نمناک سرگرمیگوناگون داستان مرگ ، میهمان سرزده
مردی در بستر احتضار بود. فردی را در هیبت غریبی دید. مریض گفت: شما که هستید که بدون خبر سرزده وارد شدید؟

مردی در بستر احتضار بود. فردی را در هیبت غریبی دید. مریض گفت:شما که هستید که بدون خبر سرزده وارد شدید؟
گفت:من مرگم. سرزده هم وارد نشده ام. بیست سال پیش اشتهایت کم شد من بودم که خبرت کردم. سال بعد دندان هایت شروع به ریختن کرد، خبر من بود. خوابت کم شد، توانت تحلیل رفت و لاغر و نحیف شدی. همه این ها خبرهایی بود که من برای ورود خود می دادم. شما کوتاهی کردید که تا به حال متذکر نشده اید.

داستان مرگ ، میهمان سرزده

داستان مرگ ، میهمان سرزده
:
امتیاز : 4.3 تعداد رای : 34
برگرفته از روزنامه خراسان
این مطلب مفید بود ؟ 29 5
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف