برو به :
نمناک سرگرمیگوناگون داستان عاشقانه و غم انگیز دختر نابینا
داستان ، داستان غم انگیز
داستان عاشقانه و غم انگیز عشق کور که در این بخش می خوانید از یک عشق پاک و بی ریایی است که عاقبت تلخ و جور دیگری رقم می خورد.
بازدید : 1,064 نفر

داستان جالب عشق کور

اغلب مردم وقتی می خواهند بخش های با اهمیت زندگی خود را تعریف کنند یکی از اصلی ترین بخش هایی که روی آن تکیه می کنند تجربه عاشقانه ای است که با دیگری داشته اند چراکه عشق یکی از مهم ترین نقاط عطف زندگی هر انسانی است در اینجا داستان غم انگیزی را می خوانید که مصداق یک عشق پاک و بی ریایی است که عاقبت جور دیگری رقم می خورد.

دختر نابینا

دختر کوری بود که به خاطر کوری اش، از خود متنفر بود. او از همه کس متنفر بود به جز پسری که عاشق او بود. پسر خود را فدای او می کرد.

دختر به پسر گفته بود که اگر می توانست جهان را ببیند با او ازدواج خواهد کرد. یک روز، یک نفر یک جفت چشم به دختر داد و او می توانست همه چیز از جمله پسر عاشق را ببیند.

در همان لحظه، پسر از دختر پرسید:«حالا که می توانی جهان را ببینی، با من ازدواج می کنی؟»
دختر تعجب کرد وقتی دید که پسر هم نابیناست و از ازدواج با او خودداری کرد.

پسر در حالی که اشک می ریخت رفت و بعداً نامه ای به او نوشت با تنها یک جمله:«عزیزم فقط مواظب چشم های من باش.»

داستان عاشقانه و غم انگیز دختر نابینا

3.99
منبع : پرشین وی - / ل
این مطلب مفید بود ؟ 7 2
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف