برو به :
نمناک سرگرمیگوناگون داستان جالب کبوتر و سنجاب حسود
کبوتر ، داستان کبوتر
در اینجا داستان کوتاه و تآمل برانگیزی را می خوانید که در آن آخرو عاقبت حسادت و بددلی حکایت می شود.
بازدید : 250 نفر

داستان جالب حسادت سنجاب به کبوتر

برای بسیاری از ما پیش آمده که گاهی دچار احساس حسد نسبت به شخص دیگری می شویم. حسادت، احساسی است که با تلخی و ناراحتی تجربه می شود و در واقع ترکیبی از احساسات متفاوتی مانند حقارت، عصبانیت، کینه و نفرت است.در اینجا داستان کوتاه و تآمل برانگیزی را می خوانید که در آن آخرو عاقبت حسادت و بددلی حکایت می شود.

کبوتر

یکی بود یکی نبود تو یه جنگل سرسبز و بزرگ یه سنجاب زبر و زرنگ بود که تو یک درخت مهربان زندگی می کرد.

درخت با همه حیوانات جنگل خوب بود و میوه های رنگارنگش را در اختیار همه حیوانات جنگل می گذاشت.

اما این کار سنجاب را اذیت می کرد او دوست داشت که درخت فقط مال او باشد.اما چون درخت این طورمی خواست سنجاب هم چیزی نمی گفت.

یک روز که هوا خیلی طو فانی بود یک کبوتر تنها که تو طوفان گرفتار شده بود به درخت پناه آورد و درخت هم بهش میوه و جاداد.


باز هم این کار باعث ناراحتی سنجاب شد و سنجاب حسادت کرد.

یک روز که کبوتر برای تهیه آب و دانه به اطراف جنگل رفته بود سنجاب شروع به غیبت کردن کرد و به درخت گفت که کبوتر همش می گه که درخت خیلی کهنه است و همین روزهاست که خشک بشه و میوه هاش هم تلخ و بی مزه است.

آن قدر این حرف ها را زد که درخت باورش شد و وقتی کبوتر برگشت اون رو از خودش روند و بیرونش کرد و هر چی کبوتر می گفت که حرفی نزده درخت باور نمی کرد.

کبوتر به ناچار و با ناراحتی درخت آن جا را ترک کرد.


یک کمی که از آن جا دور شد مرد تبر به دستی را دید که به سمت درخت می رفت فهمید که چه خطر بزرگی درخت رو تهدید می کنه.

یک هو یاد جنگل بان افتاد و چون کلبه اش را بلد بود سریع به سمت او رفت.

ولی وقتی سنجاب متوجه مرد تبر به دست شد و فرار کرد و هر چه درخت صداش کرد و کمک خواست توجهی نکرد.

ولی همین که مرد تبر به دست اولین ضربه را زد مرد جنگل بان به موقع رسید و جون درخت را نجات داد.


حالا درخت پی به اشتباهش برده بود کبوتر را در آغوش گرفت و سالیان سال در کنار هم خوش و خرم زندگی کردند.

و اما سنجاب قصه ما که فکر می کرد خیلی زرنگه هنگام فرار گرفتار صیاد شده بود و این عاقبت کسی است که با حسادت و غیبت می خواهد به خوشختی برسد اما به تباهی خواهد رسید.

داستان جالب کبوتر و سنجاب حسود

53
منبع : بیتوته - / ل
این مطلب مفید بود ؟ 3 0
نظر کاربران
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف