دیگران چه می خوانند..؟
نمناک ورزشگوناگون زندگی شخصی و فوتبالی “علیرضا بیرانوند”
علیرضا بیرانوند ، علیرضا بیرانوند دروازبان
“علیرضا بیرانوند” بازیکن فوتبال اهل خرم آباد که برای نفت تهران بازی می کند از زندگی شخصی اش میگوید.
بازدید : 87,297 نفر

زندگی شخصی علیرضا بیرانوند

علیرضا بیرانوند متولد30 شهریور 1371 بازیکن فوتبال اهل خرم آباد که برای نفت تهران بازی می کند. او در فصل 94-93 لیگ برتر فوتبال ایران به عنوان برترین دروازه بان سال انتخاب شد.

علیرضا بیرانوند با تمام صداقتش برایمان صحبت کرد. بدون هیچ کم و کاستی. از تمام سختی هایش برای رسیدن به جایگاهی که حالا دارد گفت و از روزهایی که تنها هدف زندگی اش فوتبال بوده

برای فهمیدنش انگار باید چند لحظه چشمانت را ببندی... گویی هیچ چیز در دنیا جز فوتبال وجود ندارد! هیچ چیز... همه چیز از علیرضایی شروع می شود که آرزویش و هدف اصلی اش را در تهران می بیند و در پانزده سالگی راهی تهران می شود. تنها با یک قصد و نیت؛ فوتبال.

از همان ابتدا شروع کنیم؛ سال 1371 که علیرضا بیرانوند در یک خانواده پر جمعیت به دنیا آمد.

- من در خانواده ای به دنیا آمدم که از نظر مالی خیلی ضعیف بود. من از همان ابتدای کودکی علاقه بسیار زیادی به ورزش به خصوص فوتبال داشتم و همه کار کردم تا به این علاقه و آرزویم برسم. سال اولی که به تهران آمدم حتی پول کرایه ام را نداشتم، چه برسد به اینکه بروم فوتبال بازی کنم! من از اقوام و فامیل پول کرایه ام را قرض کردم تا بتوانم به تهران بیایم. واقعا خانواده من در شرایطی نبودند که بتوانند پول مرا هم بدهند. خلاصه به تهران آمدم و شروع کردم به کار کردن.

در کودکی خیلی شیطان بودی؟

- نه، اصلا. من آزارم به یک مورچه هم نرسید. واقعا فکر نمی کنم تا الان کسی از اقوام و همسایه ها از من ناراضی بوده باشد. مثلا بیاید بگوید علیرضا شیشه خانه ما را شکسته یا علیرضا ما را اذیت کرده... اصلا! برعکس، دیگران خیلی سر مرا با سنگ شکسته اند، شیشه های خانه مان را شکسته اند و من عکس العملی نشان ندادم ولی خب من آدم رکی هستم و همیشه حرفم را می زنم.

علیرضا بیرانوند

زندگی شخصی علی بیرانوند

یعنی عشق فوتبال در تو جوری نبود که هر روز شیشه های خانه مردم بریزد پایین؟

- نه، عشق فوتبال در من جوری بود که همیشه با پدرم بر سر خواستن فوتبال دعوا می کردم. پدر من هم چون دستش به من نمی رسید وسایلم را پاره می کرد. وقتی بابا وسایل ورزشی مرا پاره می کرد حس می کرد مرا یک دل سیر زده! چون می دانست وسایلم را خیلی دوست دارم و حاضرم هر کاری برای فوتبال بکنم.

چه سالی وارد تهران شدی؟

- من سال 86 به تهران آمدم؛ یعنی وقتی که 15 سالم بود. من هست و نیست های فوتبال در تهران را نمی دانستم. نمی دانستم زیرگروه هایی هست، آسیاویژنی وجود دارد، من فقط سوار اتوبوس شدم تا برای فوتبال از خرم آباد به تهران بیایم. در اتوبوس یک آقایی را دیدم به اسم حسین فیض که مربی وحدت تهران بود. ما با هم صحبت کردیم. به من گفت یک تیم دارم، صد و پنجاه هزار تومان پول بده من تو را به تیم ببرم و ثبت نام کنم؛ در صورتی که من حتی کرایه به تهران آمدنم را هم از دیگران گرفته بودم! گفتم من آمده ام پیشرفت کنم و پولی هم برای خودم دربیاورم.

یعنی به تیم وحدت رفتی؟

- بله. حسین آقا پول از من نگرفت و مرا به تیم برد و من در آنجا درخشیدم. بعد کاپیتان تیم را دنبال من فرستادند که نگذار علیرضا از تیم برود. حیف می شود. یک سال آنجا بازی کردم و آقای کمپانی که الان مربی امیدهای نفت تهران است، مرا برای نوجوانان نفت انتخاب کرد.

من حتی وقتی برای نوجوانان نفت بازی می کردم خوابگاه نداشتم. جایی نداشتم که شب ها بخوابم. برای خواب حدود سه ماه خانه عمه ام بودم ولی خب بیشتر از این نمی شد آنجا ماند، چون اذیت می شدند. بعد از اینکه از خانه عمه ام بیرون آمدم به خاطر اینکه جایی برای خواب داشته باشم رفتم برای یک کارواش کار کردم. بعد از کارواش به یک پیتزافروشی می رفتم و کار می کردم. من حتی در تهران رفتگری هم کردم. همیشه و همه جا اینها را می گویم و هیچ وقت فراموش نمی کنم؛ مخصوصا رفتگری ام را. من افتخار می کنم که این کارها را انجام دادم و خدا را شکر خداوند مزد زحمات و زجرهایی را که کشیدم به من داد.

در این مدت با خانواده ات در ارتباط بودی؟

- نه. آن اوایل که به تهران آمدم پدر و مادرم اصلا از من خبری نداشتند. من تمام مواقعی که داشتم کار می کردم خانواده ام فکر می کردند هنوز خانه عمه ام هستم. آنها نمی دانستند دارم کار می کنم. دارم رفتگری می کنم. یک بار وقتی در کارواش کار می کردم یکی از اقوام من را دید و رفت به پدرم گفت شما واقعا فکر می کنید پسرتان دارد فوتبال بازی می کند؟ پسر شما دارد در تهران کار می کند. بعد پدرم خیلی ناراحت به من زنگ زد و پرسید چرا؟ گفتم:مجبورم! چون جای خواب ندارم. باز هم گفت برو خانه عمه. گفتم نمی شود. خودم اذیت می شوم. پدرم واقعا خبر نداشت. اگر خبر داشت شاید اصلا نمی گذاشت من فوتبال بازی کنم و به هر طریقی بود به تهران می آمد تا مرا ببرد. تا اینکه شکر خدا باشگاه نفت کم کم به من یک نمازخانه داد تا آنجا بخوابم. بعد می رفتم در رختکن می خوابیم و بعد از آن هم یک سوییت در اختیار من گذاشتند که در آن 8 نفر بودیم.

چرا دروازه بانی را انتخاب کردی؟

- راستش من اول که فوتبال بازی می کردم، فوروارد بودم. یک بار به درخواست بچه های مدرسه فوتبال ایستادم درون دروازه. سه تا اتوپ را گرفتم و بچه ها خیلی تشویقم کردند. گفتن وقتی استعدادش را داری توی دروازه بایست. این را گفتند چون خروج هایم خوب بود و نترس بودم. با این ترتیب من ایستادم توی دروازه. آقای جواد محمودی در این راه خیلی مرا کمک کردند.

برسیم به اولین قراردادت با نفت.

- اولین قراردادم با نوجوانان نفت بود. 900 هزار تومان به من پول دادند که آن را به خانواده ام دادم. وقتی از نوجوانان به امید رفتم قراردادم شد 2 میلیون و 500 هزار تومان. پنج سال پیش که نفت به لیگ برتر آمد، قرارداد من 85 میلیون تومان شد. چون آن اوایل روی نیمکت بودم و بازی به من نمی رسید. سال به سال 20 درصد به قراردادم اضافه می شد. زمان سرمربیان بعدی هم قراردادم بیشتر شد. مثلا زمان آقا یحیی 300 تومان می گرفتم.

 علیرضا بیرانوند دروازبان

دروازه بان تیم ملی

یعنی اولین قرارداد رسمی ات با تیم نفت سال 89 بود؟

- بله. فصل 89-88 بود که 85 میلیون تومان قرارداد داشتم.

با این گذشته ای که گفتی، چطور با این همه سختی پای علاقه ات به فوتبال ماندی؟

- من تمام این سختی ها را برای فوتبالم کشیدم. از روز اول می دانستم نیت و شغل اصلی من فوتبال است پس مجبور بودم برای هدفم این کارها را انجام دهم. هر جا می رفتم می گفتم فقط یک جای خواب به من بدهید، برایتان کار می کنم. به رستوران رفتم گفتم به شما در شستن ظرف ها کمک می کنم. آنها به من یک اتاق برای خوابیدن دادند و هر روز ساعت 6 صبح مرا بیدار می کردند و تا ساعت 12 ظرف می شستم. می رفتم سر تمرین، دوباره برمی گشتم و باید کمک می کرم. بعضی وقت ها خیلی اذیت می شدم و روزی هزار تومان هم بیشتر به من نمی دادند! تمام این دردسرها به خاطر هدف اصلی بود.

و بعد هم نفت. نفت تیمی است که تمام مردم فارغ از تعصبات خودشان به تیم هایشان دوستش دارند. یک تیم منسجم، قوی و دوست داشتنی. عامل موفقیت این تیم چیست؟

- عامل موفقیت نفت کادر فنی جوانی است که به تیم اضافه شدند و رفاقتی که با بچه ها برقرار می کردند. جو آرام و مدیریت تیم هم عالی است. الان انتظارات از نفت خیلی بالا رفته است. نفتی که 34 نفر تماشاگر داشت حالا برای بازی های آسیایی اش حدود بیست هزار نفر می آیند. مردم هم سنگ تمام گذاشتند. الان هم ما با الاهلی امارات بازی داریم که امیدوارم بتوانیم بازی را ببریم.

الاهلی را چطور می بینی؟

- برعکس آنچه اکثرا می گویند الاهلی تیم خیلی خوبی نیست و بردنش آسان است ولی الاهلی، العین اماراتی را حذف کرد که همه آن را یکی از فینالیست های جام باشگاه ها می دانستند. آقای منصوریان هم شناخت خوبی دارند و انشاءالله می بریم.

بعد از بازی با الاهلی عربستان، وقتی عکس العمل مردم را دیدی چه احساسی داشتی؟ صفحات اجتماعی مردم از عکس های تو و تیم نفت پر شد.

- من بی نهایت خوشحال شدم، بخصوص آن سه بار حیدر گفتن ها خیلی به ما چسبید.

علیرضا بیرانوند

علیرضا بیرانوند دروازه بان پرسپولیس

قضیه این سه بار حیدر گفتن ها چه بود؟ یک حرکت خودجوش بود؟

- بله. اتفاقا علی آقا جلوی شادی بیش از حد ا را گرفت. ما می خواستیم کردی برقصیم و حداقل ده بار با پرچم دور زمین بدویم. علی آقا نگذاشت. شاید هم کار خدا بود. ممکن بود با این کار ما عصبانی شوند و بلایی سر ما بیاید ولی آن حیدر گفتن خیلی به ما چسبید و وقتی که دیدیم تمام مردم هم خوشحال هستند خیلی لذت بردیم.

یک زمان بحث شد علی منصوریان سرمربی می شود و تو را هم با خودش به استقلال می آورد.

- دو سال است همین بحث است ولی من حکمتش را نمی دانم! شاید واقعا خواست خداست. من خودم خیلی دوست داشتم به استقلال بروم ولی خواست خدا بود که علی بیرانوند روزی به استقلال برود که حداقل هشت تا ده سال برای استقلال و هواداران بازی کند.

الان هواداران استقلال تو را خیلی دوست دارند. این را از شبکه های مجازی می شود فهمید. فکر نمی کنی اگر دیر شود، ممکن است دیگر تو را نپذیرند؟

- نه. واقعا خواست خداست که من زمانی به استقلال بروم که هشت سال مفید برای هواداران بازی کنم. الان استقلال سال به سال دارد گلر عوض می کند و من الان تیم محبوبم نفت است. نفت 9 سال است که خانه من است و من این افتخار را دارم که برای سال ششم دارم با علی آقا کار می کنم.

 محسن مسلمان و علی بیرانوند

محسن مسلمان و علی علیپور و امید عالیشاه و فرشاد احمد زاده و علیرضا بیرانوند

فکر نکردی ممکن است در استقلال با بحث رقابت محبوب تر شوی!

- تمام مردم ایران به من لطف دارند و مرا در رسیدن به هدفم کمک می کنند. درست است، در استقلال و پرسپولیس دیده می شوی. مثلا تیمی مثل نفت در سال 4 بار دیده می شود. تیم ما پارسال مدعی قهرمانی بود ولی اصلا بازی های ما را نشان نمی دادند. حتی من یک بار با رسانه شوخی کردم گفتم لااقل در شبکه کارتون ما را نشان دهید تا بچه ها ما را ببینند! ببینند چرا نفت در صدر است، ببینند ارسلان مطهری چطور گل می زند. مردم باید ببینند ما چطور تا اینجا آمده ایم. حتی دو بازی آخر ما را هم نشان ندادند. دو بازی مانده تا قهرمانی را ولی مثلا سپاهان و تراکتور را که خودشان شبکه استانی دارند، در شبکه ورزش نشان می دهند. لااقل نفت را بگذارید در شبکه شما، هیچ کس این کار را نکرد ولی خب شاید همین چراغ خاموش بودن به ما کمک کرد.

چرا آن اوایل استقبال هواداران از بازی های نفت کم بود؟

- چون با بازی های ما آشنا نبودند ولی وقتی دیدند ما داریم خوب نتیجه می گیرمی و جوانگرایی داریم و حتی تمام کادر فنی تیم مان جوان است، کم کم استقبال بیشتری شد. الان من مطمئنم مردم واقعا نفت را دوست دارند.

دروازه بانی بهتر است یا پاس گل دادن؟

- پاس گل دادن خیلی بهتر است. من این حس را واقعا تجربه کردم. پارسال هم پاس گل دادم و هم بازیکنان را در موقعیت تک به تک قرار دادم ولی چون اینها دیده نمی شود، کسی ما را نمی بیند. به خصوص پاس گل به ارسلان مطهری خیلی لذتبخش بود که پرتاب دستم هم جهانی شد و روزنامه های انگلیس و اسپانیا گفتند باید در گینس ثبت شود.

راز پرتاب دست هایت چیست؟

- نعمت الهی است و من خیلی پرتاب دست را تمرین می کنم. حتی گاهی بعد از تمرین اصلی فقط پرتاب توپ را با دست تمرین می کنم. در شهرستان یک بازی با سنگ است به اسم دال پلان. ما از بچگی تا حالا خیلی دال پلان بازی می کنیم. الان پرتاب های من نتیجه دال پلان است.

خیلی ها معتقدند تو الان بهترین دروازه بان ایرانی؛ به عنوان یک دروازه بان ایرانی به وجود دروازه بان های خارجی در لیگ موضع گیری داری؟

- به نظر من به دروازه بان های ایرانی و بچه های خودمان بها بدهند خیلی بهتر است. امسال اگر دقت کنید فقط دو دروازه بان خارجی بازی کردند؛ یکی راه آهن و یکی نفت مسجدسلیمان ولی شما رشید مظاهری ذوب آهن را ببینید. جوانان ما خودشان را ثابت می کنند اگر به آنها بها بدهند.

ما در آینده علیرضا بیرانوند را در قامت یک مدیر خواهیم دید؟ مربی دروازه بان ها که نمی شوی؟

- الان برای فکر کردن به این مسائل خیلی زود است. من باید بتوانم سال های سال پیراهن تیم ملی را بپوشم و شماره یک تیم ملی را به دست بیاورم. تمرکز من فعلا روی درآمد حلال و بازی کردن است.

تو را در جام جهانی می بینیم؟

- هر بازیکنی آرزوی جام جهانی را دارد. من تمام سعی و تلاشم را می کنم که در تمرین ها بدرخشم تا کادر فنی تیم ملی به من اعتماد کند و بتوانم در جام جهانی روسیه حضور داشته باشم.

 عکسهای علیرضا بیرانوند

علیرضا بیرانوند دروازه بان تیم ملی

الان خانوده ات با شغل تو کنار آمده اند؟

- خیلی سخت است. من واقعا باید از آنها تشکر کنم. آنها گاهی واقعا تمام سختی ها را تحمل کرده اند و حرفی نزده اند. گاهی شده که من گاهی دو یا سه بار بیشتر خانه نیامده ام. الان هم خانواده ام تنها به شهرستان رفته اند چون ما اردو داریم ولی خدا را شکر خانواده من به خصوص همسرم مرا درک می کند. از همان اول با شرایط اینکه من یک ورزشکار حرفه ای هستم کنار آمده است.

الان که یک فوتبالیست حرفه ای هستی، نظر پدرت درباره شغلت چیست؟ کسی که اولین مخالف تو در فوتبال بود.

- پدرم؟ پدرم اول اصلا راضی نبود و ما دائما با هم سر فوتبال و درس دعوا داشتیم ولی الان که مرا می بیند می گوید:دیدی حرف مرا گوش کردی؟ دیدی گفتم برو فوتبال؟ من هم فقط می خندم! می گویم:چشم!

تو هر جا بودی و مصاحبه کردی و از گذشته ات گفتی. این گذشته قطعا بیشتر باعث محبوبیت تو شد ولی نترسیدی به وجهه ات ضربه بخورد.

- نه، اصلا. بارها همین خاطرات را برای بچه های نفت گفته ام. هیچ کدام خسته نمی شوند. گاهی می گویند باز هم بگو. من برای فوتبالم زحمت کشیده ام. سختی کشیده ام. برای همین هر جا بروم این سختی ها و زحماتم را تعریف می کنم. هزار بار دیگر هم بگویند از سختی هایت بگو، می گویم و از هیچ چیز نمی ترسم. من در نسلی این سختی ها را کشیدم که همه چیز بوده است، پول بوده، راحتی بوده ولی من در این نسل اینگونه بزرگ شدم. من در نسلی که پول بوده، زجر کشیدم. اگر قدیم بوده درست، همه می گفتند بله قدیم همه اینطور بوده اند ولی اینکه در این نسل، در شهری که هیچ کس را نداری بخواهی لباس رفتگری بپوشی، در یک پارک شلوغ رفتگری کنی، خیلی سخت است. من دیشب یک رفتگر را دیدم و یک مقدار پول به او دادم. یک لحظه وقتی دیدمش به یاد خودم افتادم. هر جا که شما می فرمایید من بروم و با رفتگرها عکس بگیرم. این سختی کشیدن الان باعث می شود من خراب نشوم. سختی کشیدن مرا علیرضا بیرانوند کرد.

بهترین دوستت در نفت کیست؟

- وحید. الان واقعا وحید امیری مثل برادرم است. وحید چه از تیم ملی و چه از وقتی که به نفت آمده، مثل داداشم است.

سیامک نعمتی و بیرانوند

بازیکنان پرسپولیس (بیرانوند - سیامک نعمتی - شایان مصلح - صادق محرمی)

یک خاطره از تیم ملی برایمان بگو.

- من پلی استیشن باز حرفه ای هستم. همیشه با وحید بازی می کنیم. یک بار آندو آمد و بازی کردیم و چهارتا گل به من زد. به وحید گفتم یک آهنگ لری برای من بگذارد. وحید که آهنگ را گذاشت چهارتا گل به آندو زدم. آندو می گفت:فقط آهنگ را خاموش کن! می خواستم گل پنجم را بزنم آندو رفت! وحید هم همه جا این خاطراه را تعریف می کند. وحید متاسفانه دیر معرفی و شناخته شد. اگر چشمش نزنیم فوق العاده است. وحید اگر زودتر معرفی می شد حتما در جام جهانی هم موفق تر ظاهر می شد.

تو با بازگو کردن حرف ها و مشکلاتت یک تفکر اشتباه و تعمیم یافته راجع به تمام افراد هم نسل خودت را از بین بردی یا لااقل کم کردی.

- ببینید، این جنبه ای که خود ما باید داشته باشیم، حالا هر کس در صنف و کار خودش. اگر کسی وارد حاشیه نشود یعنی کارش را درست انجام داده است. باور کنید همین سختی ها آدم را بار می آورد. همین سختی ها مرا به هدفم رساند وگرنه الان معلوم نبود کجا بودم و کارم چه بود. یکی دیگر از دلایل موفقیت من این بود که زود ازدواج کردم.

چند ساله بودی؟

- 18 ساله. الان هر کس مرا می بیند می گوید:اگر فکر می کردی به اینجا می رسی هم زود ازدواج می کردی؟ شاید من اگر ازدواج نمی کردم اصلا به اینجا نمی رسیدم. من اگر زود ازدواج کردم به این دلیل بود که شب ها بعد از تمرین برگردم پیش خانواده ام و کنارشان باشم، که دلگرمی داشته باشم. من خیلی از هم سن و سال های خودم را دیدم که خیلی کارهای بزرگی کرده اند. باید به آنها بهداد داده شود. چه هم نسلی ها و هم دهه ای های من و چه نسل بعدتر از ما اگر زحمت بکشند به هر کجا بخواهند می رسند. گاهی باید خیلی حرف ها را نشنیده گرفت.

بیرانوند و فرشاد احمد زاده

بیرانوند و محسن مسلمان و فرشاد احمد زاده و کمال کامیابی نیا

علیرضا بیرانوند ، زندگی شخصی و فوتبالی علیرضا بیرانوند

برگرفته از همشهری تماشاگر - / ک
این مطلب مفید بود ؟ 499 23
نظر کاربران
حسین

حسین

علیرضا جان من یکی از طرف دارای پرسپولیسم بخدا قسم که خیلی تورو دوست دارم من خودم کرمانشاهیم و میدونم که خرم ابادیا که به ما نزدیکن چه با غیرتن خدایی دمت گرم

پاسخ دادن 39 4
ابوالفضل یعقوبی

ابوالفضل یعقوبی

سلام علیرضا جون امیدوارم تو زندگیت موفق بشی.تورو سرمشق ورزشیم قرار میدم

پاسخ دادن 23 3
حسین

حسین

علی جان تنها چیز که میتوانم بگویم انشاءالله موفق باشی و پیروز وسر بلند دوستدارت حسین

پاسخ دادن 0 0
علی بیرانوند

علی بیرانوند

سلام علیرضا جون من بهت افتخار میکنم که با این همه سختی به این جا رسیدی واست اروزوی موفقیت میکنم منم خودم لرم اینشالا موفق شی

پاسخ دادن 24 1
مهدی

مهدی

سلام آقای بیرانوند من شمارو خیلی دوست دارم .من خودم اهل زنجانم .به خدا دروازه بانی رو خیلی دوست دارم

پاسخ دادن 12 3
Tina2020

Tina2020

سلام آقای علیرضا بیرانوند؛خیلی خیلی خیلی و بیشمار خیلی شما را دوست دارم. و از کارتان لذت میبرم؛امیدوارم. همیشه سالم و موفق باشید؛برای من هم دعا کنید؛

پاسخ دادن 6 2
amir

amir

سلام علیرضا بیرامبند من ۱۳ سالمه و داداشم۴سالشه وقتی بازی پرسپولیس و می‌بینیم با داداش کوچولوی فوتبال بازی میکنیم و من در زنگ ورزش همیشه به عشق تو دروازه بان وای نیستم والان به بابام گفتم دست کش دروازه بانی بگیره دوستت دارم.

پاسخ دادن 6 2
Bita

Bita

سلام من یه استقلالیم یه استقلالیه متعصب...ولی همه بازی ها برای همه تیم های داخلی و خارجی و دنبال میکنم و پست و کیفیت و زندگی همه بازیکنان رو مطالعه میکنم و بهتون بخاطر این روحیتون واقعا تبریک میگم.تو بحث پشتکار خیلی شبیه هم هستیم...موفق بوییی نازارم

پاسخ دادن 6 1
عسل

عسل

سلام آقای بیرانوند من یه دختر بچه ۱۱ ساله هستم. هر وقت پرسپولیس بازی داره منو داداش کوچیکم که ۴ سالشه سریع تلویزیونو روشن میکنیم . من شمارو خیلی دوست دارم و برای سلامتی و موفقیت شما در زندگیو فوتبالتون آرزوی موفقیت و سربلندی از یزدان پاک خواهانم. یه بار رفته بودیم شیراز و من به خاطر علاقه زیادم به پرسپولیس مجسمه سرستون تخت جمشید رو گرفتم . امیدوارم آقای برانکو ایوانکویچ ازاینکه شمارو از دروازه بردازن و آقای رادوشویچ رو بزارن تو دروازه صرفنظر کنن . با تشکر

پاسخ دادن 3 1
سما

سما

سلام آقای بیرانوند من شما رو از ته قلبم دوست دارم از شما خواهش می کنم پرسپولیس را ترک نکنید چون من هم مثل شما دروازه بانی رو خیلی دوست دارم عاشقتونم از همین گیلان برای شما آرزوی موفقییت می کنم

پاسخ دادن 3 2
نیما

نیما

سلام آقای بیرانوند من شما را خیلی دوست دارم من 14 سال بیشتر سن ندارم و یکی از پرسپولیسی های تیر هستم و میدونم که یکی از موفقیت های امسال پرسپولیس شما هستین من در لب تاپ خودم هم حتی تصویر زمینه عکس شما را گذاشتم آرزوی موفقیت برای شما

پاسخ دادن 1 1
پرهام شادپور

پرهام شادپور

من طرفدار پروپا قرص پرسپولیس هستم من همیشه پای اخبار می شینم واخبار پرپولیس را دنبال می کنم من برای بچه های تیم پرسپو لیس آرزو مندم

پاسخ دادن 2 1
Shima

Shima

فقط میتونم بگم همه ی ایران دوستون داریم و برای خودتون و خانواده تون آرزوی شادی و خوشبختی میکنیم از گلری خوبتون و به خصوص شادکردن دل میلیون ها ایرانی هم ازتون ممنونیم. هرجا بگن دروازه بان ما میگیم علیرضا بیرانوند :-) همیشه شاد وموفق باشین آقای بیرانوند

پاسخ دادن 4 0
روژین

روژین

سلام علی اقای گل دمت گرم واقعا مملکت مابه جوانانی مثل شمابایدافتخاربکندخیلی هاهمه چی دارن واماعرضه هیچ کاری ندارن اما درودبه شرف غیرتت که این همه سختی کشیدی ودنبال ورزشت رفتی لطفا تامیتونی تلاش کن که به لیگ اروپاییم بری ایشاااااااللله براتون همه دعامیکنم من یه پرسپولیسسسییی سرسختم باهمسرم ازسنندج

پاسخ دادن 4 0
حسین

حسین

سلام ، فقط میتونم بگم بهتون حسودیم میشه بیرانوند جان ، چون واقعا تو سن خودتون یه فرد فوق موفق هستی. دمت گرم بدرود

