دیگران چه می خوانند..؟
نمناک سبک زندگیروابط عاطفی با گیر دادن به شوهر او را از خود دلزده میکنید!
گیر دادن به شوهر ، کم حوصلگی
گیر دادن به شوهر باعث عصبانی شدن او و همینطور دلزده و فراری شدن از شما میشود, ما به شما بهترین راه های انتقاد از همسر را میگوییم.
بازدید : 2,555 نفر

عواقب گیر دادن به شوهر

همیشه میوه های به درد نخور می گیری؟ چرا این قدر لباسات کثیف هستن؟جوراباتو قبل از اومدن روی فرش دربیار!این قدر جلوی تلویزیون تخمه نریز خسته شدم از این همه تمیز کردن. با این جملات می توانید در محیط خانه مداوم روی اعصاب همسرتان راه بروید، و حس عصبانیت، کم حوصلگی و لج بازی را در وی تقویت کنید تا جایی که آرامش زندگی لابه لای این جمله ها گم شود!

یک روز صبح از خواب که بیدار می شوید یک قلم و کاغذ بردارید و تا شب هر گیری را که به همسرتان می دهید یادداشت کنید.

گیر دادن به شوهر

گیر دادن زیاد به شوهر


گیرنده ها!


نتیجه در پایان روز ممکن است برایتان بسیار شگفت آور باشد؛ اینکه در طول روز چندین بار به بهانه ها و با ادبیات متفاوت به همسرتان گیر و تذکر داده باشید، اصلا نشانه خوبی در زندگی زناشویی عاشقانه شما و همسرتان نیست؛ یک جای کار می لنگد. اگر تا پایان این مطلب همراه ما باشید می گوییم که کجای کار می لنگد و چه باید بکنید.


شوهرهای فراری


تصور زنی که از صبح و هنگام بیداری شروع به تذکردادن نکات مختلف به شوهرش می کند، اصلا تصور جذاب و دلنشینی برای یک مرد نیست. تصویر خانمی که از صبح از شستن صورت و صابون زدن و مسواک زدن صبحگاهی، تا رنگ کیف و کفش و پیراهن، تا تند نرفتن با ماشین و مواظب رانندگی بودن و دوباره در غروب، جمع کردن لنگه های جوراب و به موقع خوابیدن و... را به انسان یادآوری کند، با هر تفسیر و تعبیری که باشد و در هر نقطه ای از دنیا که باشد مردتان را از شما دلزده و فراری می کند.

اصولا اگر قرار بود شوهرتان پذیرای این همه تذکر آیین نامه ای از همسرش باشد آن ها را تا امروز از مادرش یاد گرفته بود. مادر ها در این زمینه هم دلسوزترند و هم مجموعه کامل تری از توصیه ها و تذکرات را آن هم با زبانی که به دلیل مهر مادری و تجربه روزگار معمولا از شما هم نرم تر است برای همسرتان بازگو می کرده اند. مطمئن باشید هیچ عاملی بیشتر از گیردادن ها و تذکرهای مداوم شما نمی تواند همسرتان را به این خوبی و تمیزی از شما دلزده و دور کند. خود شما هم اگر لحظه ای خودتان را جای همسرتان بگذارید و تصور کنید که او بخواهد از صبح تا شب همه نکات هرچند مثبت و خیرخواهانه را در مورد زندگی و خانه داری و بچه داری یا محیط بیرون از خانه به شما گوشزد کند، قطعا خسته و کلافه خواهید شد.


فقط همسر بمانید


روانشناسان نقش های مختلفی را در چارچوب شخصیتی انسان ها درنظر می گیرند. هر انسانی در چارچوب شخصیت خود، ممکن است در یکی از این نقش ها قراربگیرد و در قالب آن نقش زندگی کند. این نقش ها عبارتند از:والد، کودک و بالغ. نقش والد، همان نقش پدر و مادری البته از جنبه نه چندان دلچسب و دلنشین کنترل دیگران است. کسانی که در نقش والد فرو می روند سعی می کنند افراد اطراف خود را براساس سلیقه و خواسته خود کنترل کنند. این افراد معمولا سرزنشگر، بداخلاق و غرغرو هستند و دائما سعی می کنند دیگران را تحت سیطره خود درآورند.

زمانی که شما در نقش همسر گیردهنده ظاهر می شوید دقیقا در این بخش از شخصیت تان قرار گرفته اید. نکته مهم، اما این است که نقش والد، می تواند خود به خود باعث به وجود آمدن نقش کودک در طرف مقابل شما شود. در نقش کودکی، فرد مانند کودکان، آزاد، بی پروا، بدون توجه به خواسته های اطرافیان و حتی لجبازانه رفتار می کند؛ یعنی شما با ایفای نقش والد برای همسرتان، ناخودآگاه او را به سمت ایفای نقش کودکی تحریک می کنید و باعث بیشترشدن رفتارهای آزاردهنده و حتی لجبازی او می شوید. راه حل، رفتار در نقش بالغ است. انسان های بالغ براساس احترام متقابل و توجه به خواسته های یکدیگر و تصمیمات معقول و منطقی رفتار می کنند. شما با رفتار بالغانه می توانید همسرتان را نیز به سمت رفتاری بالغانه و عاقلانه سوق دهید.

جور دیگر ببینید

گاهی اوقات ما انسان ها در اثر مرور زمان و تنبلی، توانایی های خودمان را فراموش می کنیم. یادتان بیاید از آن روزهای اول ازدواج؛ دورانی که با استفاده از ظرافت زنانه سخت ترین کار ها را از همسرتان می خواستید و او هم با جان و دل پذیرای خواسته های شما بود. توانایی های شما تغییری نکرده، همسر شما هم همان مرد قبلی است. تن ها چیزی که باید عوض شود نگاه شماست. به جای تمرکز بر نکته های منفی، نقاط مثبت همسرتان را هم ببینید. وقتی روی رفتارهای منفی همسرتان تمرکز می کنید ناخودآگاه در دل از او آزرده می شوید و احساس نارضایتی از رفتارهای او برای شما به وجود می آید.
 
به عنوان یک تمرین سعی کنید خوبی های همسرتان را در ذهنتان بشمارید و به آن ها فکر کنید. در حوزه رفتار هم تلاش کنید به جای گوشه و کنایه و گیر دادن، از ادبیات مثبت استفاده کنید؛ مثلا فرض کنید می خواهید به همسرتان بگویید در مسیر و هنگام رانندگی تند نرود تا جریمه نشود و تصادف نکند. یک راه این است که به او بگویید:«باز دوباره تند نری جریمه بشی». اما روش درست و منطبق بر لطافت همسرانه این است که بگویید:«عزیزم، تند نری ها، دل خانومت اینجا برات می تپه که سلامت بری و برگردی». هردو جمله یک درخواست را مطرح می کنند اولی، اما نه تن ها به نتیجه مطلوب منتهی نمی شود بلکه باعث دوری همسرتان از شما هم می شود، دومی ولی ضمن اینکه با احتمال بیشتری باعث می شود همسرتان تند رانندگی نکند، باعث تقویت علاقه و محبت او به شما هم می شود.

شفاف حرف بزنید

خیلی وقت ها همسرتان دوست دارد طبق خواسته شما رفتار کند و رضایت شما را جلب کند، اما در اثر سوء تعبیر ها و سوء تفاهم هایی که بین شما و او پیش آمده نمی داند دقیقا از او چه می خواهید. یا اینقدر در طول زمان شما با گوشه و کنایه و گیردادن های بی جهت خواسته خود را از او مطرح کرده اید که باعث ناراحتی و در عین حال گیج شدن او شده اید و حالا اگر هم بخواهد رضایت شما را جلب کند دیگر نمی داند دقیقا خواسته شما چیست و به دنبال چه چیزی هستید.
 
بهترین راه حل در این مورد این است که خواسته و نظر خود را دوستانه، اما صریح و شفاف به همسرتان منتقل کنید. فرض کنید شما بسیاری از صبح ها وقتی همسرتان می خواهد از خانه خارج شود به طرز لباس پوشیدن همسرتان گیر می دهید. حالا همسر شما دقیقا نمی داند این گیر دادن شما ناشی از چیست؟ آیا سبک لباس پوشیدن او را نمی پسندید؟ آیا نگرانید که او امروز با چه کسی قرار دارد که لباس شیک پوشیده؟ یا اصلا رنگ لباس او را نمی پسندید و تیپ و لباسش را نامناسب با شخصیتش می دانید؟ حالا همسر شما حتی اگر بخواهد هم مراعات شما را بکند و رضایت شما را جلب کند، پیامی که از طرف شما به سمت او صادر شده مبهم و پیچیده است و کمکی به او نمی کند. درحالی که اگر شما پیامتان را شفاف به همسرتان منتقل کنید تا نیمی از راه رسیدن به هدفتان را به خوبی طی کرده اید و به نتیجه مطلوب تری خواهید رسید.

مراقب اختیارات همسرتان باشید

آخرین کار، احترام به حریم شخصی و خصوصیات شخصیتی منحصر به فرد همسرتان است. ممکن است شما خصوصیات شخصیتی خاصی داشته باشید، به دنبال نظم بیش از حد باشید یا حتی به میزان کم یا زیاد دچار وسواس باشید. از سوی دیگر ممکن است سلایق و علایق شما با همسرتان متفاوت باشد. هر انسانی در چارچوب خانواده ضمن اینکه باید رعایت دیگر افراد خانواده را بکند این حق را هم دارد که حریم شخصی داشته باشد و علایق شخصی خود را پیگیری کند. شما به عنوان همسر نمی توانید و نباید هم تلاش کنید شوهرتان را دقیقا آنطور که می خواهید قالب بزنید و بسازید.
 
به علاقه های شخصی او احترام بگذارید و حریم شخصی او را حفظ کنید. با این روش نه تن ها تفاهم و محبت بیشتری در خانه و خانواده به وجود می آید بلکه همسرتان هم احساس بهتری از زندگی با شما خواهد داشت. به عنوان مثال فرض کنید همسر شما به تماشای فوتبال علاقه مند است و بعضی شب ها تا دیروقت می خواهد فوتبال ببیند.
درحالی که شما علاقه ای به دیدن فوتبال ندارید و ترجیح می دهید زودتر بخوابید و از اینکه باید به تنهایی به رختخواب بروید آزرده می شوید. در چنین موقعیتی بهترین تصمیم این است که بپذیرید همسرتان به عنوان یک مرد و نیز یک انسان، نیاز ها و علایقی دارد که شما باید به آن احترام بگذارید. همانطور که شما نیاز ها و علایقی دارید که در طول شبانه روز به آن ها می پردازید.

با گیر دادن به شوهر او را از خود دلزده میکنید!

برگرفته از همشهری آنلاین -/ح
این مطلب مفید بود ؟ 9 2
برچسب ها :
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف