غزل شماره 442 دیوان حافظ / چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری ز کفر زلف تو هر حلقهای و آشوبی ز سحر چشم تو هر گوشهای و بیماری
غزل شماره 441 دیوان حافظ / به جان او که گرم دسترس به جان بودی کمینه پیشکش بندگانش آن بودی بگفتمی که بها چیست خاک پایش را اگر حیات گران مایه جاودان بودی
غزل شماره 441 دیوان حافظ / به جان او که گرم دسترس به جان بودی کمینه پیشکش بندگانش آن بودی بگفتمی که بها چیست خاک پایش را اگر حیات گران مایه جاودان بودی
غزل شماره 441 دیوان حافظ / به جان او که گرم دسترس به جان بودی کمینه پیشکش بندگانش آن بودی بگفتمی که بها چیست خاک پایش را اگر حیات گران مایه جاودان بودی
غزل شماره 440 دیوان حافظ / سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
غزل شماره 440 دیوان حافظ / چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
غزل شماره 440 دیوان حافظ / چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
غزل شماره 439 دیوان حافظ / دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی کز عکس روی او شب هجران سر آمدی تعبیر رفت یار سفرکرده میرسد ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
غزل شماره 440 دیوان حافظ / چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
غزل شماره 439 دیوان حافظ / سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
غزل شماره 439 دیوان حافظ / سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
غزل شماره 439 دیوان حافظ / سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
غزل شماره 438 دیوان حافظ / دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی کز عکس روی او شب هجران سر آمدی تعبیر رفت یار سفرکرده میرسد ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
غزل شماره 438 دیوان حافظ / سبت سلمی بصدغیها فؤادی و روحی کل یوم لی ینادی نگارا بر من بیدل ببخشای و واصلنی علی رغم الاعادی حبیبا در غم سودای عشقت توکلنا علی رب العباد
غزل شماره 437 دیوان حافظ / ای قصه بهشت ز کویت حکایتی شرح جمال حور ز رویت روایتی انفاس عیسی از لب لعلت لطیفهای آب خضر ز نوش لبانت کنایتی