برو به :
نمناک ورزشفوتبال گفتگویی داغ با امیر قلعه نویی سرمربی استقلال
استقلال ، استقلال تهران
امیر قلعه نویی سرمربی استقلال در گفتگویی ویژه و داغ از روز های گذشته و اتفاقات امروز استقلال گفت. او در این مصاحبه گفت از همان ابتدا استقلالی بودم و اصلا به پیراهن قرمز فکر نمی کردم.
بازدید : 4,390 نفر

 امیر قلعه نویی سرمربی تیم استقلال و مرد با تدبیر فوتبال کشور در گفتگویی داغ و حساس از زندگی گذشته و روزهای جوانی که در استقلال توپ می زد صحبت کرد. او نظرش را در مورد افرادی که مخالفش هستند بیان کرد و گفت یاد گرفته است مخالفانش را ببخشد تا راحت تر زندگی کند.

امیر قلعه نویی پس از چندین بار خلف وعده بالاخره زیر بار یک مصاحبه مفصل رفت و به بعضی از سوالات در کمال خونسردی پاسخ داد و از شما چه پنهان در مقابل بعضی از سوالات هم چندان خونسرد نبود. درواقع یکی از شرط های سرمربی استقلال برای انجام این گفت و گو این بود که در پاسخ دادن به سوالات طرح شده از جانب ما آزادی عمل داشته باشد و به هر موردی که تمایل نداشت پاسخ ندهد. قطعا اگر به روال تنظیم سوالات و پراکندگی مطالب دقت کنید، متوجه می شوید امیرخان کجاها موضوع را قطع کرده و ما مجبور شده ایم موضوع گفتگو را عوض کنیم تا این مصاحبه تداوم پیدا کند.

به هر روی با هر مشقتی که بود این گفت و گو به انجام رسید و امیر قلعه نویی مثل همیشه با رعایت ادب، متانت و کسوت پیرامون بعضی از همکاران و همبازیان سابقش اظهارنظر کرد. اگر نخواهیم از دایره انصاف خارج شویم در خیلی از موارد به امیرخان حق دادیم سکوت کند و از موشکافی برخی اتفاقات حذر کند تا آرامش خود و مجموعه تحت امرش به هم نخورد.

امیر قلعه نویی سرمربی تیم استقلال

موافقید از روزهای ابتدایی حضورتان در استقلال آغاز کنیم؟

روزها که چه عرض کنم، ماه های ابتدایی حضورم در استقلال.

مگر در آن زمان چه اتفاقای رخ داد؟

راستش در آن زمان قانون های من درآوردی فوتبال زیاد بودند که دست و پای بازیکنان را می بستند. من هم اسیر یکی از این قوانین شدم و مجبور شدم برای حضور در تیم محبوبم شش ماه خانه نشین باشم.

چه قوانینی؟ چرا خانه نشینی؟

در آن زمان قانونی مصوب شده بود که اگر یک بازیکن در تیم خارجی قصد داشت به تیم داخلی ملحق شود باید از آخرین بازی اشت با تیم خارجی شش ماه سپری می شد. من هم از بیست و پنجم شهریور تا بیست و پنجم اسفندماه باید بیرون زمین می نشستم تا اجازه حضور دوباره در لیگ فوتبال ایران را پیدا کنم.

در این مدت ظاهرا پرسپولیسی ها هم برای حضور شما در این تیم ابراز تمایل کرده بودند.

بله، مسئولان پرسپولیس هم خواهان حضور من در تیمشان و عقد قرارداد با سرخپوشان بودند، منتها من از همان ابتدا استقلالی بودم و اصلا به پیراهن قرمز فکر نمی کردم.

ظاهرا پروین از شما خواسته بود به پرسپولیس بیایید و نپذیرفتید، درست است؟

ببینید، رفاقت من با علی آقا داستان جدایی از مسائل درون فوتبال دارد. من علی آقا را به عنوان یکی از بامعرفت های این فوتبال قبول دارم و همیشه شیوه رفتار، کردار و منش جوانمردانه اش را ستایش کرده ام، منتها حضور در پرسپولیس چیز دیگری بود که باعث شد با وجود مشکل بودن این قضیه برای من، برای اولین و آخرین بار به پروین «نه» بگویم و از علایقم به استقلال حرف بزنم.

پروین ناراحت نشد؟

نه، خوشبختانه علی آقا خیلی منطقی با قضیه برخورد کرد و با شنیدن حرف هایم گفت من هیچ کس را برای حضور در پرسپولیس تحت فشار نمی گذارم. هرجور عشقته! توی فوتبال باید با رضا و رغبت بازی کنی تا پیشرفت داشته باشی، وگرنه زمین می خوری.

از چه زمانی به استقلال علاقه مند شدید؟

از دوران کودکی، یادم می اید استقلال یک مربی به اسم رایکوف داشت که واقعا در فوتبال آن روزها صاحب سبک و کلاس بود. من وقتی شیوه بازی تیم رایکوف را می دیدم مجذوب این تیم شدم و همیشه آرزوی پوشیدن پیراهن استقلال را در سر می پروراندم،که بالاخره این اتفاق رخ داد.

اولین بازی شما در استقلال با داربی همراه شد؟

بله، از اولین حضورم در استقلال خاطره بدی دارم، چون در همان بازی و در داربی به پرسپولیس باختیم. من هم در ابتدای دوران فوتبالم بودم و این موضوع برایم خیلی گران تمام شد. یادم هست یکی، دو شب بعد از این بازی یکسره خواب اتفاقات رخ داده در داربی را می دیدم و در حالی که صورتم عرق کرده بود، از خواب می پریدم. بگذریم... خلاصه خیلی سخت بود.

از عید همان سال و حال و هوای تعطیلات ایام عید بگویید.

راستش من قبل از حضور در استقلال هم بازیکن گمنامی نبودم که بگویم به عشق شهرت و اهمیتی که به بازیکنان استقلال و پرسپولیس می دادند، جذب یکی از این دو باشگاه شدم. من آمده بودم تا به تیمی که دوستش دارم کمک کنم. البته توجهی که از بابت حضورم در استقلال گرفتم، از شیرین ترین خاطرات زندگی ورزشی ام بوده.

امیرخان چندبار در دوران فوتبالتان مصدوم شدید؟ یک دفعه هم که مصدومیت شما اشتباه جراحی شد.

مصدومیت های من از تلخ ترین خاطرات زندگی ورزشی ام به حساب می آیند، چون همیشه وقتی در اوج فوتبالم بودم با این مشکل مواجه می شدم و همه چیز تحت الشعاع موضوع قرار می گرفت. می دانید که وقتی بازیکن در اوج آمادگی مصدوم می شود دوباره چه فرآیندی را باید طی کند تا به همان شرایط گذشته برگردد. در مورد اشتباه در جراحی هم دیگر گذشته و باید گذشته را به گذشته ها سپرد و به فکر آینده بود.

در طول یکی دو ماه اخیر چند باری از قهرمانی در آسیا یاد کرده اید.

بله، به یاد دارم با کمترین هزینه و کمترین امکانات قهرمان آسیا شدیم؛ آن هم در شرایطی که هیچ کس امیدی به کسب این مقام نداشت. واقعا استقلال آن سال ها در اوج اقتدار بود.

گفتگوی جالب با سرمربی استقلال

بحث هایی که چندی پیش با فتح ا...زاده داشتید باعث شد یاد و خاطره آن دوران دوباره در اذهان فوتبالدوستان شکل بگیرد.

بحثی نبود. باورکنید من فتح ا...زاده را عضو خانواده استقلال می دانم و معتقدم برای این تیم زحمت کشیده است. چون او جزو خانواده ماست، نه روی دشمنی اش حساب می کنم نه روی دوستی اش. (با خنده) روی دشمنی اش که اصلا! چون فتح ا...زاده معمولا واکنش های احساسی دارد و از ته قلبش بد کسی را نمی خواهد. همین برای من کافی است تا از او کینه به دل نگیرم. هرچند که این موضوع مختص فتح ا...زاده نیست، من عادت کرده ام مخالفانم را ببخشم تا راحت تر زندگی کنم. این یک اصل در زندگی من است.

مخالفانتان چطور؟ شما را می بخشند؟

گاهی اوقات نه، می بینی شب می خوابند و صبح بلند می شوند و با ذهنیت ساختن و کنار هم گذاشتن یک سری اتفاقات به این نتیجه می رسند که باید دشمن من شوند. من هم از این رفتار حسابی تعجب می کنم و فقط امیدوارم که روزی به اشتباه خودشان پی ببرند و در رفتاری که با من داشته اند تجدیدنظر کنند.

بعضی ها می گویند شما پشت فتح ا...زاده را خالی کردید.

این گروه به اتفاقات رخ داده در طول چند سال اخیر اشراف ندارند. من پشت فتح ا...زاده را خالی نکردم بلکه او بود که پشت من را خالی کرد.

چطور؟

در چند مرحله من به حمایت مدیرعامل استقلال نیاز داشتم اما او به جای این که از سرمربی تیمش حمایت کند دوپهلو حرف زد و نگذاشت تیم آرامش داشته باشد. اگر درست اتفاقات رخ داد در استقلال را بررسی کنید به این موارد برمی خورید. من در مورد تاریخ ها زیاد حضور ذهن ندارم.

می توانستید در دوران فوتبالتان رکورد نقل و انتقالات یک فصل را بشکنید اما پیشنهاد سپاهان را رد کردید.

بله. درست به خاطر دارم بعد از قهرمانی استقلال در آسیا و اتفاقاتی که منجر به دسته سومی شدن استقلال شد، فیروز کریمی سرمربی وقت سپاهان به من پیشنهاد داد در ازای دریافت پنج میلیون تومان پیراهن این تیم را برتن کنم، اما نتوانستم روی عشق و علاقه ام پا بگذارم و در حساس ترین شرایطی که استقلال به کمک من احتیاج داشت به تیم مورد علاقه ام پشت کنم. لذا به پیشنهاد پنج میلیونی سپاهان «نه» گفتم و استقلال را در دسته سوم همراهی کردم.

خاطرتان هست وقتی پیشنهاد پنج میلیونی سپاهان را رد کردید از استقلال چقدر گرفتید؟

فکر کنم قراردادم هفتصد هزار تومان بود اما استقلال دسته سومی را به پیشنهاد پنج میلیونی سپاهان نفروختم. اگر می بینید از اظهارات جواد نکونام در آن مصاحبه ناراحت شدم و به خاطر این قضیه شکایت کردم، هیچ دلیلی غیر از این نداشت که او روی نقطه حساس من دست گذاشت و تعصب من به استقلال را زیر سوال برد. به جز عشق و علاقه چه چیزی می توانست به من این قدرت را بدهد که در اوج شرایط کم پولی استقلال به پیشنهادی که می توانست رکورد نقل و انتقالات را بشکند نه بگویم! البته بودند بازیکنانی که در همان دوران از استقلال جدا شدند و عضویت تیم های دیگر را پذیرفتند.

من هم به کار آن ها ایرادی نمی گیرم اما من دلم راضی نشد، به بقیه هم کاری ندارم. شکایتم از نکونام را هم پیگیری می کنم، چون این تعصب را زیر سوال برد و سعی داشت این موضوع را به ذهن فوتبالدوستان القا کند که من به خاطر عدم حضور در راس کادر فنی استقلال از باخت این تیم خوشحال شدم، در صورتی که من در همان زمان تیم داشتم و از لحاظ مالی هم قرارداد خوبی بسته بودم، راه بازگشت مجددم به استقلال هم کاملا هموار بود، دیگر دلیل نداشت به دنبال حواشی اینچنینی باشم تا از این راه به خواسته ام برسم.

انگار عادت شده که بعضی از بازیکنان استقلال وقتی از تیم جدا می شوند علیه شما موضع بگیرند.

متاسفانه این اعمال و رفتار جو اعتماد متقابل و تعامل بین مربی و بازیکنان را تحت الشعاع قرار می دهد. وقتی می بینی بازیکنی که تا دیروز چاکرم و نوکرم می گفت حالا از هیچ فرصتی برای این که پشت سر تو حرف بزند نمی گذرد، واقعا در می مانی که چه باید بگویی! از خودت می پرسی آیا واقعا کسی که این روزها علیه من موضع می گیرد همان بازیکنی است که تا چندی پیش برای عقد قرارداد با استقلال به هر دری می زد و برای این و آن پیغام می فرستاد و واسطه می تراشید؟ البته من از همان اول هم روی این نوکرم چاکرم ها حساب نمی کردم، ولی این اتفاقات باعث شد در انتخاب دوست و دشمنم قدر تامل کنم. درواقع یاد گرفته امدوست و دشمنم را زمانی بشناسم که از تیم جدا شدند. اگر از تیم جدا شدند و باز هم احوال من را پرسیدند و قدردان زحماتی بودند که برای آن ها کشیدم، باورم می شود دوستم دارند و قدر محبتی که در حقشان کرده ام را می دانند. اگرهم نه که هیچ ایرادی ندارد، به هر حال قرار نیست همه آدم های دنیا مرام داشته باشند.

