روز مباهله
روز مباهله روزی است که در آن پیامبر مسیحیان نجران را به اسلام دعوت کرد و برای اثبات حقانیت دین خود پیشنهاد مباهله را داد که مسیحیان نیز قبول کردند.

همه چیز درباره ماجرای روز مباهله و روادید آن

مُباهَلَه ، به در خواست لعن و نفرینی الهی گفته می شود که برای اثبات حقانیت بین دو فرد یا گروه رخ می دهد. این کلمه در تاریخ اسلام به رویدادی اشاره می کند که میان پیامبر و یارانش با مسیحیان نجران اتفاق افتاد. در این رویداد پیامبر از مسیحیان خواست که ایمان آورند و گروهی از بزرگان مسیحی که به مدینه برای تحقیق در مورد دعوت پیامبر آمده بودند، شروع به آوردن دلیل کردند، سرانجام بعد از بحث های طولانی، پیامبر پیشنهاد مباهله داد. هر دو گروه با افراد خود به مکان مباهله رفتند. مسیحیان زمانی که مشاهده کردند پیامبر اکرم(ص) با عزیزترین افراد خود یعنی ی علی، فاطمه، حسن وحسین می خواهد در مباهله شرکت کند، یقین پیدا کردند که پیامبر جان عزیزان خود را بیهوده به خطر نمی اندازد، بنابراین از انجام مباهله صرف نظر کردند.نمی انداخت. پس از مباهله کناره گرفتند.

مباهله

پس از برگشتن مسیحیان به نجران طولی نکشید که دو تن از بزرگان آن گروه ، با آوردن هدایایی، نزد پیامبر(ص) آمده و مسلمان شدند( مجمع البیان، ج2، ص310) 

واقعه مباهله در 24 ذی الحجه سال نهم هجری روی داد و بعد از آن به عنوان یکی از برجستگی های اهل بیت محسوب شده و به عنوان دلیلی برای اثبات این امر که اصحاب کسا محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین می باشند، استفاده می شود. 

جارالله زمخشری از دانشمندان بزرگ اهل سنت، در کتاب تفسیر کشاف به فضیلت اصحاب کسا(کسانی که در روز مباهله همراه پیامبر بودند) اشاره کرده است. 

شرح رویداد مباهله 

پیامبر اکرم(ص) برای دعوت به اسلام به سران مختلف حکومت ها و مراکز مذهبی نامه می نوشتند، به موازات این مکاتبات، نامه ای به اسقف نجران ،برای دعوت از ساکنان نجران به آئین اسلام نوشت. 

 آیه مباهله

فرازی از نامه آن حضرت به اسقف نجران: 

به نام خدای ابراهیم ، اسحاق و یعقوب. ( این نامه ای است) از محمد پیامبر خدا به اسقف نجران :خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم ، و شما را از پرستش « بندگان»، به پرستش « خدا» دعوت می نمایم . شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آئید ، اگر دعوت مرا نپذیرفتید ( لااقل ) باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید ( که در برابر این مبلغ کم، از جان و مال شما دفاع می کند) و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود 

نمایندگان پیامبر، پس از ورود به نجران نامه پیامبر را به اسقف مسیحیان نجران دادند. او پس از خواندن نامه و مشورت با شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی، گروهی را به عنوان « هیئت نمایندگی نجران» به دیدار پیامبر در مدینه فرستاد تا دلائل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند. بدین ترتیب، شصت تن افراد دانا و ارزنده مردم نجران انتخاب شدند که در رأس آنان سه تن از پیشوایان مذهبی قرار داشت:  

سران نجران

اَیهَم:

که فردی کهنسال و یکی از شخصیتهای محترم ملت نجران به شمار می رفت. 

ابو حارثة بن علقمه:

اسقف اعظم نجران که نماینده رسمی کلیساهای روم در حجاز بود. 

عبدالمسیح:

رئیس هیئت نمایندگی که به عقل ، تدبیر و کاردانی شهرت داشت.  

مسیح

مذاکره نمایندگان نجران با پیامبر خدا 

بالاخره نمایندگان نجران ، به دیدار پیامبر اکرم (ص) آمده و به مذاکره پرداختند، در این بخش از نمناک، برخی از مذاکرت آنها را مطالعه می کنیم: 

پیامبر (ص)؛ من شما را به آئین توحید، پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می کنم. سپس آیاتی چند از قرآن برای آنان تلاوت نمود. 

نمایندگان نجران:

اگر منظور از اسلام، ایمان به خدای یگانه جهان است، ما قبلاً به او ایمان آورده و به احکام وی عمل می نمائیم. 

پیامبر اکرم:

اسلام علائمی دارد و برخی از اعمال شما، حاکی است که به اسلام واقعی نگرویده اید. چگونه می گوئید که خدای یگانه را پرستش می کنید، حال آنکه شما صلیب را می پرستید، از خوردن گوشت خوک پرهیز نمی کنید و برای خدا فرزند قائلید؟ 

 

نمایندگان نجران :

ما او را (مسیح) خدا می دانیم زیرا او مردگان را زنده کرد بیماران را شفا بخشید، و از گِل پرنده ای ساخت و آن را به پرواز درآورد، و تمام این اعمال حاکی است که او خدا است. 

شرح مباهله

پیامبر اکرم:

نه ! او بنده خدا و مخلوق او است، که خدا او را در رحم مریم قرار داد و این قدرت و توانایی را خدا به او داده است. 

یکی از نمایندگان نجران:

آری او فرزند خدا است زیرا مادر او مریم، بدون اینکه با کسی ازدواج کند، او را به دنیا آورده است. پس پدر او خدای جهان می باشد. 

در این هنگام، فرشته وحی نازل گردید و به پیامبر گفت که به آنان بگوید:

« وضع حضرت عیسی از این نظر مانند حضرت آدم است که او را با قدرت بی پایان خود، بدون اینکه دارای پدر و مادری باشد از خاک آفرید. » ( آل عمران /59 ) 

نمایندگان نجران :

گفت و گوهای شما ما را قانع نمی کند. راه این است که در وقت معینی با یکدیگر مباهله نمائیم، و بر دروغگو نفرین بفرستیم و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاک و نابود کند. 

در این هنگام حضرت جبرائیل نازل گردید، آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور ساخت تا با کسانی که با او مجادله می کنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد: 

فمن حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائکُم وَ نِسائنا و نِسائکُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـکُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علی الکاذبین.» ( آل عمران /61 ) 

طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار بر این شد که فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود مباهله نمایند. 

پیامبر

پیامبر اکرم به مباهله می رود

هنگم مباهله پیامبر و هیئت نمایندگی « نجران» که از قبل توافق کرده بودند مباهله را در نقطه ای خارج از شهر مدینه انجام دهند به کنار یکدیگر آمدند. پیامبر تنها 4 تن از بسیتگان عزیز خود را برای این رویداد تاریخی برگزیده بود و این چهار تن، جز علی بن ابی طالب (ع)، فاطمه دختر پیامبر (س) و حسن و حسین(ع) نبودند  زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسی پاک تر ، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن، وجود نداشت. 

سران هیئت نمایندگی نجران، قبل از رفتن به محل مباهله به یکدیگر گفتند:اگر « محمد» ، افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد تا شکوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان دهد در این صورت ، وی فردی غیر صادق است و اعتمادی به نبوت خود ندارد اما اگر با فرزند و عزیزان خود به « مباهله» بیاید و با وضعی وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادی ، رو به درگاه الهی گذارد؛ پیداست که پیامبری راستگو است و به قدری به خود و خدای خود ایمان دارد که نه تنها خود را در معرض نابودی قرار می دهد بلکه حاضر است عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خود را ، در معرض فنا و نابودی قرار دهد. 

سران هیئت نمایندگی در این گفتگو بودند که ناگهان، چهره نورانی پیامبر اکرم (ص) با چهار تن دیگر وارد محل مباهله شدند. آنا با حیرت به یکدیگر نگریستند و دیدد که پیامبر یگانه دختر خود را به همراه فرزندانش به صحنه مباهله آورده است. بنابراین دریافتند که پیامبر در دعوت خود عزمی راسخ دارد وگرنه عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی قرار نمی دهد. 

سران نجران

اسقف نجران گفت:

من چهره هائی را می بینم که هر گاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای بکند، فوراً کنده می شود. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد ِ با فضیلت، مباهله نمائیم؛ زیرا بعید نیست که همه ما نابود شویم، ممکن است دامنه عذاب گسترش پیدا کند، همه مسیحیان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یک مسیحی باقی نماند.( تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، ص451) 

انصراف هیئت نمایندگی از مباهله 

نمایندگان نجران تصمیم گرفتند تا هرگز وارد مباهله نشوند، آنان حاضر شدند که هر سال مبلغی به عنوان «جزیه» ( مالیات سالانه ) بپردازند و در برابر آن حکومت اسلامی از جان و مال آنان دفاع کند.( الارشاد، ج1، ص168) 

پیامبر اکرم (ص) در ازای دریافت مبلغی جزئی پذیرفت که از مزایای حکومت اسلامی برخوردار شوند.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

عذاب، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند، صورت انسانی خود را از دست داده و در آتش افروخته شدن در بیابان می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین« نجران» نیز کشیده می شد.

 سخنان پیامبر

آیه مباهله

آیه مباهله، آیه 61 سوره آل عمران است که پیرامون مناظره ای بین محمد پیامبر اسلام و هیأت نجرانی نازل شده است.  

• ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ﴾(سورهٔ آل عمران-آیهٔ 61 ) 

پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان 

نتایج استدلال به آیه مباهله 

1. خداوند متعال به رسول خویش امر کرد که علی علیه السلام را نفس خویش بنامد تا برای مسلمانان به وضوح روشن گردد که او پس از رسول خدا(ص) می آید و مقام امامت کبرا و ولایت عام پس از ایشان از آن اوست; چرا که خداوند هرگز به رسول خود امر نمی کند که فاقد این مناصب را نفس خویش بنامد. 

2.آیه مباهله هم چنین به روشنی بر مساوات میان رسول خدا با امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد که در این زمینه روایات بسیاری مؤیّد آن است که از جمله می توان به روایات زیر اشاره نمود : 

آن گاه که بریدة بن حصیب نزد پیامبر(ص)از امیرالمؤمنین (ع) شکایت کرد، حضرت به وی فرمود : 

لا تقع فی علی فإنّه منی وأنا منه; ای بریده، بغض علی را به دل نداشته باش، چرا که او از من و من از اویم . 

آیه مباهله

 

و یا در عبارتی دیگر فرمود : 

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در حدیث ولایت فرمود : 

علیّ منّی وأنا من علیّ، وعلیّ ولیّ کلّ مؤمن بعدی;(جامع الاحادیث، ج37، ص365، ح40735. )

علی از من است و من از علی ام و او پس از من سرپرست و صاحب اختیار شماست . 

از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم درباره برخی از اصحاب حضرتش سؤال شد، پس به آن حضرت عرض کردند که درباره علی(ع) چه می فرمایید؟

پیامبر در پاسخ فرمودند : 

إنّما سألتنی عن الناس ولم تسألنی عن نفسی;( کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب علیهما السلام155٫) 

همانا درباره مردم از من سؤال کنید و درباره نفس من از من نپرسید. 

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم درباره خلقت خود و امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : 

خلقت أنا وعلیّ من نور واحد; من و علی از یک نور خلق شده ایم . 

3. از آیه مباهله و احادیث پیامبر چنین برداشت می شود که حضرت فاطمه(س) از همه مسلمانان و صحابه بافضیلت تر است، چنان که جمعی از عالمان سنی با استناد به حدیث شریف «فاطمة بضعة منّی:فاطمه پاره تن من است»، بر برتری و افضلیت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بر ابوبکر و عمر تصریح کرده اند.(ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، 7 / 132) 

روز مباهله چیست

از سویی دیگر به اجماع تمامی مسلمانان امیرالمؤمنین علیه السلام از حضرت فاطمه سلام الله علیها افضل است، از این رو امیرالمؤمنین علیه السلام افضل از ابوبکر و عمر می باشد و خلافت بلافصل رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم و امامت، حق مسلّم آن حضرت است.

با این حال ابن روزبهان می گوید : 

لأمیرالمؤمنین علیّ علیه السلام فی هذه الآیة فضیلة عظیمة وهی مسلّمة، ولکن لا تصیر دالة علی النصّ بإمامته( ابـطال البـاطل، 3 / 63) 

برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این آیه فضیلت بزرگی وجود دارد و این امر مسلّم است، لیکن این آیه بر نصّ به امامت ایشان دلالت ندارد! 

زمان مباهله 

چنانکه شیخ مفید آورده است جریان مباهله پس از فتح مکه (سال هشتم) و قبل از حجة الوداع (سال دهم) رخ داده است. 

روز مباهله را برخی 24 ذی الحجه دانسته اند و برخی روز 21 این ماه. شیخ انصاری روز 24 ذی الحجة را نظر مشهور دانسته و غسل در این روز را مستحب می داند. شیخ عباس قمی، در کتاب مفاتیح الجنان اعمال این روز را در روز 24 ذی الحجه ذکر می کند، که از جمله اعمال آن، غسل و روزه است. 

وقوع این حادثه از مسلّمات بین مورّخان و راویان حدیث، اعم از شیعه و سنی، است. 

علت مباهله پیامبر

عظمت حضرت فاطمه(س)

در عصر جاهلیت، زنان از هیچ جایگاهی برخوردار نبودند. زن به عنوان کنیز در خدمت مرد بود تا انجام وظیفه کند. زنان در مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و ... حق ظهار نظر نداشتند. در این شرایط اسلام ظهور کرد. دین اسلام به جنسیت انسان اهمیتی نمی داد و انسانیت آنها دارای اهمیت بود. پس از اسلام زنان صاحب حق و حقوقی شده و دیگر کمتر مورد ظلم قرار گرفتند. در شرایطی که دختران زنده به گور می شدند، حضرت فاطمه(س) پا به عرصه هستی نهاد و همگان از کارهای پیامبر(ص) نسبت به ایشان تعجب می کردند. 

پیامبراکرم با آن مقام مادی و معنوی، خم شده و دستان دختر خود را می بوسید و به او احترام ویژه می گذاشت. با بررسی تاریخ روز مباهله متوجه می شویم که حضرت فاطمه(س) از چنان مقام والای معنوی برخوردار بودند که به همراه پیامبر(ص) به مباهله می روند، زیرا دعا و نفرین ایشان به استجابت می رسید. 

مباهله با مسیحیان نجران کار ساده ای نبود که بتوان با مردان و زنان عادی به اجرا درآورد، بلکه افراد شرکت کننده باید به درجه ای از حق و یقین رسیده باشند که خدای متعادل درخواست آنان را پاسخ گوید. 

یا فاطمه

نزول آیه تطهیر در روز مباهله 

روزی که حضرت محمد(ص) قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخته و حضرت علی، فاطمه و حسن و حسین(ع) را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت:

«پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.»  

در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد:

انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا ( سوره احزاب؛ آیه 33)؛خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد. 

روز مباهله پیامبر چه روزیست ؟ ( داستان ، تاریخ و معنی )

4.510
این مطلب مفید بود ؟91
منبع : بخش دین و مذهب نمناک/ن/م.ح
وبگردی