نمناک سبک زندگیکودک واقعیت فرزندخواندگی به کودک گفته شود یا خیر؟
فرزندخواندگی ، فرزند خوانده
اگر شما هم جزو آن دسته از والدینی هستید که فرزندخوانده دارید حتما این مطلب را که درباره نکاتی راجب فرزندخواندگی است به دقت مطالعه بفرمایید.

اهمیت اطلاع از فرزندخواندگی از کودکی

اگر شما هم جزو زوج هایی هستید که بچه دار نمی شوید و می خواهید یکی از بچه های تحت سرپرستی بهزیستی را به فرزندی قبول کنید، بد نیست نکاتی را درباره فرزندخواندگی را بدانید. در این قسمت از نمناک شما را با نکاتی درباره فرزندخواندگی آشنا خواهیم کرد.

نکاتی مهم درباره مقوله فرزندخواندگی

زن و شوهرهایی هستند که به دلایل متعددی بچه دار نمی شوند و نوزاد یا کودکی را به فرزندخواندگی می پذیرند .از آن جا که در فامیل و اقوام، خیلی ها از این فرزندخواندگی با خبرند ممکن است بالاخره روزی به گوش فرزندخوانده برسد که فرزند واقعی مادر و پدر خود نیست .
در نتیجه این سوال همواره ذهن مادر و پدر را مشغول می کند که آیا لازم است واقعیت فرزند خواندگی به کودک گفته شود یا خیر؟ در این جا می خواهیم به این سوال پاسخ بدهیم .بیشتر متخصصان معتقدند که بهتر است واقعیت به فرزند خوانده گفته شود. چون اگر این کودکان واقعیت را از شخص دیگری مانند بچه های فامیل یا دوست و آشنا و همسایه و ... بشنوند، متاسفانه اعتماد خود را به مادر و پدر خود از دست می دهند .از طرفی چون مادر خوانده دوران بارداری را نگذرانده است بعید است که توانسته باشد از اطرافیان پنهان کند که کودک یا نوزاد فرزند واقعی او نیست .
در نتیجه ممکن است هر کدام از اطرافیان خواسته یا ناخواسته، شوخی یا جدی چیزی جلوی کودک بگوید که برای او ابهام آمیز یا شک برانگیز باشد .چنین اطلاعاتی در زمان اختلافات یا مشاجرات فامیلی، حتی بیش از حالت عادی ممکن است دهان به دهان منتقل شده و سرانجام به گوش فرزند خوانده برسد .
در نتیجه بیشتر اطلاعاتی که کودک از طریق دیگران دریافت می کند، اطلاعات مبهم و ناصحیح است و در این حالات بهتر است موضوع فرزند خواندگی کودک به اطلاع وی برسد .البته بعضی از صاحب نظران می گویند اگر وضعیت به گونه ای است که مطمئن هستید کودک هیچ وقت در جریان قرار نخواهد گرفت، لزومی ندارد موضوع فرزند خوانده بودن وی افشا شود .

چه کسی باید حقیقت را به کودک بازگو کند؟
مناسب ترین افراد، پدر خوانده و مادر خوانده هستند. آنها کودک را بزرگ و تربیت کرده اند و به عنوان پدر و مادر، کامل ترین و دقیق ترین اطلاعات و همچنین بیش ترین رابطه عاطفی را با کودک دارند .
بنابراین بهتر است پدر خوانده یامادر خوانده یا هر دوی آنها در زمان و مکان مناسب موضوع را به کودک بگویند. البته بهتر است قبل از اطلاع رسانی، با مشاور مشورت کنند .
در صورتی که احساس کردند قادر به این کار نیستند، می توانند از سایر افراد خانواده (مثل پدربزرگ و مادربزرگ) یا از یک مشاور بخواهند که موضوع را مطرح سازد، در این وضعیت، حتما باید موضوع در حضور مادر خوانده و پدرخوانده به کودک گفته شود .

فرزندخواندگی

با نکاتی درباره فرزند خواندگی آشنا شوید

مناسب ترین سن برای افشای فرزندخواندگی
به صورت کلی، بهتر است این موضوع هر چه زودتر بیان شود. به شرطی که سن و موقعیت کودک کاملا در نظر گرفته شود .بچه های پیش دبستانی از نظر سطح شناختی در حدی نیستند که بتوانند مسئله فرزند خواندگی را درک کنند .
سن نوجوانی نیز به علت بحرانی بودن این دوره و حساسیت زیاد نوجوان، بدترین زمان در جریان قرار گرفتن فرزند خواندگی است .بنابراین متخصصان معتقدند که مناسب ترین سن بین 8 تا 10 سالگی است اگر کودک وارد سن نوجوانی شده و هنوز در جریان موضوع قرار نگرفته است، بهتر است تا سن بزرگسالی اطلاع رسانی به تعویق بیفتد .
نوجوانانی که در جریان فرزند خواندگی خود قرار می گیرند، دچار بحران های شدید عاطفی می شوند و امکان دارد که این مسئله تأثیرات بسیار مخربی روی تحصیل و روابط بین فردی آنها بگذارد همچنین در سنین نوجوانی، خطراتی مانند افسردگی شدید، خودکشی و پرخاشگری وجود دارد .
اما در سنین قبل از نوجوانی، عکس العمل ها قابل کنترل است و کودک راحت تر می تواند خودش را با وضعیت جدید (به عنوان فرزند خوانده) تطبیق دهد و زمان کافی برای پذیرش موضوع و کنار آمدن با این هویت جدید را نیز خواهد داشت .در کل می توان گفت که واکنش های کودک در سنین قبل از بلوغ اثرات تخریبی کم تری نسبت به سن بلوغ دارد .این را هم بگوییم که اگر نوجوانی از طریق افراد دیگر در جریان موضوع قرار گرفت و مسئله را با والدین در میان گذاشت چاره ای جز افشای حقیقت نیست .

چگونگی بیان موضوع فرزند خواندگی
موضوع فرزندخواندگی را در چه زمانی با کودک هشت تا ده ساله خود مطرح کنیم؟ بهترین زمان بیان این موضوع، تابستان یعنی بعد از اتمام امتحانات خرداد ماه است .چرا که یکی از مهم ترین مسائل کودک در این سنین موضوع تحصیل است .به همین دلیل لازم است زمانی را انتخاب کنیم که تأثیری در روند تحصیلی کودک نداشته باشد .ابتدای تعطیلات تابستان، فرصت کافی برای تطبیق خود با موضوع را به کودک می دهد .برای بیان این موضوع، مکانی خلوت و حتی الامکان بیرون از منزل مناسب تر است. مکانی که کودک در آن جا بیشتر احساس آرامش می کند .پیش از بیان موضوع، کودک را آماده کنید. این کار می تواند شامل تقویت روابط و رفتارهای محبت آمیز، خرید هدیه، گفت و گو و تفریحات بیشتر در روزهای قبل باشد .نکته مهم دیگر این است که قبل از این که بخواهیم موضوع را به اطلاع کودک برسانیم، باید بدانیم که کودک چه قدر از موضوع مطلع است .
گاهی پیش می آید که کودکان در زمان ناراحتی یا عصبانیت به والدین خود می گویند:من فرزند شما نیستم و شما دروغ می گویید، این گونه اظهارات اغلب به علت ناراحتی کودک از والدین است، اما در مورد این کودکان نبایدبه سادگی از موضوع بگذریم و لازم است از کودک بپرسیم که چرا چنین احساسی دارد؟ و با پی گیری معلوم کنیم آیا شخص دیگری مثلا کودکی از اقوام یا حتی فرد بزرگسالی صحبتی در این مورد با وی داشته یا خیر؟
به هر حال داستان را می توان به شیوه های گوناگونی مطرح کرد، فقط باید قویا این نکته را در نظر داشته باشید، که کودک نسبت به والدین حقیقی خود تنفر پیدا نکند .یعنی باید دقت کنید که بیان شما طوری نباشد که کودک حس کند والدین اولیه و اصلی، از روی عدم علاقه و بی توجهی او را سر راه گذاشته اند، یا به بهزیستی سپرده اند .برای بیان موضوع بهتر است ابتدا در قالب یک داستان یا واقعیت بیرونی آن را مطرح کنیم .

به نمونه زیر توجه کنید
بیا برایت قصه ای تعریف کنم. مادر و پدر مهربانی بودند که چند فرزند داشتند و همه آنها را خیلی دوست داشتند .مادر بیمار شد اما با این وجود باز هم بچه دار شد و خدا به آنها یک نوزاد قشنگ و دوست داشتنی داد. یک زن و شوهر دیگر بودند که وضع مالی خوبی داشتند و مهربان بودند اما بچه دار نمی شدند، آنها آرزو داشتند که یک بچه داشته باشند بنابراین به آن خانواده پیشنهاد دادند که نوزاد را از آنها بگیرند و او را خوب تربیت کنند و قول دادند که از او مثل پدر و مادرش مراقبت کنند .
پدر و مادر آن نوزاد زیبا با وجود این که بچه شان را خیلی دوست داشتند به علت بیماری مادر به این کار راضی شدند. وقتی بچه بزرگ شد این زن و شوهر را به عنوان پدر و مادرخود می شناخت و چون پدر و مادر اصلی وی نمی خواستند که کودک شان اذیت شود و تربیت او دچار مشکل شود، و همچنین برای اینکه خودشان هم خیلی به فرزندشان وابسته نشوند دیگر هیچ تماسی نگرفتند و کودک آنها را نمی شناسد .
خانواده جدید، این نوزاد را بزرگ کردند، برایش لباس و نوشت افزار خریدند و او را به مدرسه فرستادند و خیلی او را دوست دارند ولی او نمی داند که آنها پدر و مادر واقعی اش نیستند .به نظر تو بهتر است به او بگویند که آنها پدر و مادرش نیستند یا خیر؟ اگر تو به جای آن کودک بودی چه کار می کردی؟
به هر حال این داستان را می توان به شیوه های گوناگونی مطرح کرد، فقط باید این نکته را در نظر گرفت که کودک نسبت به والدین حقیقی خود تنفر پیدا نکند .میتوان به جای بیماری مادر، فقیر بودن آن خانواده را در آن زمان مطرح کرد. فوت مادر در صورتی که اتفاق افتاده باشد هم می تواند مطرح شود .
گرفتن بچه از بهزیستی را بهتر است در صورت واقعیت داشتن، در مرحله افشای حقیقت مطرح کرد .به هر حال در قالب داستان یا یک نمونه فرضی، باید دلایل قانع کننده ای برای واگذاری کودک در نظر داشت . دلیل قطع ارتباط والدین حقیقی با کودک هم باید قانع کننده باشد .

فرزندخواندگی

آشنایی با نکاتی درباره فرزندخواندگی

بیان حقیقت و پاسخ دادن به ابهامات و سوالات کودک
با در نظر گرفتن موقعیت مکانی، زمانی و عاطفی، موضوع را به طور دقیق و با ذکر جزئیات و بدون کتمان حقیقت بیان کنیم . دلایل این که چرا پدر و مادر حقیقی کودک او را به این خانواده یا سازمان های مشابه بهزیستی سپرده اند باید قانع کننده باشد .
اگر این خانواده هیچ گونه اطلاعی ندارند (مثل مواردی که بچه را از بهزیستی گرفته اند) باید موضوعات قانع کننده ای را مطرح کنند که مثبت باشد، یعنی به گونه ای دلیل والدین اصلی را مطرح کنند که کودک متوجه شود که هر پدر و مادر دیگری هم بودند در این شرایط چنین کاری را می کردند .
همچنین برای قطع ارتباط والدین حقیقی وی هم باید دلایل مثبت و قانع کننده ای ارائه شود .در روزهای بعد باید منتظر عکس العمل ها و سئوالات گوناگون کودک باشید، واکنش هایی مانند گریه زیاد، قهر کردن، بی خوابی، عصبانیت، احساس تنفر از پدر و مادر خوانده ممکن است رخ دهد و وظیفه شما این است که با این وضعیت مدارا کنید .
کودک را در آغوش بگیرید، نوازش کنید و به او حق بدهید که ناراحت شده باشد. احساسات او را تأیید کنید، و خصوصا او را قضاوت یا محکوم نکنید و به پرسش هایش با حوصله جواب دهید .در صورت بروز هر مشکلی بهتر است با روان شناس بالینی یا مشاور خانواده یا روان پزشک مشورت کنید .
به طور خلاصه مولفه هایی که برای بیان موضوع فرزند خواندگی به کودک مان باید در نظر داشته باشیم عبارتند از
الف- زمان مناسب و سن مناسب
ب- مکان و موقعیت مناسب
ج- آماده کردن کودک
د - دانستن این که کودک مان از قبل چه چیزهایی درباره موضوع می داند .
ه- بیان کردن موضوع در قالب قصه و داستان باور پذیر و خوشایند
و- بازگو کردن حقیقت
ز- جوابگویی به واکنش های احتمالی کودک

به کودک اطمینان دهید که دوستش دارید و برای همیشه خانواده او خواهید بود
بعد از گفتن موضوع فرزندخواندگی ممکن است کودک خشمگین شود و برای مدتی صحبت نکند، ولی از نظر مشاوران این رفتار طبیعی است . والدین هم باید بپذیرند که این رفتار طبیعی است و به کودک اجازه بیان احساسات خود را بدهند؛ در این زمان بهتر است این اطمینان را در او به وجود بیاورند که دوستش دارند و برای همیشه خانواده او خواهند بود .

موردی که حتماً باید مورد توجه داشته باشید این است که نباید طوری رفتار کنید که کودک تصور کند فرد خاصی است. او باید بداند که اگر در خانواده ارزش ها و آداب مشخصی وجود دارد، مانند سایرین باید آن ها را رعایت کند؛ چراکه در غیر این صورت در آینده دردسرساز خواهد شد. همچنین والدین افراط و تفریط در مورد کودک به خرج ندهند؛ نه باید فشار در ندانستن موضوع داشته باشند و نه اصراری در دانستن موضوع .

گفتن این حقیقت را تا سن بلوغ به تعویق نیندازید

گفتن این حقیقت را تا سن بلوغ به تعویق نیندازند؛ چراکه این دوران زمان هویت یابی است و سختی این امر برای کودک دوچندان خواهد شد. اگر این مسئله در دوران نوجوانی مطرح شد و از نظر روحی برای کودک مشکلاتی به وجود آمد، حتماً برای رفع آن به مشاور مراجعه شود .

واقعیت فرزندخواندگی به کودک گفته شود یا خیر؟

واقعیت فرزندخواندگی به کودک گفته شود یا خیر؟
:
امتیاز : 5 تعداد رای : 2
برگرفته از دکتر سلام / زندگی آنلاین / ف
این مطلب مفید بود ؟ 2 0
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف