برو به :
نمناک ورزشگوناگون گروگان گرفتن ناصر محمدخانی توسط همسر صیغه ای
ناصر محمدخانی ، مهاجم سابق پرسپولیس
ناصر محمدخانی بازیکن سابق پرسپولیس و تیم ملی ایران حرف های جدیدی از گروگانگیری توسط خانواده همسر صیغه ای اش میگوید.
تاریخ انتشار : 24 بهمن 1395
بازدید : 1,294 نفر

روایت ناصر محمدخانی از گروگانگیری

ناصر محمدخانی مهاجم اسبق پرسپولیس که از این اتفاق بسیار ناراحت بود،گلایه ها و ناگفته های چند مدت اخیرش را بیان و ابراز امیدواری کرد طبق گفته قاضی همه مسائل اخیر جمع شود.

مهاجم سابق پرسپولیس که از این اتفاق بسیار ناراحت بود، گلایه ها و ناگفته های چند مدت اخیرش را بیان و ابراز امیدواری کرد طبق گفته قاضی به همه مسائل اخیر رسیدگی شود.

مهاجم سابق پرسپولیس

ناصر محمدخانی مهاجم سابق پرسپولیس



از سوی چه کسی سوء قصدی علیه شما انجام شد؟


من همسر صیغه ای داشتم که 5 سال اخیر را با او زندگی می کردم. طی چند ماه اخیر این زن عرصه را آن قدر برای من تنگ کرد که از او جدا شدم. حدود یک ماهی است که تنها زندگی می کنم. چند روز پیش همراه تیم پیشکسوتان پرسپولیس به ایلام رفتیم و در آنجا بازی کردیم؛ در برگشت وقتی به فرودگاه رسیدم، سوار ماشین دوستم شدم. ماشین ما به سمت اتوبان آزادگان در حرکت بود که در سر یک پیچ، عده ای از داخل دو ماشین سر من و دوستم ریختند و ما را با مشت و لگد زدند و بعد هم به خانه ای در جنوب تهران در منطقه خانی آباد بردند. از همان لحظه اول فهمیدم این افراد اجیر شده همسر صیغه ای ام هستند؛ فردی که با او پنج سال زندگی کردم. انگیزه شان گرفتن پول و زدن سه دانگ از سند خانه ای که در غرب تهران دارم، به اسم شان بود.

چطور توانستید از آن دام فرار کنید؟

من دو موبایل دارم یکی از آن ها را افراد اجیر شده از من گرفتند اما من در آن گیر و دار، با پسرم علی در قطر تماس گرفتم و همه چیز را به او گفتم که چه توطئه ای برایم چیده اند و چه مدنظرشان است. علی هم آدرس خانه و هم مشخصات آنجا را از من گرفت و خدا را شکر، مأموران کلانتری خانی آباد به آنجا آمدند و مرا از دست آن آدم ربایان نجات دادند.

قاضی پرونده چه نظری داشت؟

قاضی پرونده بعد از این اتفاقات روز های چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه را به این خانم وقت داد تا اسناد و مدارک و کلید خانه را به من تحویل بدهد و قرار شد روز شنبه با یک مأمور به خانه ام بروم و اسناد و مدارک موجود در آنجا و بقیه موارد را از او دریافت کنم.

گویا همسرتان هم با رضایت شما آزاد شده؟

بله. دختر های این خانم نزد من آمدند و خیلی از من خواهش کردند تا از اشتباه مادرشان بگذرم که من هم به خاطر آن ها قبول کردم و فعلاً این خانم آزاد است.

شما امیدوارید این مشکل شنبه حل شود؟

قاضی پرونده انسان بسیار شریفی است و قطعاً قانون همه چیز را مشخص می کند. قاضی به این خانم مهلت سه روزه ای داده و گفته مدارک من از جمله سند خانه، کلیه اسناد دیگر و چک ها را بیاورد تا بعد در مورد بقیه مسائل تصمیم بگیرند. پس از آن تکلیف این خانم، آدم ربایان و بقیه مسائل مشخص می شود.

چرا در این چند روز که از حادثه می گذرد با هیچ رسانه ای حرف نزدید؟


من نمی خواستم این موضوع رسانه ای شود اما بعداً دیدم این موضوع پخش شده. با این وجود خودم هیچ جایی مصاحبه نکردم و در اولین مصاحبه طی چند روز اخیر حرف هایم را با شما مطرح کردم.

تصمیم تان بعد از این اتفاقات چه خواهد بود؟

ایران کشور من است. بعضی ها به من گفتند بروم در قطر زندگی کنم اما من نمی توانم کشورم را رها کنم و برای همیشه به قطر بروم. به همین دلیل هم ترجیح می دهم مدتی به قطر بروم و بعد به ایران برگردم چون اصولاً فردی هستم که نمی توانم تحت هر شرایطی از کشورم دل بکنم.»


خواهرهمسر موقت ناصر محمدخانی:گروگانگیری در کار نبود/ 35میلیون از من قرض گرفت، چک هایش برگشت خورد


همشهری نوشت:چند روز پس از ماجرایی که برای ناصر محمدخانی، بازیکن سابق پرسپولیس و تیم ملی ایران رخ داد و بار دیگر او را سر زبان ها انداخت، قاضی شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران اعلام کرد که ماجرا اختلاف خانوادگی بوده است.

اما این اختلافات چه بود و از کجا شروع شد و چه اتفاقی افتاد که به دادسرا و اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران کشیده شد؟ خواهر همسر این بازیکن جنجالی در گفت وگو با همشهری از آشنایی آنها می گوید و اتفاقی که چند روز پیش رخ داد.

ماجرای گروگانگیری چه بود؟ واقعا دامادتان را به خاطر گرفتن چک و سند خانه ربودید؟

اصلا گروگانگیری در کار نبود. ما مدت ها به دنبال ناصر می گشتیم چرا که از حدود یک ماه پیش او ناگهان ناپدید شد. حتی ما در اداره آگاهی گم شدن او را اعلام کردیم و پرونده تشکیل دادیم. در این مدت هم به دنبال او بودیم. هم من می خواستم او را پیدا کنم و هم خواهرم که همسر اوست. من چند ماه پیش که ناصر به پول احتیاج داشت 35میلیون تومان به او دادم. او هم در ازای آن 7چک 5میلیونی داد. تا قبل از اینکه ناپدید شود، 3فقره از چک ها پاس شد اما وقتی ناپدید شد، چک هم برگشت خورد.

بارها برایش پیام فرستادم که سر قولش بماند و پولی را که قرض گرفته پس بدهد. اما می گفت که چون در بانک شعبه پلاسکو حساب داشته و به خاطر حادثه پلاسکو، مدارکش گم شده فعلا نمی تواند پولی به من بدهد تا اینکه حدود یک ماه پیش ناپدید شد. من و خواهرم در این مدت همه جا را به دنبالش گشتیم تا اینکه سه شنبه هفته گذشته باخبر شدیم قرار است از ایلام با هواپیما به تهران برگردد. برای همین آن روز راهی فرودگاه شدیم ولی هر چه منتظر ماندیم خبری از او نشد. در راه بازگشت به خانه بودیم که متوجه خودروی پرایدی شدیم که ناصر داخل آن نشسته بود. چراغ زدیم و خودرو توقف کرد. اینکه گفته شده ما به او حمله کردیم و ناصر و دوستش را کتک زدیم، صحت ندارد و دروغ است. اگر کتک زدیم، حتما پزشکی قانونی می تواند این را ثابت کند. بعد از اینکه ماشین توقف کرد، خودم پیاده شدم و به سمت ماشین رفتم و به دامادمان گفتم که چرا بدهی اش را پرداخت نمی کند. به او گفتم که این جواب محبت من نیست. بعد هم خودش از ماشین پیاده شد و سوار ماشین ما شد و به خانه اش رفتیم.

به خانه خودش رفتید؟

بله. همان خانه ای که حدود 6سال پیش در منطقه ما خرید و همانجا با خواهرم زندگی می کردند. خانه ای که فقط چند کوچه با خانه شهلا جاهد فاصله داشت. اگر ما قصد آدم ربایی داشتیم، آیا او را به خانه خودش می بردیم؟ فیلم و مدارکش هم هست که آن شب با خنده و خوشحال داخل خانه نشسته و چای می خورد. چطور می شود که یک نفر را از ماشین در حال حرکت دزدید و بعد به خانه خودش برد و به او اجازه داد که با پسرش تماس بگیرد و درخواست کمک کند؟ اینهایی که ادعا شده با عقل جور درمی آید؟ هیچ کدام از اینها صحت ندارد. حتی زمانی که مأموران به خانه آمدند، ناصر در حال خندیدن بود.

ناصر و خواهر شما چطور با هم آشنا شدند؟

حدود 6سال پیش بود. خواهرم که از شوهرش جدا شده بود با دو دخترش تنها زندگی می کرد و با کار کردن در خانه مردم خرج زندگی اش را درمی آورد تا اینکه ناصر او را در شهر ری دید و از همان زمان اصرار داشت که با او ازدواج کند. همه ما مخالف این ازدواج بودیم. راستش من از بچگی با شهلا جاهد دوست بودم و در یک محل زندگی می کردیم. برای همین هیچ یک از اعضای خانواده نمی خواستیم که خواهرم تن به این وصلت بدهد. اما خواهرم می گفت که ناصر با قرآن جلو آمده و او آنقدر اصرار کرد که خواهرم به او جواب مثبت داد. ابتدا صیغه یکساله کردند و تا 4سال تمدید شد تا اینکه بالاخره صیغه 50ساله بین شان خوانده شد.

گفتید از بچگی با شهلا جاهد دوست بودید. نظر آنها درباره این ازدواج چه بود؟

از وقتی که فهمیدند ناصر با خواهرم ازدواج موقت کرده، دیگر حتی جواب سلام ما را هم نمی دادند. می گفتند که باید دعا کنیم خواهرم به سرنوشت شهلا و زنده یاد لاله سحرخیزان دچار نشود.

در این مدت رابطه خواهرتان با ناصر چطور بود؟

مشکلی نداشتند تا اینکه این اتفاق ها رخ داد. دختران خواهرم دم بخت هستند و بعد از این ماجراها دیگر جرأت نمی کنند از خانه بیرون بروند. ادعاهایی که مطرح شد، به آبروی ما لطمه زد.

به روز حادثه برگردیم، بعد از اینکه مأموران وارد خانه شدند چه اتفاقی افتاد؟


همه ما را به اداره آگاهی بردند. اولش می گفتند که گروگانگیری است ولی وقتی پرونده به دادسرا رفت و قاضی شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران، با خواهرم و ناصر جداگانه صحبت کرد، فهمید که ماجرا چیست و گفت که اختلاف خانوادگی بود. اصلا گروگانگیری در کار نبوده و همه ما را آزاد کرد. اگر گروگانگیری بود، ما آزاد می شدیم؟ به نظر ما همه این ماجرا نقشه ای از پیش طراحی شده بود که با آبروی ما بازی شود. دامادمان برای پسرش پیامک فرستاد و مدعی شد که او را ربوده ایم و بعد پای پلیس وسط کشیده شد و همه این اتفاقات باعث شد که به آبروی ما لطمه بخورد.

پرونده تان به کجا رسید؟


اصلا پرونده ای تشکیل نشد و قاضی وقتی حقیقت را فهمید، به ماجرا خاتمه و مهلت داد که ناصر هر چیزی که داخل خانه دارد پس بگیرد و تکلیف خواهرم را روشن کند.

گروگان گرفتن ناصر محمدخانی توسط همسر صیغه ای

4.26
برگرفته از آخرین خبر -/ح
این مطلب مفید بود ؟ 5 1
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف