دیگران چه می خوانند..؟
نمناک دین و مذهبگوناگون آشنایی با جایگاه زنان در اسلام
جایگاه زنان ، جایگاه زنان در اسلام
زنان در اسلام جایگاه ویژه ای دارند و این واقعیت است که زن در کنار مرد در تمدّن بشری مستقیم و غیر مستقیم نقش آفرین بوده است.

جایگاه زنان در اسلام و نقش سالم و سازنده آنها

خداوند بر اساس خلقت متفاوتی که برای دختران، هنرمندانه داشت، نسخه ای زیباتر هم جهت تربیتشان با توجه به تفاوت های انگیزشی، روانشناختی و جسمانی نوشت و بلعکس برخی از مکاتبی که داعی مساوات زن و مرد را دارند، این دختر است که در اسلام حقوق و جایگاه ویژه ای دارد.

نقش تعیین کننده زن در بقاء و رشد جامعه بشری همیشه مورد توجّه مثبت و منفی اندیشمندان، سیاست مداران، مدیران و رهبران جوامع بوده است. تاریخ، گویای این واقعیت است که زن در کنار مرد در تمدّن بشری ـ مستقیم و غیر مستقیم ـ نقش آفرین بوده است ولی از دیرزمان و با انگیزه های مختلف از حقوق الهی و انسانی خود محروم گردیده است. تاریخ، این حقیقت را در سینه خود ثبت کرده است که پیامبران و اولیای الهی هم در احقاق حقوق و هم در ایفای نقش سالم و سازنده زنان، برترین جریان سازی و هدایت را داشته اند.

راز تفاوت ها
آنچه بیشتر موجب شده تا نقش اصیل و سازنده زن در جوامعْ نادیده گرفته شود، برداشت ناصحیح از تفاوت های طبیعی زن با مرد است که همانا حکمت و تدبیر الهی در خلقت این دو موجود است.
همان گونه که نیازهای بشر در سنین مختلف، متفاوت است مثلاً غذای او در کودکی با دوره جوانی و بزرگسالی فرق دارد و خداوند برای او غذایی متناسب با رشد و سنّ او در طبیعت فراهم ساخته است، حقوق فردی و اجتماعی او را نیز از بزرگسالان ممتاز کرده است. و همان گونه که نیازهای طبیعی و مادّی کودک با نیازهای حقوقی و معنوی وی هماهنگ است، همه آنها با نیازهای بزرگسالی نیز متفاوت است. این تفاوت ها همه لازمه آفرینش و همراه با عدالت و در مسیر «نظام احسن» است. (مسلّماً ما انسان را در بهترین شکل و نظام آفریدیم.)
و همان گونه که تفاوت سلیقه ها و استعدادها میان انسان ها در چرخش نظام اجتماعی امری ضروری است، نوع انسانی نیز در دو صنف زن و مرد تشکیل شده است و هر یک از این دو صنف نیازهای مخصوص به خود را دارند و در عین اشتراک در بسیاری از امور، تفاوت های روشنی نیز از نظر خلقت میان آنها به چشم می خورد.

با نگاهی به پیشینه این موضوع، به روشنی می توان دریافت که ریشه ستم هایی که بر زن رفته است، ناشی از عدم معرفت به این تفاوت ها و یا دست آویز قرار دادن همین تفاوت ها برای ستم بر زنان و بلکه ستم بر کلّ بشر بوده است.

تساوی زن و مرد در هویّت انسانی و حتّی در خطاب های الهی و دریافت پاداش یا عذاب که توسّط پیامبران به بشر رسیده است مانع از اختلاف روحی، روانی و جسمی زن و مرد نیست. زن و مرد در عین اشتراک در هویّت انسانی، از تفاوت های عمیق روحی و روانی نیز برخوردارند و به تبع آن، بخشی از مسؤولیتهای فردی و اجتماعی آنان نیز متفاوت و متمایز خواهد بود و این، همان چالش بزرگ میان زنان و مردان و حتّی گاه میان خود زنان بوده است.