شکایت قلعه نویی از برنامه نود

شکایت از برنامه نود غیرمنتظره بود. همان طور که رضایت دادن در این باره هم بدون هیچ مقدمه ای صورت گرفت.

رضایت دادن من به منزله این نیست که رفتار و عملکرد برنامه نود را در قبال خودم و استقلال تایید کنم و یا زیر بار این موضوع بروم که حق داشته اند این گونه با شخصیت من و تیم من بازی کنند، یک بزرگوار در این باره وساطت کرد که نتوانستم حرفش را زمین برنم.

می شود اسم این بزرگوار را بیاورید؟

نه، سوال نکنید که اصلا نمی گویم. اما این دوست مشترک اصلا از جمله افرادی نیست که در رسانه های گروهی برای برگزاری مراسم آشتی کنان اعلام آمادگی کرده بود. اصلا ذهنتان را به سمت افراد شناخته شده فوتبال نبرید که راه را به اشتباه می روید. بگذریم... این را گفتم که مساله را به صورت مسابقه بیست سوالی مطرح نکنید و بخواهید تحت هر شرایطی از من جواب بگیرید.

به هر حال هرچه بود در یک کلام شکست بود یا مصالحه؟

من از عادل شکست نخوردم یعنی از ابتدا هم دعوایی نداشتم که بخواهم این معنی را برداشت کنم که ترک دعوا به معنی شکست باشد. من مصالحه کردم و با وجود دلخوری از برنامه نود رضایت دادم تا حرمت بزرگواری که در این میان وساطت کرده بود شکسته نشود.

صحبت از دلخوری بازیکنان جدا شده از استقلال شد. شما در سال 82 هم که برای اولین بار سرمربی استقلال شدید، ترکیب این تیم را جوان کردید اما به یاد نداریم چنین مصاحبه هایی علیه شما کرده باشند.

قبول دارم در آن مقطع زمانی در حق امثال هاشمی نسب و دین محمدی اجحاف کردم و در شرایطی که هنوز این آمادگی را داشتند که برای استقلال مفید واقع شوند آن ها را کنار گذاشتم ولی خب در آن مقطع زمانی تصمیم خودم را برای ایجاد تحول در استقلال گرفته بودم و چاره ای جز کنارگذاشتن این دوستان نداشتم. راهی بود که انتخاب کرده بودم و باید تا انتها و با قدرت دنبال می کردم تا به نتیجه برسد.

خیلی ها می گویند استارت اختلافات شما و منصور پورحیدری، از داربی زده شد که منصورخان در دقیقه 50 شما را با کوروش تشت زر تعویض کرد.

از کدام اختلافات حرف می زنید! من آن بازی را به طور کامل به یاد دارم؛ دیداری که استقلال سه بر یک برنده شد و ساندروپل مجار هم داور این دیدار بود. منصورخان بزرگ استقلال است و من تحت هیچ شرایطی نه با او اختلاف پیدا می کنم و نه حاضرم تصمیماتش را زیر سوال ببرم. به یاد ندارم به عنوان بازیکن برای مربی تیمم خط مشی تعیین کرده باشم و مثلا به یک تعویض اعتراض کنم. باور کنید اصلا به یاد ندارم.

عید این سالها با عید سال های جوانی شما چه تفاوتی داشت؟

راستش دوست ندارم به این موضوع اشاره کنم. اما واقعیت این است که سال به سال که سپری می شود انگار بیش از هرچیز دیگری روی مسائل اخلاقی تاثیر می گذارد و این اخلاق است که کمرنگ و کمرنگ تر می شود. عید در آن سال ها حال و هوای دیگر و بازدیدها رنگ و بوی دیگری داشت. گاهی اوقات واقعا دلم برای آن سال ها و اتفاقاتی که خبری از آن ها نیست حسابی تنگ می شود. کاش دوباره لااقل از لحاظ اخلاقی و معنوی به آن سال ها برمی گشتیم و دید و بازدیدهای خانوادگی رنگ و بوی دیگری به خود می گرفت.

شما در یک مقطع زمانی دستیاری رولند کخ را قبول کردید. از تصمیمی که گرفتید پشیمان نیستید؟

نه، من تا قبل از این که بخواهم تصمیم بگیرم خیلی خوب به اتفاقات و حواشی آن فکر می کنم. در اصطلاح هزاربار متر می کنم و یک بار دست به قیچی می برم. همه این وسواس ها به این دلیل است که در نهایت از کرده خودم پشیمان نشوم و به روزی نرسم که بگویم اگر این کار را نمی کردم خیلی بهتر بود. در مورد دستیاری رولند کخ هم این مساله صدق می کند و هیچ گاه از کرده خودم پشیمان نشده ام.

ولی ظاهرا ارتباط خوبی با سرمربیان خارجی حاضر در فوتبال ما ندارید.

نه، بحث خارجی بودن به تنهایی برای خوب و بدبودن کسی ملاک نیست اگر از کی روش دلخورم به این دلیل است که او شرط معرفت را به جا نیاورد و درواقع نمک خورد و نمکدان شکست. کاش سرمربی تیم ملی قبل از این که سعی کند در مورد استقلال و ماهیت کاری من در تیم محبوبم، همه چیز را کوچک جلوه دهد، به یاد روزی می افتاد که تیمش در راهیابی به جام جهانی 2014 با مشکل مواجه شده بود و درواقع کارش گره خورده بود که توانست این گره کور را با الگوبرداری از شیوه بازی و چیدمان نفرات تیمش در استقلال برطرف کند. درواقع همخوانی و هارمونی تیمی استقلال ودرک متقابلی که ملی پوشان ما از یکدیگر داشتند به کی روش کمک کرد تا سنگ بنای حرکات تیمش را بر این پایه محکم کند. خوشحالم که اتفاقا نتیجه هم گرفت، اما ای کاش شرط معرفت را به جا می آورد و کاری نمی کرد که بگویند کی روش نمک خورد و نمکدان شکست.

فکر می کنید این آمادگی ذهنی را دارید که حتی به عنوان دستیار در کنار مربیان بزرگ دنیا بنشینید؟

دیگر با این سن و سال از من گذشته که با یک مربی خارجی کار کنم. وقتی که قرار بود این کار را انجام دهم به اندازه خودش انجام داده ام حالا دیگر تمایلی به چنین همکاری هایی ندارم.

هرچندوقت یک بار نام منصوریان به عنوان آلترناتیو سرمربیگری استقلال مطرح می شود. در این بازه نظری دارید؟

گذر زمان ثابت می کند که منصوریان رقیب من نیست. حداقل من به این چشم به او نگاه نمی کنم و او را رقیب خودم نمی دانم. البته اشتباه نشود، منظور من این نیست که خدای ناکرده منصوریان را کوچک شمرده باشم.

پس از چه منظری به این اتفاق نگاه می کنید؟

منصوریان عضو خانواده استقلال است و درست نیست اعضای خانواده استقلال به چشم رقیب به یکدیگر نگاه کنند. او جوان و آینده دار است و هنوز کلی فرصت دارد تا توانایی هایش را به اثبات برساند. من هم به چشم یک هم خانواده به منصوریان نگاه می کنم و در هر شرایطی از موفقیتش خوشحال می شوم.

در مورد بحث آلترناتیو بودن برای سرمربیگری استقلال چطور؟

در این مورد هم حرفی برای گفتن ندارم. قرار نیست من مادام العمر سرمربی استقلال باشم که چنین فکری بکنم. بالاخره نوبت به منصوریان هم می رسد. حالا امروز نشد فردا این اتفاق رخ می دهد. باورکنید همان طور که هیچ کس مانع پیشرفت من نشد و توانستم در کاری که به آن عشق می ورزیدم جلو بروم، من هم مانع پیشرفت هیچ کس نمی شوم و از صمیم قلب برای همکارانم آرزوی موفقیت می کنم؛ به خصوص منصوریان که از خانواده استقلال است و ثابت کرده لیاقت اعتمادکردن را دارد.

تا چه حد به خصوصی سازی معتقدید و چقدر باور دارید که پروژه خصوصی کردن سرخابی ها به سرانجام می رسد؟

راستش می دانم ورزش واقعا اراده کرده این مهم به انجام برسد و ساز و کار چنین اتفاقاتی را هم در حد امکان فراهم ساخته است. آنجه باعث شده تا به حال این مهم به انجام نرسد شرایط حاکم بر اقتصاد فوتبال ایران است. وقتی موضوع حق پخش هنوز جا نیفتاده، قانون کپی رایت وجود ندارد و تبلیغات در همین حد هم درآمد چندانی ندارد، خریدار به چه امیدی پا پیش بگذارد و امیدوار به بازگشت سرمایه اش باشد.

در پرسپولیس گروهی از پیشکسوتان برای سهام یا حداقل قسمتی از سهام باشگاه پا پیش گذاشته اند اما چنین اشتیاقی در میان پیشکسوتان استقلال به چشم نمی خورد.

حتما پرسپولیسی ها پولدارترند که مشتاقند این سهام را خریداری کنند. اگر در استقلال کسی برای انجام این کار راغب نیست حتما این قدرها پول ندارد. این که دیگر تعارف ندارد. پول یکقران دوزار هم نیست، صحبت از میلیاردها تومان سرمایه است که باید در یک جا فراهم شود تا چنین موضوعی در ذهن شما پرورش پیدا کند.

به خاطر دارید آخرین باری که به سینما رفتید کی بود؟

فکر کنم با مجتبی محرمی بود.

چند سال از این موضوع می گذرد؟

خیلی سال است که از این اتفاق می گذرد.

به خاطر دارید چه فیلمی بود؟

نه، حضور ذهن ندارم. یادم نمی آید. یک فیلم ایرانی بود. به هر حال موضوع مربوط به دوران جوانی ام است و ارتباطی با این سال ها پیدا نمی کند.

یک بار مایلی کهن گفت اعتقادی برای دعوت شما به تیم ملی نداشته و به خاطر حرف پروین شما را به تیم ملی دعوت کرده است.

بله، به خاطر دارم.

خب چه نظری دارید؟ چقدر این مساله به واقعیت نزدیک است؟

به هر حال این نظر مایلی کهن بوده و خود اوست که باید برای این اعتقادی که داشته دلیل و منطقه بیاورد. در کل تا جایی که به یاد دارم سلایق فنی من و مایلی کهن هیچ گاه با هم جور نبود اما برای شخصیت او و صراحت لهجه اش احترام ویژه ای قائلم و معتقدم مایلی کهن جزو افرادی از خانواده فوتبال است که در اصطلاح خیلی رو بازی می کنند. اگر حرفی دارد خیلی رک و پوست کنده مطرح می کند و سعی نمی کند از مسیرهای انحرافی به حرف یا هدفش برسد. این یک حسن اخلاقی در دنیای امروز است.

هیچ وقت به خاطر این اظهارنظر از مایلی کهن گلایه نکردید؟

نه. گفتم که این سلیقه فنی مایلی کهن بوده و قابل احترام است.

سعید حدادیان گفته بود اگر روزی قلعه نویی سرمربی پرسپولیس شود در دعاکردن خودم برای این تیم تامل می کنم. از این اظهارنظر ناراحت نشدید؟

نه، سعید حدادیان دوست خانوادگی و بچه محل چهل ساله من است. من از دوران کودکی این عزیز و خانواده اش را می شناسم. طبعا با یکدیگر شوخی هم داریم. هرگز این اظهارات را به دل نمی گیرم. حاج سعید هم این حرف را به شوخی زده. چون خودش بهتر از هرکس دیگری می داند که امکان ندارد امیر قلعه نویی سرمربی پرسپولیس شود چنین چیزی گفته است.

وقتی گفتید دوستان زمانی که استقلال دسته سوم بود از چند کیلومتری باشگاه هم رد نمی شدند، مخاطب شما چه کسانی بودند؟

کسانی که از چند کیلومتری باشگاه رد نمی شدند!

خب این افراد چه کسانی بودند؟

چه کسانی بودند که من نباید نام ببرم. خودشان بهتر می دانند چه افرادی بودند. بگذریم... اگر دیگر سوالی ندارید این گفت و گو خیلی طولانی شد. بقیه مسائل را بگذارید برای فرصت بعدی. تا به حال به این همه سوال یک جا پاسخ نداده بودم.

راستش سوال که زیاد داریم اما بعضی از سوالات را ترجیح می دهیم نپرسیم تا این تعامل از بین نرود و بعضی از سوالات...

بعضی از سوالات را هم بگذارید برای بعد!

یک پیام برای سال جدید و اتمام مصاحبه؟

از صمیم قلب برای کلیه هموطنان خودم آرزوی بهترین ها را دارم و امیدوارم در هر کجا که هستند موفق، پیروز و کامروا باشند و سال جدید سالی سرشار از موفقیت و بهروزی برای همه ایرانیان باشد.

گفتگویی داغ با امیر قلعه نویی سرمربی استقلال

4.122
منبع : پرشین وی -/ ن.م
این مطلب مفید بود ؟ 18 4
برچسب ها :
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف