جواد کاظمیان

خاطرات شنیدنی جواد کاظمیان از علی کریمی

تاریخ انتشار : 9 مرداد 1399کد مطلب : 77023زمان مطالعه : 6 دقیقه
جواد کاظمیان فوتبالیست سابق کشورمان شب گذشته مهمان برنامه دورهمی شد و درباره خاطرات فوتبالی، هم اتاقی شدن با علی کریمی و ماجرای جن در امارات صحبت کرد.

در برنامه دورهمی جواد کاظمیان چه گذشت

برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری شب گذشته 8 مردادماه 99 ساعت 23 روی آنتن شبکه نسیم رفت. مهران مدیری در این برنامه میزبان جواد کاظمیان فوتبالیست سابق کشورمان بود.

جواد کاظمیان بازیکن سابق تیم ملی و تیم فوتبال پرسپولیس شب گذشته روی صندلی دورهمی نشست و درباره اتفاقات مهم زندگی شخصی و فوتبالی اش صحبت کرد.

مهران مدیری گفتگو با جواد کاظمیان را با موضوع انتخاب فوتبال آغاز کرد و جواد کاظمیان در این خصوص گفت:فوتبال اگرچه این روزها صنعت شده است اما در کل دنیا طرفداران زیادی دارد و غیرقابل پیش بینی بودن یکی از دلایل محبوبیت فوتبال در دنیا است و اینکه چون یک ورزش گروهی است طرفداران بیشتری دارد و این طرفدارها هستند که به فوتبال جذابیت بیشتری میدهند.

خاطره جواد کاظمیان از مهران مدیری در سال ها قبل

جواد کاظمیان در این بخش از صحبت هایش خاطره ای از مهران مدیری که مربوط به حدود سال 83 بود را تعریف کرد و گفت:شب های برره سال 83 بود و شاعر برره آقای علی کاظمی بود و خیلی طرفدار پرسپولیس بود و من و کریم باقری را سرصحنه دعوت کرد و من فقط آمدم و با همه سلام و علیک کردم و همه آن زمان من را می شناختند و وقتی من با شوق سمت شما آمدم که با شما سلام و علیک کنم اما شما من را ندیدید و رد شدید.

در ادامه آن زمان یعنی همان سال 83 را در برنامه بازی کردند و جواد کاظمیان به شوخی گفت آقای مدیری چرا این کار را با من کردید و کمر من را شکستید و من با کلی شوق و ذوق آمدم سمت شما و مهران مدیری از خودش دفاع کرد و گفت من اصلا خیلی از فوتبالیست ها را نمی شناسم و از شما معذرت میخواهم.

جواد کاظمیان در ادامه درباره خصوصیات اردیبهشت ماهی ها صحبت کرد و مهم ترین خصوصیات اردیبهشتی ها را یکرنگ بودنشان عنوان کرد.

جواد کاظمیان و مهران مدیری

ورود جواد کاظمیان به دنیای فوتبال

جواد کاظمیان درباره ورودش به فوتبال گفت:من وقتی 6 سالم بود یک رادیو داشتم و از آن طریق عاشق پرسپولیس شدم و اولین باری که عاشق شدم آنجا بود و تا حدود 17 سالگی همه جا فوتبال بازی میکردم و همه تشویقم میکردند تا اینکه سال 77 یکی از اقوام ما از تهران به کاشان آمدند و بازی من را دیدند و من گفتم که میخواهم به پرسپولیس بروم و من را همراه خودش آورد و در یک تیم تست دادم و قبول شدم و فوتبال را از تیم خوبی شروع کردم.

این فوتبالیست کشورمان درباره سن فوتبالی گفت:من فوتبال را از 32 سالگی فوتبال را کنار گذاشتم و اگرچه میتوانستم باز هم بازی کنم اما به نظرم تا حدود 34 خوب است و کنار گذاشتن فوتبال برای یک فوتبالیست یعنی مرگ و من از فوتبالیست های دیگه شنیده بودم که خیلی سخت است و واقعا یکی دو سال اول افسردگی سراغ آدم می آید و من با ورزش توانستم خیلی چیزها را کنترل کنم.

اتفاق تلخ زندگی جواد کاظمیان

مهران مدیری به احساساتی بودن جواد کاظمیان اشاره کرد و این فوتبالیست کشورمان در این خصوص گفت:من آدم خیلی احساساتی بودم تا اینکه سال 82 یک اتفاق در زندگی ام افتاد و برادر 20 ساله ام که از من 2 سال کوچکتر بود فوت کرد و از بعد این ماجرا دیگر خیلی احساساتی نیستم.

جواد کاظمیان درباره فوتبالیست محبوبش گفت:زیدان یکی از بهترین هاست که هم بازیکن خوبی بود و هم سرمربی خوبی است و من خیلی زیدان را دوست دارم.

علت ازدواج نکردن جواد کاظمیان

مهران مدیری درباره ازدواج نکردن جواد کاظمیان پرسید که گفت:قسمت نشد ولی من همیشه دوست داشتم که ازدواج کنم و در واقع بعد از آن اتفاق که برای برادرم افتاد پدرم خیلی دوست دارد که پسر من را که فامیل کاظمیان دارد ببیند و منتظرم و واقعا معنی عاشق شدن را تابحال نفهمیدم و به نظرم عشق در کتاب هاست و الان من نزدیک 40 هستم و ایمان مبعلی هم سن من هست و سه تا بچه دارد و من واقعا عشق میکنم با دیدن آنها و من کنار خانواده ام زندگی میکنم.

جواد کاظمیان

خاطره جواد کاظمیان از قرآن خواندن پدرش

جواد کاظمیان درباره پدرش گفت:پدرم وقتی من بچه بودم و میخواستم کفشی و چیزی بخرم خیلی غر میزد و میگفت فوتبال نون و آب نمیشود اما وقتی فوتبالم گل کرد راضی شد و من حمایت زیادی از سمت خانواده بخصوص پدربزرگ و مادرم داشتم و شوهر خواهرم اولین بار با من به استادیوم آمد و من را حمایت کرد.

سال 77 اولین بازی که من در لیگ آزادگان کردم با سپاهان بازی داشتیم و این بازی قرار بود در کاشان برگزار شود و من دوتا از عموهام و پدرم را به استادیوم آوردم و قبل از بازی قرآن خوانده میشود و کسی نبود قرآن بخواند و پدر من که قاری قرآن بود را دعوت کردند و فکر میکنم 20 دقیقه پدرم سوره الرحمان را خواند و من اتفاقا در آن بازی هم گل زدم.

ماجرای پاس گلی که جواد کاظمیان به دایی نداد

جواد کاظمیان در ادامه صحبت هایش درباره خاطرات فوتبالی اش صحبت کرد و مهران مدیری به پاس ندادن او اشاره کرد و این فوتبالیست در این خصوص گفت:بخدا من بیشترین پاس گل را در لیگ برتر من دادم. در بازی ایران و اردن باید اردن را در اردن میبردیم و من دقیقه 70 آمدم تو و زدم تو سر توپ ولی بخدا علی دایی رو ندیدم و به علی کریمی پاس دادم و این داستان شد ولی بخدا علی دایی را چون سرم پایین بود ندیدم و این شبهه بخاطر دوستی زیادی من با علی کریمی پیش آمد و وقتی گل دوم را علی دایی را زد من به بغلش پریدم و همانجا گفت چرا اون پاس گل را به من ندادی.

خاطرات جواد کاظمیان از علی کریمی

مهران مدیری از جواد کاظمیان خواست خاطره ای از علی کریمی تعریف کند که گفت:من وقتی به تیم الاهلی پیوستم علی کریمی آنجا بود و از آنجا با هم رفیق شدم و در تیم تراکتور با هم همبازی بودیم و وقتی علی کریمی به تراکتور آمد قرار شد که ما با هم خونه بگیرم ولی واقعا با علی نمیشه زندگی کرد چون اخلاقای خیلی خاصی داره و دوستانش شرط بندی کرده بودند که ما یکماهه از هم جدا میشیم و ما دو هفته ای از هم جداشدیم و در ادامه درباره خرید خانه و وسایلش صحبت کرد.

جواد کاظمیان در ادامه درباره خصوصیات اخلاقی علی کریمی گفت:علی دائم اخبار میدید و دوست نداشت که من سریال ببینم یا وقتی فوتبال های خارجی میدیدم خیلی بدش می آمد و اصلا فوتبال خارجی نمیبینند و یک موضوع دیگه اینکه علی ساعت 8 شب میخوابید و 5 صبح بیدار میشد و موزیکو زیاد میکرد و با بالش میزد تو سرت که بلند شو ولی توی آن دو سه هفته من فقط خرید میکردم و علی غذا میپخت و ظرف میشست و مهران مدیری گفت به نظرم علی نتونست تو رو تحمل کنه و از تو جدا شد و در نهایت یه اتفاقی افتاد که ما در نهایت تصمیم گرفتیم که از همه جدا بشیم و وقتی پیشنهاد جدایی دادم سریع شماره کارتم را گرفت و من دو هفته دنبال خانه گشتم و پیدا نکردم و آمدم طبقه پایین علی و یکی دو ماه هم با هم قهر بودیم ولی خیلی مهربان بود و بعد از چند ماه قهر به من زنگ زد و گفت کاظی یه عدسی درست و من درست کردم و با هم آشتی کردیم.

جواد کاظمیان و علی کریمی

جواد کاظمیان و ماجرای جن در امارات

من 6 ماه آخری که در امارات بودم به تیم الامارات رفتم و شبی که قرار بود قرارداد ببندم خونه مازیار زارع ماندم و آنجا بچه ها به من گفتند که در قلعه ای که نزدیک استادیوم است جن دارد و ساعت یک بود که یکدفعه دیدم صدا می آید و مازیار را بیدار کردم و گفت طبیعی است و دیدم بعد زا 10 دقیقه یکی با سنگ زد توی شیشه و باز هم مازیار گفت طبیعیه بخواب و من سوئیچ را برداشتم و آمدم دبی خونه خودم و این ماجرا باز هم یکبار دیگه خونه رضا عنایتی اتفاق افتاد و باز هم رضا عنایتی میگفت طبیعی.

جواد کاظمیان در ادامه صحبت هایش به موفقیت های رئال مادرید اشاره کرد و درباره مربیگری و ورود به این حرفه صحبت کرد و به سوال های کوتاه مهران مدیری پاسخ داد.

خاطرات جواد کاظمیان از زندگی با علی کریمی تا ماجرای جن در امارات

52
این مطلب مفید بود ؟20
منبع : عکاس:آزاده امیرخان / بخش فرهنگ و هنر نمناک/م.ف
وبگردی