 

جایگاه زنان

جایگاه ویژه و نقش زنان در اسلام



تکریم بانوان
در آموزه های اسلام، میان جنس مذکّر و مؤنّث، پسر و دختر، آنچه ملاک سنجش است در یک نگاه کلّی «تقوا» است. قرآن کریم خطاب به مردان و زنان می فرماید:

«ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و تیره ها و قبیله ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، ولی گرامی ترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست. خداوند دانا و خبیر است.»
یعنی معیار خوب و بد بودن، «قُرب» و «بُعد» الهی است و در این باره هیچ فرقی میان انسان ها از نظر جنسیّت نیست. بی تردید با آنکه بسیاری از اوصاف، تکالیف و حتّی حقوقی که در قرآن کریم برای اهل ایمان ذکر شده است ـ چه در حوزه عبادات، اقتصاد، اخلاق و غیره ـ مشترک میان مردان و زنان مؤمن است و هر کسی که در این اوصاف و تکالیف از دیگری سبقت بگیرد، از پاداش الهی برخوردار و نزد خداوند محبوب تر خواهد بود. «پاداش هیچ کسی از بین نمی رود خواه مرد باشد یا زن.»
در برخی آیات نیز اوصاف، نشانه ها و تکالیفی آمده است که مستقلاً برای زنان است. قرآن کریم که قانون اساسی اسلام است، به احیاء و اصلاح جایگاه زن در جامعه پرداخته است. و به حقیقت، تحوّلی مثبت و شگرف در تکریم شخصیت و حقوق زنان پدید آورده است و با دقّت در آیات قرآن روشن می شود که این تحوّل و تکریم، همه در سیر «نظام اجتماعی احسن» قابل تبیین و شکل گیری است. آغاز این تحوّل و حرکت شگرف را در پدیده شوم زنده به گور کردن دختران می توان یافت. زنده به گور کردن دختران در دوران جاهلیّت، عمق تحقیر شخصیت زن را هویدا می سازد و مبارزه اسلام با این پدیده شوم، اوج تکریم و تجلّی ارزشهای والای انسانی زن را پدیدار می کند.

سیمای جاهلیّت
سنّت «دخترکشی» که بین مردم قبل از اسلام امری عادّی بود، با برخورد و عکس العمل شدید قرآن مواجه گردید. در چند جای قرآن، این حرکت جاهلی با شدّت محکوم و از مظلومیّت و معصومیّت دختران دفاع شد. قرآن کریم در سوره «نحل» خشم مردم را از داشتن دختر بیان می کند و زنده به گور کردن دختران را توسّط پدران، بازگو می نماید:«هرگاه به یکی از آنها بشارت دهند دختری نصیب تو شده، چهره اش (از فرط ناراحتی) سیاه می شود و آکنده از خشم می گردد. از قوم و قبیله خود متواری می گردد (و نمی داند) آیا او را با قبول ننگ، نگهداری و یا در خاک پنهانش کند»؟
داستان وئاد (دختران زنده به گور شده) پر از حوادث بسیار دردناک است؛ از جمله این حادثه:
مردی خدمت پیامبر آمد، اسلام آورد، اسلامی راستین؛ روزی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و سؤال کرد:آیا اگر گناه بزرگی کرده باشم، توبه من پذیرفته می شود؟ فرمود:خداوند توّاب و رحیم است. عرض کرد:ای رسول خدا! گناه من بسیار عظیم است. فرمود:وای بر تو! هر قدر گناه تو بزرگ باشد، عفو خدا از آن بزرگ تر است. عرض کرد:اکنون که چنین می گویی بدان:من در جاهلیّت به سفر دوری رفته بودم، در حالی که همسرم باردار بود، پس از چهار سال بازگشتم، همسرم به استقبال من آمد، نگاه کردم دخترکی در خانه دیدم، پرسیدم:این دختر کیست؟ گفت:دختر یکی از همسایگان است! من فکر کردم ساعتی بعد به خانه خود می رود امّا با تعجّب دیدم نرفت، غافل از اینکه او دخترمن است و مادرش این واقعیّت را مکتوم می دارد، مبادا به دست من کشته شود. سرانجام گفتم:راستش را بگو، این دختر کیست؟ گفت:به خاطر داری هنگامی که به سفر رفتی باردار بودم؛ این، نتیجه همان حمل است و دختر تو است.
آن شب را با کمال ناراحتی خوابیدم، گاهی به خواب می رفتم و گاهی بیدار می شدم، صبح نزدیک شده بود، از بستر برخاستم و کنار دخترک رفتم، در کنار مادرش به خواب رفته بود، او را بیرون کشیدم و بیدارش کردم و گفتم همراه من به نخلستان بیا، او به دنبال من حرکت می کرد تا نزدیک نخلستان رسیدیم؛ من شروع به کندن حفره ای کردم و او به من کمک می کرد تا خاک را بیرون آورم، هنگامی که حفره تمام شد، من زیر بغل او را گرفتم و در وسط حفره افکندم. (در این هنگام هر دو چشم پیامبر صلی الله علیه و آله پر از اشک شد) سپس دست چپم را به کتف او گذاشتم که بیرون نیاید و با دست راست، خاک بر او افشاندم! و او پیوسته دست و پا می زد و مظلومانه، فریاد می کشید:پدر جان! چه با من می کنی؟
در این هنگام، مقداری خاک بر روی من ریخت، او دستش را دراز کرد و خاک را از صورت من پاک نمود ولی من همچنان قساوت مندانه خاک بر روی او می ریختم، تا آخرین ناله هایش در زیر قشر عظیمی از خاک محو شد!
در اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که بسیار ناراحت و پریشان بود و اشک ها را از چشم پاک می کرد، فرمود:
«اگر نه این بود که رحمت خدا بر غضبش پیشی گرفته، لازم بود هر چه زودتر، انتقام از تو بگیرد.»
مسأله تحقیر شخصیت زن و دختران به همین جا پایان نمی پذیرفت و تا آنجا پیش رفته بود که اصلاً نَسَب را به مرد مربوط می دانستند و مادر را تنها ظرفی برای نگاهداری و پرورش جنین محسوب می کردند چنانچه در اشعار خود چنین می سرودند:

فرزندان ما، فرزندان پسران ما هستند و اما فرزندان دختران ما، فرزندان مردان بیگانه اند.
مفسّران و مورّخان در اینکه انگیزه عرب جاهلی از این عمل حیرت انگیز و منحط، چه بوده است؟ مطالب فراوانی گفته و نوشته اند از جمله:جنگها و به اسارت رفتن دختران و در نتیجه، جریحه دار شدن غیرت آنان و یا عدم توان و کارایی دختران در تولید؛ امّا آنچه اهمیّت دارد، برخورد قرآن کریم با این پدیده و سنّت زشت است و چه قدر هنرمندانه و ظریف حالات روحی پدران را بیان می کند که خودِ این شیوه بیان حادثه، حکایت از نکوهش جدّی و عمیق این عمل زشت دارد.
در سوره «تکویر» نیز جریان زنده به گور شدن دختران را به گونه ای جانسوز و تکان دهنده و در جملاتی کوتاه بیان می کند، آنجا که می فرماید:«در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده پرسیده می شود:به کدامین گناه کشته شدند»6 قرآن کریم با قرار دادن این پرسش از پرسش های قیامت و حسابرسی روز رستاخیز، بر اهمیّت این مسأله افزوده است؛ آن گونه که امین الاسلام طبرسی، در مجمع البیان در ذیل این آیات می فرماید:

«توجّه خطاب به دختران قربانی در قیامت به جای پدران آنان که عامل جنایت و در واقع قاتل بوده اند، حاکی از نوعی تعریض و توبیخ نسبت به آنان است. گویا آنها به قدری پست و بی ارزش هستند که حتّی ارزش مخاطب بودن برای بازپرسی را ندارند.»

جایگاه دختر در اندیشه عترت
در عصر کنونی که جاهلیّت با چهره جدید و مدرن رخ نموده است ـ به ویژه جامعه غربی که در اوج تحقیر و بهره کشی از زنان و دختران به سر می برد و تلاش می کند با قانونمند کردن ضدّ ارزش های خود برای دیگر جوامع و فرهنگ ها، فشارهای فراوان را به خصوص بر مسلمانان وارد سازد ـ توجّه به جایگاه دختران در سخن و سیره معصومان علیهم السلام داروی شفابخش روزگار ماست. در این نوشتار، نمونه هایی از رفتار و سخن آن بزرگواران را می خوانیم.

پیامبر صلی الله علیه و آله و دخترش فاطمه
در عصری که جهان، غرق در جهل و نادانی، ظلم و ستم، غارتگری و وحشیگری به سر می برد، و به این زندگی افتخار و مباهات می کرد، خداوند پیامبری را برانگیخت که «رحمه للعالمین» بود و منجی انسانها از سیاهی، او هم با شرک و بت پرستی مبارزه کرد و هم با سنّت ها و ضدّ ارزش هایی همچون تحقیر و زنده به گور کردن دختران.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این رسالت عظیم را، هم در سخن و هم در عمل انجام می داد. آن حضرت در برخورد با دخترش فاطمه علیهاالسلام همگان را به حیرت وامی داشت. دست دخترش فاطمه علیهاالسلام را می بوسید و می فرمود:«پدرش فدای او باد.»7 و زمانی که حضرت عازم سفر بود فاطمه علیهاالسلام آخرین کسی بود که پیامبر از او خداحافظی می کرد و در بازگشت نیز زودتر از هر کسی به دیدن وی می رفت و می فرمود:«بوی بهشت را از دخترم فاطمه استشمام می کنم.»8 رسول مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله با این سخنان و برخورد عملی با دختر خود، علاوه بر شناساندن مقام و عظمت اهل بیت علیهم السلام و تأکید بر ادامه سلسله ولایت و امامت از طریق دختر خود، می خواستند به تمامی انسانها ثابت کنند که در آخرین دین الهی، «دختران و زنان» از کرامت و جایگاه خاصّی برخوردارند. و به حق می توان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را بنیان گذار تکریم دختران و زنان دانست.
حدیثی نقل شده است که به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله خبر دادند، خداوند به وی دختری عطا کرده است؛ حضرت نگاهی به اصحابش کرد، آثار ناخشنودی را در چهره آنان نمایان دید. لذا فرمود:«این، چه حالتی است که در شما می بینم؟ خداوند گُلی به من داده است که آن را می بویم و (اگر نگران روزی او هستید) روزی او با خداست.»
آن حضرت با آنکه پسری برای او نماند ولی هرگز شنیده نشد که اظهار گلایه کند.

 

 جایگاه زنان

جایگاه ویژه و نقش زنان در اسلام


دختر؛ هدیه الهی
در سیره امامان معصوم علیهم السلام نیز اگر کسی از داشتن فرزند دختر احساس ناخشنودی می کرد، آن بزرگواران با آنان برخورد می کردند و سعی داشتند تا رسوبات جاهلی را از ذهن آنان پاک کنند. در حدیثی چنین نقل شده که فردی از یاران امام جعفر صادق علیه السلام دختردار شد، حضرت نزد او رفت، دید خشمگین است، فرمود:«اگر خداوند به تو وحی کند که آیا می خواهی چیزی را من برای تو انتخاب کنم یا تو برای خودت انتخاب می کنی؟ چه پاسخ می دهی؟» آن مرد گفت:به خدا عرض می کنم:آنچه را تو برایم بپسندی و انتخاب کنی، می پسندم.
امام صادق علیه السلام فرمود:«اکنون خداوند فرزند دختر را برای تو انتخاب کرده است.» سپس فرمود:«آن عالم و ولیّ خدا (خضر علیه السلام ) که همراه موسی علیه السلام بود و آن پسر بچه را کشت، خداوند از قول او فرمود:ما آن پسر را کشتیم چراکه بیم آن بود پدر و مادرش را به طغیان و کفر وادارد، از این رو خواستیم پروردگارشان به جای او فرزندی پاک تر و با محبّت تر به آن پدر و مادر بدهد.»امام صادق علیه السلام در ادامه فرمود:
«خداوند به آن دو، دختری عنایت کرد که از او و نسل وی هفتاد پیامبر به دنیا آمدند.»

گاه می شد که افرادی از امامان علیهم السلام برای داشتن فرزند پسر دعایی طلب می کردند، امّا معصومان علیهم السلام دختر را برای آنان می پسندیدند. به عنوان نمونه در حدیثی آمده است:

یحیی بن زکریا ـ از اصحاب امام هادی علیه السلام ـ نامه ای به آن حضرت نوشت و عرض کرد:همسرم باردار است، دعا کن خداوند پسری روزی ام گرداند! امام علیه السلام در پاسخ او نوشت:«چه بسا دختری که از پسر بهتر است.»
در تاریخ می خوانیم که گاه برخی از پیامبران، از خداوند درخواست فرزند دختر می کردند تا از رأفت و دلسوزی او بهره مند شوند. به عنوان مثال حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند تقاضا کرد به وی دختری عنایت فرماید تا بعد از مرگش برای او گریه کند.

از چشمه سار نور
در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام که ریشه در وحی و کلام الهی (قرآن) دارد، زنان و دختران از جایگاه خاصّی برخوردارند. تعابیر زیبا و بلندی که برای دختران به کار گرفته شده است، حاکی از این موضوع است. در سخنان معصومان علیهم السلام از دختران با واژه هایی چون:ریحانه (گل)، قواریر (بلورها)، و حسنه (نیکی) یاد شده است؛ که هر یک، نشان از امتیاز و ویژگی خاصّ طبیعی و روحی دختران دارد. در اینجا به برخی از سخنان معصومان علیهم السلام اشاره می کنیم:

میزان سنجش مردان
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله میزان سنجش و ارزش مردان را در نوع برخورد و تعامل با زنان و دختران می داند. لذا می فرماید:
«بهترین شما (مردان) کسی است که برای زنان و دخترانش بهترین باشد.»

محبّت الهی بر دختران
امام رضا علیه السلام می فرماید:
«خداوند بر زنان و دختران مهربان تر است تا بر مردان و پسران.»
آنچه از این حدیث شریف برمی آید، درسی است که به خانواده و جامعه داده می شود که چه الگویی بالاتر از خداوند است که بتوان به آن اقتدا کرد. و این ارتباط مهربان تر بودن نسبت به زنان و دختران را باید از خداوند علیم و حکیم آموخت؛ چرا که این مهربانی بی شک هماهنگ و بر اساس فطرت و جسم و روح دختران است.

مجالست با پیامبر صلی الله علیه و آله در بهشت
پاداش همنشینی با اولیای خدا ـ به ویژه پیامبران و بالأخص اشرف مخلوقات، نبیّ گرامی اسلام ـ آن هم در بهشت، امتیازی است که بنابر نقل روایات به اشخاص و گروههای خاص و بلندمرتبه ای تعلّق دارد. از جمله، این امتیاز بزرگ نصیب کسانی می شود که دخترانی را در نزد خود سرپرستی کن

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:«هر کس سه خواهر یا سه دختر شایسته داشته باشد و به آنان نیکی و احسان نماید، من و او در بهشت همانند این دو انگشت (اشاره به انگشتان سبّابه و وسطی) در کنار یکدیگر خواهیم بود.»
راوی پرسید:ای رسول خدا! اگر دو نفر سرپرستی شوند، چه؟ فرمود:همان پاداش را دارد. راوی پرسید:اگر یک نفر سرپرستی شود، باز هم همان پاداش را دارد؟ فرمود:آری.

دختران را نکشید
تعبیر بسیار زیبا و بلندی که در سخن امام سجّاد علیه السلام است، حاکی از ارزشها و لطافتهای روحی و روانی دختران است که تنها می توان در سخن بزرگ مردی چون امام سجّاد علیه السلام آن را یافت. آن حضرت می فرماید:
«زنان چون بلورند، آنها را نشکنید.»

رحمت های الهی
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«خانه ای که در آن دخترانی وجود داشته باشند، هر روز دوازده برکت از آسمان بر آن خانه نازل می شود و رفت و آمد ملائکه از آن خانه قطع نمی شود و برای پدر در هر شب و روز، عبادت یک سال را می نویسند.»


شادی دختران
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«کسی که از بازار هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده اش ببرد، مانند کسی است که صدقاتی را برای افراد مستمند می برد، پس باید هنگام تقسیم هدیه دختران را مقدّم بدارد؛ زیرا کسی که دخترش را شاد کند، مانند آن است که برده ای از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را خریده و در راه خدا آزاد کرده است.»
همچنین می فرماید:

«هدایا را در میان فرزندان به عدالت تقسیم کنید. اگر من می خواستم فضیلتی را (در تقسیم هدیه میان دختر و پسر) در نظر بگیرم، دختران را (در دادن هدیه) مقدّم می داشتم.»

نشانه سعادت
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«از نشانه های سعادت و نیکبختی زن آن است که نخستین فرزندش دختر باشد.»

دختران حسنات اند
امام صادق علیه السلام فرمود:
«پسران، نعمت خداوند هستند ولی دختران، حسنات الهی می باشند. خداوند از نعمت سؤال می کند و به حسنات پاداش می دهد.»

رزق و روزی دختران
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:چون شب معراج از سدره المنتهی گذشتم، از جانب پروردگار خطاب آمد:
«ای محمّد! به دختردارها بگو بر این نونهالان غمگین و دلتنگ نباشند، من همان گونه که آنان را آفریدم، خود روزی شان را می دهم.»
 
 
 جایگاه زنان

جایگاه ویژه و نقش زنان در اسلام

 

بانگ فرشتگان
امام صادق علیه السلام فرمود:
«هنگامی که دختری به دنیا می آید، خداوند فرشته ای را مأمور می کند تا بال خود را بر سر و سینه نوزاد دختر بگستراند و بگوید:او دختری ناتوان و ضعیف است؛ هر کس او را کمک کند، تا روز قیامت مورد توجّه خداوند خواهد بود

برکات اخروی و دنیوی
رسول گرامی صلی الله علیه و آله فرمود:
«بهترین فرزندان، دختران هستند. هر کس یک دختر را سرپرستی کند، خداوند متعال او را از آتش دوزخ دور نگه می دارد و آن کس که دو دختر را سرپرستی کند، خداوند او را داخل بهشت می کند و کسی که سه دختر، یا سه خواهر را سرپرستی کند، جهاد در راه خدا و صدقه دادن از او برداشته می شود.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«چه فرزند خوبی است دختر! هم پرمحبّت است، هم کمک کار، هم مونس است و هم پاک و پاک کننده.»

پدر دختران
امام صادق علیه السلام در عظمت دخترداری فرمود:
«رسول خدا صلی الله علیه و آله (که اشرف مخلوقات عالم است) خود، پدر چند دختر بود.»

آشنایی با جایگاه زنان در اسلام

برگرفته از با حجاب/ی
این مطلب مفید بود ؟ 2 0
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف