دجال آخرالزمان
دجال در لغت به معنی شخص دروغ گو و بسیار فریب کار است که می گویند قبل از ظهور امام زمان (عج) آمده و بسیاری از مردم را فریب خواهد داد.

با دجال آخرالزمان و ویژگی های آن آشنا شوید

وقتی نام دجال را می شنوید، احتمالا ذهنتان به سمت مدعی دروغینی می رود که پیش از ظهور امام زمان(عج) می آید اما آیا واقعا شخصی به نام دجال وجود دارد ؟ او به دست چه کسی از بین می رود ؟ دجال چه ویژگی ظاهری دارد ؟ اگر شما نیز سوالاتی از این قبیل دارید، توصیه می کنیم برای گرفتن پاسخ سوالات خود این بخش از دین و مذهب نمناک را مطالعه نمایید.

دجال کیست ؟

دجال از ریشه «دجل » به معنای دروغگوی حیله گر است. واژۀ دجال در زبان عبری و در آموزه های یهود، به معنای دشمن خداست و از ترکیب دو واژه «دج» یعنی دشمن و ضد و «ال» یعنی خدا پدید می آید. (خزائلی، اعلام قرآن، 1387ش، ص478-479)

دَجّال شخص یا موجودی از دشمنان امام مهدی(عج) است که جمعی را فریب داده و به سوی خود می کشاند و ادعای الوهیت کرده و موجب خونریزی و فتنه های زیادی می شود. سید محمد صدر و ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید شیعه معتقدند که دجال یک فرد نیست بلکه جریان انحرافی است.

به گفته سید محمد صدر دجال، واژه ای رمزی و سمبولیک است که به حرکتی کفرآمیز و جریانی انحرافی سیاسی فکری و اقتصادی اشاره دارد. او طول عمر دجال که در روایات به آن اشاره شده را شاهدی بر درست بودن این دیدگاه دانسته است. (صدر، موسوعة الامام المهدی(ع)، ج2، ص484.)

آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید، دجال را منحصر به یک فرد نیست بلکه از نظر او دجال عنوانی کلی است برای افراد پرتزویر و حیله گری که برای جذب توده های مردم از هر وسیله ای استفاده می کنند. به گفته او این مطلب از ریشه لغوی کلمه دجال و برخی منابع حدیثی استفاده می شود. ( مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی(عج)، ص171-172.)

دجال اهل سنت

آیا خروج دجال از نشانه های ظهور است؟

در روایات زیادی از اهل سنت، خروج دجال از نشانه های برپایی قیامت دانسته شده است. (سنن ترمذی، ج 4، ص 507 - 519 .) اما در کتاب های روایی شیعه، تنها دو روایت در مورد خروج دجال به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی (عج) آمده است. (کمال الدین صدوق، ص 525 و 526 .) که معتبر نیست. کتاب های روایی شیعه، اشاره ای به خروج دجال و فتنه های قبل از ظهور نداشته و تنها از کشته شدن دجال به دست امام زمان(عج) یا حضرت عیسی سخن گفته اند. (علامه مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص194 و 308.)

دجال بنابر روایات، در هنگام سختی و قحطی ظهور می کند، جمعی را فریب می دهد و به سوی خود می کشاند. (علامه مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص194 و 308)

محل خروج دجّال در برخی روایاتِ غیرقطعی، اصفهان (علامه مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص194) یا خراسان (ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص126.) معرفی شده است.

دجال در اعتقادات مسیحیت

اصل داستان دجال در کتاب های مقدس مسیحیان است. (رساله یوحنا، بابا 2، آیه 18و22 .) در انجیل از کسانی که منکر حضرت مسیح باشند و یا «پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است. به همین جهت در ترجمه انگلیسی کتاب های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست ( (Antichrist یعنی ضد مسیح به کار رفته است.

قاموس کتاب مقدس (صفحه 460) دجال را اسم عام و دجال و دجالان را کسانی می داند که تجسم مسیح را تکذیب می کنند. در همین کتاب آمده است که کلمه دجال در جایی دیگر جز دررساله «یوحنا» یافت نمی شود و مقصود از دجال کسی است که بامسیح مقاومت و ضدیت می نماید و مدعی آن باشد که خود او در جای مسیح است و در رساله اول یوحنا، می گوید:«و هر روحی که عیسای مجسم شده را انکار کند از خدانیست. این است روح دجال، که شنیده اید، می آید و الان هم در جهان است » و نیز می گوید:«دروغگوکیست؟ جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند و آن دجال است.»

دجال آخرالزمان

صفات دجال در منابع اهل سنّت

دجال در کتب اهل سنت به صورت بسیار پر رنگ موردتوجه قرار گرفته است. در منابع اهل سنّت، برای دجّال صفات زیر ذکر شده است:

ادّعای ربوبیّت می کند. (سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1360.)

عمر طولانی دارد. (صحیح مسلم، ج 8، ص 205.)

همراه او آب و آتش است. (صحیح بخاری، ج 8، ص 103)

کور را بینا کرده و برص را شفا می دهد. (مسند احمد، ج 5، ص 13.)

مرده را زنده می کند. (مسند احمد، ج 5، ص 13.)

کسی را می کشد، آنگاه او را زنده می کند. (مستدرک حاکم، ج4، ص 537.)

با او بهشت و آتش است. (مسند احمد، ج 5، ص 435.)

با او نهری از آب سفید و نهری از آتش است. (معجم الکبیر، ج2، ص 56.)

خواستة او بر آورده می شود. (صحیح مسلم، ج 8، ص 197)

دجال کیست

دجال در روایت های شیعه

در روایت های شیعه درباره ی دجال اینچنین گفته شده است که وی در زمانی که مردم گناهان زیادی را انجام دهند، ظهور خواهد کرد. بسیاری از روایات شیعه درباره دجال، برگرفته از منابع و احادیث اهل سنت است. در برخی از منابع نیز آمده که دجال صفت است برای شخص یا جریانی کـه پیش از ظهور منجی آخر الزمان در دورهای دنیا را پـر از ظلم و ستم میکند و نهایت امر او هـم نـابودی بـه دست حضرت ولی عصر (عج) اسـت کـه دنیـا را از لوث وجود و سـتم او پـاک خواهـد نمـود (حسـینی .(362/3 :1369

در روایت های شیعه دجّال را می توان اینگونه تفسیر نمود، جنبشی فرهنگی و ضدّ دینی که به صورت تشکیلاتی و سازمانی توسط یک نفر یا گروهی هدایت می شوند و هدف آنها حاکمیّت بر مردم است. بنابراین بزرگترین دشمن منجیّ آخرالزّمان که هدف او رهایی بشر است، می باشند.

حتمی بودن خروج دجّال در روایات

همه پیامبران الهی درباره دجال هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته اند.

پیامبر گرامی اسلام می فرماید:

إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ نَبِیٌّ إِلاّ وَ قَدْ أَنْذَرَ الدَّجّالَ أُمَّتَهُ.

هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است.(احمدبن حنبل، مسند، ج 5، ص 221.)

امیرمؤمنان علی (ع) از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل می کند:

عَشْرٌ قَبْلَ السّاعَةِ لابُدَّ مِنها:السُّفْیانِی وَ الدَّجّالُ و...

پیش از ساعت [قیامت] 10 رویداد گریزناپذیر است:[خروج] سفیانی، [خروج] دجّال و.... (بحارالانوار، ج 52، ص 209، ح 48.)

پیامبر گرامی اسلام می فرماید:

مَنْ أَنْکَرَ خُرُوجَ الْمَهْدِیُّ فَقَدْ کَفَرَ بِما أُنْزِلَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ مَنْ أَنْکَرَ نُزُولَ عِیسَی فَقَدْ کَفَرَ وَ مَنَ أَنْکَرَ خُرُوجَ الدَّجّالَ فَقَدْ کَفَرَ.

هر کس خروج مهدی را منکر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، کافر شده است و هر کس نزول عیسی را منکر شود کافر شده و هر کس خروج دجّال را انکار کند، کافر شده است. (فرائد السمطین، ج 2، ص 334، ح 585.)

پیامبر اعظم (ص) در یکی از خطبه های خود می فرماید:

یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّها لَمْ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الأَرْضِ أَعْظَمُ مِنْ فِتْنَةِ الدَّجّالِ وَ إِنَّ اللّهَ تَعالی لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّا إلاّ حَذَّرَهُ أُمَّتَهُ....

ای مردم! بر روی زمین فتنه ای بزرگ تر از فتنه دجّال نبوده است، خدای تعالی هیچ پیامبری را برانگیخته، مگر اینکه امّتش را از او برحذر داشته است. (نعیم بن حماد المروزی، الفتن، ج 2، ص 517)

پیامبر (ص)می فرماید:

ما بَیْنَ خَلْقِ آدَمَ (ع) إِلی قِیامِ السّاعَةِ أَمْرٌ أَکْبَرُ مِنَ الدَّجّالِ.

از آفرینش آدم درود خدا بر او باد تا برپایی قیامت، امری بزرگ تر از دجّال نبوده است. (نعیم بن حماد المروزی، الفتن، ج 2، ص 517)

ویژگی های ظاهری دجّال

در یکی از احادیث نبوی، آورده شده است:‬ إِنِّی قَدْ حَدَّثْتُکُمْ عَنِ الدَّجَّالِ حَتّی خَشِیتُ أَنْ لاتَعْقِلُوا، إِنَّ مَسِیحَ الدَّجّالِ رَجُلٌ قَصِیرٌ أَفْحَجُ، جَعْدٌ، أَعْوَرُ مَطْمُوسُ الْعَیْنِ لَیْسَتْ بِناتِئةٍ وَ لاحَجْراءَ فَإِنِ الْتَبَسَ عَلَیْکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ رَبَّکُمْ لَیْسَ بِأَعْوَرَ وَ إِنَّکُمْ لَنْ تَرَوْا رَبَّکُمْ حَتّی تَمُوتُوا.

من درباره دجال با شما سخن گفتم و بیم آن دارم که شما آن را درک نکنید. مسیح دجّال مردی کوتاه قد با پاهایی فاصله ‏دار و مویی پیچان (مجعد) است، یک چشم بیشتر ندارد و چشم دیگر او به طور کلّی محو شده و هیچ برآمدگی و فرو رفتگی از آنان باقی نمانده است. اگر [امر او] بر شما مشتبه می شود بدانید که پروردگار شما یک چشم نیست و شما هرگز پروردگار خود را نمی بینید تا اینکه از دنیا بروید. (ابن حماد، الفتن، ج 2، ص 519، ح 1454.)

پیامبر اعظم (ص) فرمود: 

الدَّجالُ أَعْوَرُ عَیْنِ الشِّمالِ، بَیْنَ جَبِینِهِ مَکْتُوبٌ:کافِرٌ وَ عَلی عَیْنِه ظَفَرَةٌ غَلِیظَةٌ. ( ابن حماد، الفتن، ج 2، ص 519، ح1455.)

دجّال کسی است که چشم چپ او نابیناست و در میان پیشانی او نوشته شده است:کافر. بر چشم او ناخنکی بزرگ است.

در روایت نبوی دیگری آمده است : أَیُّهَا النّاسُ ما بَعَثَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیّا إِلاّ وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ الدَّجّالَ، وَ إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قَدْ أَخَّرَهُ إِلی یَوْمِکُمْ هذا، فَمَهْما تَشابَهَ عَلَیْکُمْ مِنْ أَمْرِه فَإِنَّ رَبَّکُمْ لَیْسَ بَأَعْوَرَ، إِنَّهُ یَخْرُجُ عَلی حِمارٍ عَرْضُ ما بَیْنَ اُذُنَیْهِ میلٌ، یَخْرُجُ وَ مَعَهُ جَنَّةٌ وَ نارٌ و جَبَلٌ مِنْ خُبْزٍ وَ نَهْرٌ مِنْ ماءٍ، أَکْثَرُ أَتْباعِهِ الْیَهُودُ وَ النِّساءُ وَ الأَعْرابُ، یَدْخُلُ آفاقَ الأَرْضِ کُلَّها إِلاّ مَکَّةَ وَ لابَتَیْها، وَ الْمَدینَةَ وَ لابَتَیْها.

ای مردم! خداوند پیامبری را به رسالت مبعوث نکرد جز آنکه قومش را از دجّال ترسانید و خدای تعالی آن را تا به امروز بر شما تأخیر انداخته است و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که خداوند یک چشم نیست و دجّال بر حماری که فاصله بین دو گوشش یک میل است خروج می کند و بیشتر پیروان او یهود و زنان و اعرابند و به همه کرانه های زمین جز مکّه و دو حومه آن و مدینه دو حومه آن درآید. (بحارالانوار، ج 52، صص 193 194.)

امیرمؤمنان (ع) می فرماید:

ألا إنّ الدَّجّالَ صائِدُ بْنُ الصَّائِدِ، فَالشَّقیُّ مَنْ صَدَّقَهُ. وَ السَّعیدُ مَنْ کَذَّبَهُ، یَخْرُجُ مِنْ بَلْدَةٍ یُقالُ لَها إِصْفَهانُ، مِنْ قَرْیَةٍ تُعْرَفُ بِالْیَهُودِیَّةِ، عَیْنُهُ الْیمنی مَمْسَوحَةٌ، وَ الْعَیْنُ الاُخْری فی جَبْهَتِهِ، تَضیءُ کَأَنَّها کَوکَبُ الصُّبْحِ، فیها عَلَقَةٌ کَأَنَّها مَمْزُوجَةٌ بِالدَّمِ، بَیْنَ عَیْنَیْهِ مَکْتُوبٌ «کافِرٌ»، یَقْرَأُهُ کُلُّ کاتِبٍ وَ اُمِّیٍّ، یَخُوضُ البِحارَ وَ تسیرُ مَعَهُ الشَّمْسُ، بَیْنَ یَدَیْهِ جَبَلٌ مِنْ دُخانٍ، وَ خَلْفَهُ جَبَلٌ أَبْیَضٌ یَرَی النّاسُ أَنَّهُ طَعامٌ، یَخْرُجُ حینَ یَخْرُجُ فی قَحْطٍ شَدیدٍ تَحْتَهُ حِمارٌ أَقْمَرُ، خُطْوَةُ حِمارِه مِیلٌ، تُطْوی لَهُ الأَرْضُ مَنْهَلاً مَنْهَلاً، لایَمُرُّ بِماءٍ إِلاّ غارَ إِلی یَوْمِ القِیامَةَ، یُنادی بِأَعْلی صَوْتِه یَسْمَعُ ما بَیْنَ الْخافِقَیْنِ مِنَ الجِنِّ وَ الإِنْسِ وَ الشَّیاطینَ، یَقُولُ:«إِلَیَّ أَوْلِیائی، أَنا الَّذی خَلَقَ فَسَوَّی وَ قَدَّرَ فَهَدی، أَنا رَبُّکُمْ الأَعْلی» وَ کَذَبَ عَدُوُّ اللّهِ، إِنَّهُ أَعْوَرُ یَطْعَمُ الطَّعامَ، وَ یَمْشی فی الْأَسْواقِ، وَ إِنَّ رَبَّکُمْ عَزَّوَجَلَّ لَیْسَ بِاَعْوَرَ، وَ لا یَطْعَمُ وَ لایَمْشی وَ لایَزُولُ، تَعالَی اللّهُ عَنْ ذلِکَ عُلُوّا کَبیرا.

دجّال صائد بن صائد [صید] است و بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و نیک‏بخت کسی است که او را تکذیب نماید. او از شهری خروج کند که به آن اصفهان گویند. از قریه ای که آن را یهودیه می شناسند. چشم راستش ممسوح [نابینا] است و چشم دیگرش که بر پیشانی اوست آنچنان می درخشد که گویی ستاره سحری است و در آن علقه ای است که با خون در آمیخته و میان دو چشمش نوشته شده است:«کافر» و هر کاتب و بی سوادی آن را می خواند و در دریاها فرو می رود، آفتاب با او حرکت می کند و در مقابلش کوهی از دود است و پشت سرش کوه سفیدی است که مردم آن را طعام پندارند. در قحطی شدیدی در حالی که بر حمار سپیدی که فاصله هر گامش یک میل است، سوار شده خروج می کند و زمین منزل به منزل زیر پایش در نوردیده شود و بر آبی نگذرد جز آنکه تا روز قیامت فرو رود و با صدای بلندی که جن و انس و شیاطین در شرق و غرب عالم آن را می شنوند، می گوید:«ای دوستان من! به نزد من آیید، من کسی هستم که آفرید و هماهنگی بخشید و اندازه‏گیری کرد و راه نمود. من پروردگار والای شما هستم». در حالی که آن دشمن خدا دروغ می گوید. او یک چشمی است که غذا می خورد و در بازارها راه می رود و پروردگار شما یک چشم نیست و غذا نمی خورد و راه نمی رود و زوالی ندارد. (منصور پهلوان، ج 2، صص 313)

دجال به دست چه کسی کشته می شود؟

در مورد نابودی دجال و سرانجام او دو دسته روایت داریم که در دسته ای از روایات دجّال به دست حضرت مهدی (ع) کشته می شود و در دسته ای دیگر از روایات دجّال به دست حضرت عیسی (ع) کشته می شود.

امیر مؤمنان علی (ع):

أَلا وَ إِنْ أَکْثَرَ أَشْیاعِهِ یَؤْمَئِذٍ أَوْلادُ الزِّنی وَ أَصْحابُ الطَّیْالِسَةِ الْخُضْرِ یَقْتُلُهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلی عَقَبَةِ أَفیقٍ لِثَلاثِ ساعاتٍ مَضَتْ مِنْ یَوْمِ الْجُمْعَةِ عَلی یَدَیْ مَنْ یُصَلِّی عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ 8 خَلْفَهُ.

آگاه باشید که بیشتر پیروانش فرزندان نامشروع و اصحاب طیلسان (جامه های) سبز (یا یهودیان) هستند. خداوند او را در گردنه «اَفیق»به دست کسی که عیسی بن مریم (ع) پشت سر او نماز می خواند، سه ساعت گذشته از روز جمعه به هلاکت می رساند. (بحارالانوار، ج 52، ص 194.)

امام صادق (ع):

یَوْمُ النِّیرُوزِ هُوَ الیَوْمُ الَّذِی یَظْهَرُ فِیهِ قائِمُنا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ وُلاةِ الأَمْرِ وَ یَظْفِرْهُ اللّهُ تَعالی بِالدَّجّالِ فَیَصْلِبُهُ عَلی کِناسَةِ الْکُوفَةِ.

روز نوروز روزی است که خداوند در آن روز قائم ما اهل بیت و واپسین ولی امر را بر دجّال پیروز می گرداند و او را در کناسه کوفه به دار می زند. (بحارالانوار، ج 52، ص 308)

پیامبر اعظم (ص):

فَبَینا هُوَ عَلی ذلِکَ إذْ بَعَثَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ الْمَسِیحَ بْنَ مَرْیَمَ فَیَنْرِلُ عِنْدَ الْمَنارَةِ الْبَیْضاءِ شَرْقِیَّ دِمَشْقَ بَیْنَ مَهْرُودَتَیْنِ، واضِعا یَدَهُ عَلی أَجْنِحَةِ مَلَکَیْنِ فَیَتْبَعُهُ فَیُدْرِکُهُ فَیَقْتُلُهُ عِنْدَ بابِ لُدِّ الشَّرْقِیِ.

در همین حالت که وی بدین گونه می گذارند، خدای عزّوجلّ مسیح پسر مریم (ع) ‬ را برمی‬ ‏انگیزد و او نزد مناره سفید سمت شرقی دمشق در پوششی زرد نازل می شود و در حالی که دستش را بر شانه های دو فرشته گذاشته است، دنبال او می رود تا اینکه او را در نزدیکی دروازه «لدّ»شرقی می یابد و او را می کشد.( بحارالانوار، ج 51، ص 98)

پیامبر گرامی اسلام (ص):

یَخْرُجُ الدَّجّالُ فِی أُمَّتِی فَیَلْبَثُ فِیهِمْ أَرْبَعِینَ، لا أَدْرِی أَرْبَعِینَ یَوْما أَوْ أَرْبَعِینَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً أَوْ أَرْبَعِینَ شَهْرا فَیَبْعَثُ اللّهُ عِیسَی بْنَ مَرْیَمَ 8 کَاَنَّهُ عُرْوَةُ بْنُ مَسْعُودِ الثَّقَفِی فَیَظْهَرُ فَیُهْلِکُهُ.

دجال در امت من خارج می شود و به مدت چهل روز یا چهل سال یا چهل شب یا چهل ماه در میان آنها زندگی می کند تا اینکه خداوند عیسی بن مریم (ع) ‬ را برمی‏انگیزد در حالی که او مانند عروة بن مسعود ثقفی است و او بر دجال غلبه می کند و نابودش می سازد. (مسند احمد، ج 2، ص 166)

بر اساس روایات، دجال در کوفه یا جایی نزدیک بیت المقدس توسط امام زمان(عج) به دار آویخته می شود. (حائری، الزام الناصب، ج2، ص172.) بنابر نقلی دیگر، دجال در شام هلاک خواهد شد. (نوری، نجم الثّاقب، 1383ش، ص185.)

دجال آخرالزمان کیست و کی ظهور می کند؟

4.41662
این مطلب مفید بود ؟1478184
منبع : بخش دین و مذهب نمناک/ح.ب/ن
وبگردی