پاسخ دادن 0 0
هدیه

هدیه

سلام علیرضا جان مبدانم که چقدر سختی کشیدی تا به فوتبال رسیدی روزی که در خندوانه امدی من ان روز فهمیدم که چقدر سختی کشیدی و سپاس که برای فوتبال این کار راکردی من باان که دختر هستم بازهم همه ی بازیکنان پرسپولیس اسم و شماره لباس هایشان رابلدم و از ته قلبم دوستان دارم و ارزوی سلامتی برای تو و خانواده ات دارم و انشااااااالله همیشه سالم و خوب باشی عاشقتم

پاسخ دادن 2 0
هدیه

هدیه

سلام علیرضا بیرانوند از شما می خواهم که هیچ وقت پرسپولیس را ترک نکنید، و ارزوی سر بلندی برای بازیکنان پرسپولیس راروم و امیدوارم همیشه سلامت و تن درست باشید و موفق باشید شما و بازیکنان برسپولیس

پاسخ دادن 3 0
ایسان

ایسان

آقای بیرانوند امید وارم سالی پر از کلین شیت داشته باشید من یه پرسپولیسی متعصبم شما رو هم خیلی دوست دارم و می دونم که تولدتون 30 شهریور هست پیشاپیش تولدتونم مبارک باشه شماره ی 1

پاسخ دادن 0 0
A.M.H

A.M.H

به نام حق سلام اقای بیرانموند من هجده سالمه و ی استقلالی متعصبم اما نه از اون کله شق هایی که فقط تعصب بیخودی دارن من واقعیتو میبینم و با توجه به واقعیت و منطق نظر میدم میدونی تا قبل از اینکه بیوگرافیتو بخونم ازت متنفر شدم ولی با خوندن زندگی نامه ات دیدگاهم کلا عوض شد ادم قابل احترامی هستی و بدون ک از این ب بعد یه هوادار به هوادارات اضافه شده ک پشتته من همیشه پشتت میمونم همونجور ک پشت سید خودمون میمونم اینهمه سختی ک شما کشیدی اصن ارزشی نداره تنها چیزی که ارزش داره احترام گذاشتنت به پدرته که حتی وقتی وسایلتو پاره میکرد بازم سکوت میکردی این کارت واقعا منو تحت تأثیر قرار داد و منو متحول کرد ب نظرم هرچی که الان داری از احترامت به پدرته یا حق

پاسخ دادن 2 0
مهدی وصالح

مهدی وصالح

سلام علیرضا جان،من از بی ادبی عده معدودی از تماشاگران گسترش فولاد عذر خواهی میکنم و بعد از اتمام بازی هم از ادب شما شرمنده تر شدم ،دوستت داریم،انشالله مثل همیشه موفق باشی

پاسخ دادن 1 0
سجاد

سجاد

سلام علیرضا جان امیدوارم همیشه درزندگیت موفق باشی من همیشه بازیهایی شماره نگاه میکنم ولذت میبرم من خودم لک دلفان هستم وبهت افتخارمیکنم همشهری

پاسخ دادن 0 0
امیربیرانوند

امیربیرانوند

سلام به اقای بیرانوند واقعا شما افتخار ایران وطایفه بیرانوند هستی ایشالله ک همیشه موفق باشی

پاسخ دادن 1 0
مسعود.

مسعود.

سلام.اقا علیرضا.من هر کاری کردم ب این شغل ک دوسش داشتم نرسیدم.هر جا رفتم نشید..بنظر شما جیکار کنم...ممنون..

پاسخ دادن 3 0
Omid

Omid

I,like to appreciate your efforts in perspolies and National team. And I hope you can shine like a star in Eroupian team, too.

پاسخ دادن 0 2
Reza

Reza

زنده باشی

پاسخ دادن 1 0
سعید احمدی

سعید احمدی

درووود بر اقای بیرانوند من دروازبانی خیلی دوس دارم و استعدادشو خیلی خوب دارم ولی چون متاهلم 22سالمه نمیدونم چیکار کنم بین دوراهی قرار گرفتم لطفا راهنمایم کنید.ای شالله موفق باشی

پاسخ دادن 0 0
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف