نیست، اما مانند هر گناه دیگر توبه کردن از آن واجب است، البته کفاره دادن مستحب می باشد، هر چیزی که باشد؛ ولی بهتر آن است که گاوی را ذبح کند.
 
نهم:«جدال» است ؛ جدال یعنی:در مقام اثبات یا نفی چیزی، گفتن «لا و اللّه» و «بلی و اللّه» و هر چیزی که به زبان های دیگر به معنای آن است.اگر قسم به لفظ جلاله «اللّه» یا مرادف آن باشد جدال می باشد؛ اما سوگند به غیر خدای متعال از مقدسات ملحق به جدال نیست؛ و به احتیاط واجب سایر نام های خدای متعال مانند رحمان و رحیم و خالق آسمان ها و مانند این ها به لفظ جلاله ملحق است و قسم به آن ها جدال می باشد.قسم خوردن به لفظ جلاله و مانند آن برای شخصی که برای ثابت کردن حق یا باطل کردن باطلی ناچار از آن است، جایز می باشد.اگر کسی بر سخن راست قسمی بخورد که جدال است و آن را حداکثر دو بار تکرار کند کفاره ای بر او نیست، اما در مرتبۀ سوم یک گوسفند کفاره آن است؛ و اگر بر سخن دروغ چنین قسمی یاد کند، احتیاطا برای مرتبه اول یک گوسفند و در دو مرتبه یک گاو و در سه مرتبه یک شتر کفاره دهد بلکه خالی از قوت نیست.
 
دهم:کشتن جانورانی از قبیل شپش و کک و مانند این ها که در بدن سکونت می گزینند ؛ همچنین است حیواناتی که در بدن دیگر حیوانات می باشند.انداختن این حیوانات از بدن و انتقال دادن آنها از جایشان به جایی که از آن می افتد نیز جایز نمی باشد بلکه به احتیاط واجب انتقال دادن آن ها به جایی که در معرض سقوط می باشند هم جایز نیست. بلکه احوط اولی آن است که از محلی که در آن محفوظ ترند به جایی دیگر انتقال ندهند.و بعید نیست که در کشتن جیوانات گفته شده کفاره نباشد لیکن احتیاط آن است که یک مشت طعام صدقه داده شود.
 
یازدهم:از کارهایی که ترک آن در حال احرام بر زن و مرد واجب می باشد:انگشتر به دست کردن است برای زینت ؛ اما اگر برای زینت نباشد بلکه برای استحباب یا خاصیتی که در آن است دست کنند، اشکالی در آن نیست.و احتیاط آن است که حنا را نیز برای زینت استعمال نکند، بلکه اگر حنا زینت محسوب شود احتیاط ترک آن است اگر چه به قصد زینت نباشد، بلکه حرمت در هر دو صورت، خالی از وجه نیست.کسی که قبل از احرام حنا بسته است چه به قصد زینت یا غیر آن، و چه اثرش تا زمان احرام باقی بماند یا نماند، مانع ندارد.در انگشتر به دست کردن و حنا بستن کفاره نیست اگر چه فعل حرام انجام شده است.
 
دوازدهم:روغن مالیدن ؛ هرچند دارای بوی خوش و عطر نباشد؛ بلکه مالیدن روغنی که عطر و بوی آن تا وقت احرام باقی می ماند قبل از احرام نیز جایز نیست.روغن مالی در حال ضرورت و ناچاری بی اشکال است، و همچنین است خوردن روغنی که عطر و بوی خوش ندارد.یک گوسفند کفاره مالیدن روغنی است که بوی عطر دارد، حتی برای کسی که از روی ناچاری و اضطرار انجام داده باشد، و اگر دارای بوی عطر نباشد کفاره ندارد.
سیزدهم:از بین بردن مو؛ به هر اندازه و به هر نحو و از هر کجای بدن خود یا هر کس دیگر که باشد ؛ زیاد یا کم، حتی یک مو از سر و ریش و بقیه بدن چه با تراشیدن یا کندن یا غیر آن ها، چه مو را از خود ازاله کند یا از غیر خودش گرچه آن دیگری در حال احرام نباشد.ازاله مو به جهت ضرورت و از روی ناچاری مانند جلوگیری از شپش و اذیت رساندن مو به چشم، اشکالی ندارد ، همچنین است حکم افتادن مویی که در حال وضو یا غسل، بدون قصد می افتد.
 
یک گوسفند احتیاطا کفاره تراشیدن سر است اگر ضرورت نداشته باشد بلکه وجوب این کفاره بعید نیست، و اگر تراشیدن موی سر از روی ناچاری باشد کفّاره آن دوازده مد طعام برای شش فقیر است که به هرکدام دو مدّ داده می شود، یا ذبح یک گوسفند و یا روزۀ سه روز است.به احتیاط واجب در ازالۀ موی سر اگر با تراشیدن نباشد همان کفاره تراشیدن باید پرداخت شود.در کندن موی زیر هر دو بغل یک گوسفند باید کفاره داد. و کندن موی یکی از بغل ها به احتیاط واجب یک گوسفند کفاره دارد، و اگر با دست به موی کشیدن، یک مو یا بیسر بیفتد احتیاطا یک کف طعام صدقه داده می شود.
 
چهاردهم:بیرون آوردن خون از بدن خود؛ گرچه با خاراندن و خراشیدن یا مسواک باشد ، ولی بیرون آوردن خون از بدن دیگری مثل کندن دندان یا حجامت او اشکال ندارد، همان طور که خون بیرون آوردن از بدن خویش در وقت ناچاری و از روی نیاز بلااشکال است.در خون انداختن بدن خویش و لو این که از روی ضرورت نباشد، کفاره نیست.
 
پانزدهم:چیدن و کوتاه کردن همه و یا بعضی از ناخن های دست یا پا ؛ با هر وسیله ای از قبیل قیچی و چاقو و مانند اینها که باشد فرقی نمی کند. و احتیاط واجب آن است که ناخن را با دندان و مانند آن نیز نگیرند.یک مد طعام کفاره گرفتن هر ناخن از دست یا پا می باشد مادامی که در هر کدام از دست و پا به ده نرسیده باشد پس اگر کسی در حال احرام نُه ناخن پا و نُه ناخن دست را بگیرد باید برای هر یک از آنها یک مد طعام بدهد.و کفارۀ گرفتن تمام ناخن های دست یک گوسفند است ، و کفاره گرفتن تمام ناخن های پا هم یک گوسفند است،. در این باره جزئیات زیادی است که تفصیل آن در مناسک ذکر شده است.برای محرم گرفتن تمام یا بعضی از ناخن ها در حال ناچاری جایز است ولی باید به احتیاط واجب کفاره را به نحوی که گفته شده اداء نماید.
 
شانزدهم:کشیدن دندان است؛ حتی اگر کندن دندان سبب خون آمدن نشود نیز بنا بر اجتیاط باید ترک شود؛ و کفاره آن به احتیاط واجب یک گوسفند است.
هفدهم:کندن و بریدن درخت و گیاهی که در حرم روئیده است؛ البته مواردی از آن استثناء شده است و علاقمندان آن ها را در مناسک حج حضرت امام خمینی ره جستجو خواهند نمود.اگر درختی که بریدن آن جایز نیست را کسی ببرّد یا بکند ، در درخت بزرگ، یک گاو به عنوان کفاره واجب است و در درخت کوچک بنابر احتیاط یک گوسفند.و در قطع قسمتی از درخت، اقوی آن است که قیمت آن باید کفاره داده شود.و در کندن گیاه کفّاره ای نیست مگر استغفار.حرمت کندن و بریدن گیاه و درخت در حرم مختص حال احرام نیست بلکه برای شخصی هم که در احرام نمی باشد و به اصطلاح مُحِلّ است نیز بریدن درخت و گیاه از حرم، همانند محرم جایز نمی باشد.و اگر کسی بطور متعارف راه برود و گیاهی را قطع کند اشکالی ندارد.
هجدهم و آخرین محرمات مشترک بین زن و مرد:به تن داشتن اسلحه سرد و گرم است؛ مثل شمشیر و خنجر و تپانچه و نظیر این ها از وسایلی که ایزار جنگ محسوب می شود بنابر احتیاط ، مگر بخاطر ناچاری.البته همراه بردارشتن سلاح به صورتی که به تن نبوده باشد مکروه است اگر ظاهر باشد، و احوط ترک آن است.

 

اعمال حج عمره و تمامی پرسش و پاسخ های آن

51
منبع : نمناک - / ک.ک
این مطلب مفید بود ؟ 1 0
برچسب ها :
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف