برو به :
نمناک دنیای مدگوناگون مجید اسدی کیا
مجيد اسدی كيا ، شرکت پیام آوران پارسیان
باید آدم ها را خنداند و از شادی آن ها قاب دوربین را پرکرد.
تاریخ انتشار : 4 آبان 1394
بازدید : 7,622 نفر

آلبوم ها را که ورق می زنم یک جور حس خاص، حسی که قبلا در عکس های عروس ها و دامادها ندیدم درگیرم می کند. یک جور حس ناب مستندگونه که مماس با واقعیت است؛ حس مستندی که فیگور نیست.

از درون صمیمی آدم ها جوشیده و بر لنز دوربین نشسته است. حس خودتان بودن به جای حس ساختگی ژست گرفتن، حس رهاشدگی در میان لوکیشن های کلاسیک دست نخورده که حرف ها برای گفتن دارند و یواشکی کنار گذاشته شده اند برای یک روز خیلی خاص؛ برای روز عروسی؛ برای جشن خوبان... نوعی شکار لحظه و حس خبری در عکس های عروسی که توسطمجید اسدی کیاگرفته می شود وجود دارد. فارغ از سوژه، نوعی شکار لحظه و معصومیت پنهان در عکس ها هست که خیلی بکر، دست نخورده و تازه است. نوعی حس زندگی و بی پیرایگی در پشت لحظه های ناب زندگی سوژه ای که مقابل دوربین زندگی می کند. کشف چرایی وجود این حس مستندگونه در عکاسی مد و عروسی، بهانه دیدار یک ساعته ما با برادران اسدی کیا است که در آتلیه آوانگارد خود میزبان ما می شوند و از عکاسی مستند در عروسی حرف می زنند...

 

شرکت پیام آوران پارسیان

 

چه شد دو برادر تصمیم گرفتید با هم کار کنید و آیا این همکاری از ابتدا با برنامه ریزی همراه بوده یا خیلی اتفاقی به این نقطه رسیدید و حال می خواهید این فرایند را حفظ کنید؟ 

 پدرم وکیل بود. یک روز پدر گفت دوست دارم با هم کار کنید. اما مجموعه اسدی کیا هنوز به وجود نیامده بود. وقتی پدر این موضوع را مطرح کردند، هر دو خیلی معمولی و بدون تصمیم قبلی، تصیم گرفتیم اساس استودیو را راهاندازی کنیم. فکر می کنم سال 1384 بود که پایه و اساس استودیو را پایه ریزی کردیم و چون هیچ پلانی برای این طرح نداشتیم نام فامیل را روی کار گذاشتیم، چرا که تلاش پدر این بود که به شکل گروه کار کنیم.

ما در حقیقت سه مرحله تاسیس، تثبیت و تکثیر را دنبال می کنیم. می خواستیم به آن درجه از علم برسیم و ابتدا خودمان را در مرحله ای که باید حضور داشته باشیم ببینیم. این گروه هنری که دور هم جمع کردیم همه از کسانی اند که برای خود اسم و رسمی دارند و صاحب سبک هستند. ما از نیروهای متخصص استفاده می کنیم و سعی داریم از مشاوران هنری گرفته تا هر یک از حیطه های تخصصی کار از افراد درجه یک را به همکاری دعوت کنیم. اول سعی کردیم به این گروه یک هماهنگی و نظم قانونی دهیم و بعد از آن یک جایگاه مردمی به دست آوریم. اکنون وقت کار است. در کنار این فعالیت ها، از سال گذشته شعبه آمریکای ما فعالیت خود را شروع کرده است. اما به دلیل اینکه در ایران بزرگ و در این آب و خاک بالنده شدیم تمام همّ و غم ما این است که برای کشورمان یک کار خیلی خاص انجام دهیم و بیشترین شعبات را در ایران داشته باشیم.

یعنی در شهرهای مختلف؟

بله.

چه شهرهایی در اولویت هستند؟

شیراز، اصفهان و مشهد سه شهری هستند که از ما درخواست نمایندگی کردند اما هنوز تصمیم قطعی نگرفتیم. چون هنوز کمی زود است که حضور در شهرهای دیگر را شروع کنیم.

در این سه شهر قرار است که خودتان حضور داشته باشید یا اینکه نماینده ای از شما حضور داشته باشد؟

یکی از مسائلی که با آن روبه رو بودیم و باعث شده مساله اخذ نمایندگی ها، تاکنون طول بکشد این است که ما کار خدماتی ارائه می دهیم. اگر برند غذا بودیم، با یک فرمول ساده این کار انجام می شد و تا به حال باید شعبات بسیار زیادی می داشتیم و هر کیفیتی را که پیشنهاد می شد می پذیرفتیم. اما موضوع اصلی اینجاست:کار ما یک کار حسی و هنری است. پس آدم هایی که این کار را انجام می دهند و متقاضی این کار هستند بسیار مهم می شوند؛ ما دوست نداریم شعبه ای داشته باشیم که مورد تائید نباشد. بر این اساس کسانی را که متقاضی همکاری با ما باشند را از فیلترهای زیادی می گذرانیم و همه اراده مان این است که خودمان حضور داشته و مستقیم بر روند کار نظارت داشته باشیم. می خواهیم در سیاست های کاری، نوع عکاسی ها و تهیه آلبوم ها و در نهایت تحویل فیلم ها، کارها به صورت مستقیم در شعبه تهران انجام شود. خودتان می دانید یک گروه نمی تواند در یک لحظه، در چهار نقطه حاضر شود. چون کار ما تخصصی روی «عروسی» متمرکز است؛ عروسی در روزهای خاصی دنبال می شود و فصل خاصی دارد بهترین حالتی که پیش رو داریم این است که سیاست های کلی را ارائه دهیم، حضور مستقل همراه با نظارت داشته باشیم و مسائل اقتصادی، خدمات و سرویس ها هم از طریق شعبه تهران مدیریت شود؛ برای اینکه یکنواختی در کار وجود داشته باشد و بتوانیم مستقیم روی کار نظارت داشته باشیم.

 

مجيد اسدی كيا

 

نوعی حس مستند در عکس های شما هست که از حالت خیلی اغراق آمیز که در عکس های عروسی می بینیم به دور است. این حس طبیعی بودن باعث شده مخاطب دریابد نوعی عکاسی مستند خبری در عکس های عروسی جریان دارد. چطور به این ایده رسیدید؟

روزی که استارت کار را با هم زدیم نشستیم دیدیم نیازهای عروس ها و دامادهایی که همه همسن وسال خودمان بودند چیست. یکی از دلایل موفقیت مان هم همین بود. عروس ها و دامادهای ما همه از نسل خودمان بودند. با یک فرهنگ بزرگ شده بودیم. کارتون های مشترک دیده بودیم و فضاهای منحصربفردی را تجربه کردیم و فضای فکری مان خیلی به آنها نزدیک بود. تک تک عروس ها و دامادهایی که به ما مراجعه می کردند جاهایی خاطره داشتند که ما داشتیم. این خود، وجه اشتراکی بود که به ما کمک کرد سلیقه خودمان را برای آنان مطرح کنیم. مجید همیشه پشت دوربین با حس و دل خود عکس می گیرد فضایی که ما با مشتریان خود داریم فضای بیزنسی نیست، فضایی نیست که مشتری و سفارش گیرنده با هم دارند فضای دوستانه بسیار شادی است که از حس آدم ها نشات می گیرد.

عکاسی استودیو بر عهده شماست. چطور حس آدم ها را می بینید و با لنز و ویزور برای همیشه ثبت می کنید؟

اعتقادم همیشه این است که باید از حس آدم ها عکس گرفت. باید آدم ها را از چشم خنداند و عکس گرفت. آدم ها باید با دلشان بخندند و خنده توی چشمشان باشد به جای اینکه بخواهند ادای خنده را در بیاورند. وقتی آدم ها از ته دل می خندند عضلات بسیاری در میمیک صورت آنان درگیر می شود اما وقتی ادای خنده را درمی آورند فقط یک یا دو عضله درگیر می شود به همین راحتی از ابتدا تصمیم ام این بود که حس را ثبت کنم. وقتی با برادرم صحبت کردم از همان روز اول سلیقه خودمان را با مشتریان مان مطرح کردیم و بیشتر آنان به ما اعتماد کردند. فکر می کنم بسیاری از آنان از این اعتماد رضایت کامل داشتند و اتفاقی که افتاد این بود که سعیکردیم زیبایی خود آدم ها را چه در بخش عکس و چه در بخش فیلم به تصویر بکشیم. سعی کردیم جای شخص دیگری نباشند جای خودشان باشند.

بر این باور بودیم که روز عروسی، روزی است که دو آدم به هم می رسند، روز وصل دو آدم است و اتفاق ساده ای نیست و این اتفاق از روی حسی خاص رخ داده است. سعی کردیم به عروس و دامادها نقش ندهیم چون ما با بازیگران سینما و تئاتر طرف نیستیم ما با آدم های معمولی طرف هستیم که در روز عروسی از آنان عکاسی می شود. اغلب آدم هایی که ما از آنان عکاسی کردیم قبل از این اتفاق تجربه عکاسی آتلیه نداشتند و این مساله، فضا را خیلی بکر می کرد.

مجيد اسدی كيا

خب این نقطه قوت است. چون شما با نابازیگران مواجه می شدید که می توانستید حس واقعی شان را شکار کنید.

دقیقا. نابازیگر بودند. می دانید که اگر از یک نابازیگر بخواهید بازیگر باشد قطعا نمی تواند مثل یک بازیگر حرفه ای که سال ها تمرکز می کند کارش را انجام دهد. برای همین اتفاقی که افتاد این بود که حس ها خیلی واقعی تر درآمد. فضایی را ایجاد کردیم که عروس ها و دامادها خودشان باشند.

واکنش خودشان به این اتفاق هیجان آور و به دور از پز چیست؟

خیلی از آنان ابتدا نگران هستند و می گویند ما اصلا بلد نیستیم پز بگیریم. شاید ما خوش عکس نباشیم. چیزی که ما از آنان می خواهیم این است که لطفا خودتان باشید. راه رفتن و خندیدن، برای خودتان باشد. وظیفه ما است که زاویه خوب صورت شما را پیدا کنیم و از آن عکس بگیریم.

شما به عنوان خلاق ترین عکاسان مستند «عروسی»، در این فضایی که خلق کردید رضایت آنان را هم به دست آورید. حس خودشان بعد از دیدن آلبوم چیست؟

اغلب آنان دقیقا همین حس را دارند. می گویند اصلا تا به حال اینقدر زیبا از ما عکاسی نشده است. به نظرم شاید شخصی، تعداد زیادی هم از آنان عکس گرفته باشد اما وقتی حس با زیبایی شناسی کادر همراه می شود جذابیت دو برابر می شود. شاید علت اینکه خودشان سورپرایز می شوند دیدن حس های بکر خودشان است در لحظه ای که خبر نداشتند دوربین ما به دنبالشان است. خیلی از عروس ها و دامادهای ما گفتند که تجربه عکاسی با شما خیلی تجربه شیرینی بود و ما خاطرات خیلی خوبی داریم. عامیانه می گویند «خیلی به ما خوش گذشت». این جمله بزرگ ترین سرمایه برای ماست. برای اینکه عکاسی در روز عروسی با آن همه استرس، ترافیک، سرساعت رسیدن و مدیریت ماجرا هم برای تیم و هم برای عروس و داماد بسیار سنگین است به خصوص با شرایط کنونی تهران. با این حال همه قلبا این جمله را به ما می گویند و این، با رضایت قلبی آنان همراه است و برای ما بزرگ ترین سرمایه.

 

مجيد اسدی كيا

آنان زیباترین روز زندگی و به یادماندنی ترین حس ها را با شما شریک می شوند. لوکیشن هایی که در عکس ها هست هم خیلی ناب و غیرتکراری و در عین حال که خیلی کلاسیک است خیلی هم با آدم حرف می زند. لوکیشن ها را چگونه انتخاب می کنید؟

تمام دکورها و لوکیشن ها را خودمان می سازیم. ما یک اتاق فکر داریم. با داداش و تیم می نشینیم و ایده پردازی می کنیم. وقتی تصمیم می گیربم همه با هم تصمیم می گیریم و نظر جمع را هم جویا می شویم. بیشترین دلیل موفقیت ما، گروهی پیش رفتن مان است. گروهی تصمیم می گیریم و عمل می کنیم.

سازه های لوکیشن ها خیلی هنرمندانه و خلاقانه است مثل این قاب بی آینه که اینجاست. چطوری به ایده می رسید؟

خیلی سخت. بعضی وقت ها حسابی با هم چالش داریم و خیلی طول می کشد به نتیجه اصلی برسیم. برخی مواقع هم خیلی سریع به نتیجه می رسیم چرا که برخی ایده ها اینقدر ناب و دوست داشتنی هستند که سریع هر دو دست را روی ایده می گذاریم.

چه ساعت هایی را برای هم زمان می گذارید؟

مدل کار ما با هم این طوری است که از فضاهای مشترکی که در زندگی داریم استفاده می کنیم. من و مجید خیلی بیشتر از بقیه خانواده، همدیگر را می بینیم و سرگرمی های مشترکی داریم مثل ورزش. در این شرایط مدام راجع به کار صحبت می کنیم. حتی خانم های مان از این موضوع ناراحت می شوند و می گویند امروز که تعطیل است هم درباره کار صحبت می کنید. همین ها مبنای همان اتاق فکر است. در این فضاها ایده های اولیه را به هم می دهیم و بعد در اتاق فکر می نشینیم با مطالعه و تحقیق جلو می رویم و به نتیجه ای که می خواهیم، می رسیم. ما از جز به کل می رویم. ابتدا انتهای کار را می بینیم بعد شروع می کنیم به پرداختن جزئیات.

 

مجيد اسدی كيا

حس واقعی آدم ها در لوکیشن ها هم حضور دارد. این سازه ها چگونه به دست آمده است؟

سعی می کنیم که حس ناب یک آدم را در لوکیشنی ثبت کنیم که آن هم ناب باشد و به زیبایی همان عشق باشد. خلق این آثار از طریق مشاور هنری خیلی خوب ما بوده که در سال های گذشته داشتیم. ایده ها داده می شود. محاسبات مالی و برنامه ریزی ها انجام می شود. ساخت سازه ها خیلی سخت است. چون این اتفاقات در ایران نیفتاده و همیشه وقتی شما در موضوعی پیشرو باشید بیشترین فشار و هزینه را متحمل می شوید و بیشترین هزینه را صرف می کنید. از یک جهت این کار را خیلی دوست داریم و از جهتی دیگر از دست برخی همکاران ناراحتیم. متاسفانه عکس های ما را در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارند. نمونه تقلبی و دست چندم سازه هایی را که ما برای بک گراند و پس زمینه می سازیم، اجرا می کنند و آن زیبایی واقعی را هم ندارد؛ ضمن اینکه نورپردازی را هم نمی دانند و کار ما را هم زیر سوال می برند.

این اشیایی که این جا قرار دادید مثل چشم نظر، عودسوز، وارمرها و رنگ زمینه ها اتفاقی انتخاب شده یا بخشی از روحیات خودتان است یا اینکه با سلیقه مخاطب همراه شدید؟

از آنجا که ما برای هر قسمتی از کارمان برنامه داریم همه چیز با فکر و اندیشه همراه است و یکی از مسائلی است که از روز اول به آن دقت کردیم چون یک گروه هنری خلاق هستیم و باید در دفتر کار خودمان هم این موضوع را رعایت کنیم. آن زمان نیازهایمان را با مشاور هنریمان مطرح کردیم و ایده هایمان را به او گفتیم و در نهایت در اتاق فکر از او هم استفاده کردیم و ایده هایمان را خلق کردیم. برای مثال استفاده از سنگ نمک و گوی های گرد فیروزه ای برای انرژی های مثبتی است که ایجاد می کند. ما به کارما و انرژی اعتقاد داریم. درختی که پشت سر ما هست برای ما نشانه افتادگی و باروری در زندگی است و در نهایت شاخه های افتاده آن نشان دهنده خضوع و افتادگی عروس و داماد در زندگی با یکدیگر است.

مجيد اسدی كيا

چرا ترکیبی از دو رنگ آبی و سفید را انتخاب کردید؟

به دلیل محیط عروسی، از غالب رنگ سفید که نشانه پاک و بکر بودن است استفاده کردیم. یادم هست چهار سال پیش روزی که می خواستیم کف ساختمان را سفید و طراحی جدیدمان را پیاده کنیم تمام کسانی که از آنان کف سفید می خواستیم می گفتند چرا سفید؟ بیایید قهوه ای و رنگ تیره بردارید. همه دلایل ساختمانی می آورند و می گفتند کف سفید برای طبقه چهارم توجیهی ندارد. برای جایی که اینقدر تردد زیاد است و نیاز به نگهداری دارد. ولی واقعیت این است که ما به کاری که اعتماد داریم جامه عمل می پوشانیم یعنی اگر می خواستیم اینجا سفید باشد باید سفید باشد. انتخاب ما این بود. این انتخاب در اتاق فکر تثبیت شده بود و نمی خواستیم این انتخاب با دلایل فنی یا نظر منفی دیگران محقق نشود. می خواستیم اجرا کنیم و اصلا دوست نداشتیم رنگ دیگری جز سفید را انتخاب کنیم. رنگ آبی را هم انتخاب کردیم تا هم سردی محیط را بگیرد و هم اینکه چون درخت ما سبز بود می خواستیم از رنگ مکمل استفاده کنیم و در کارهایمان هارمونی حسی را داشته باشیم و حس نابی را که در عکاسی حس، عکاسی مد و عکاسی عروسی به دنبالش هستیم ثبت کنیم.

 

مجید اسدی کیا

4.48
منبع : نمناک - /م
این مطلب مفید بود ؟ 7 1
برچسب ها :
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف