دیگران چه می خوانند..؟
نمناک فرهنگ و هنرچهره ها آشا محرابی: وقتی نوجوان بودم پدرم از ما جدا شد !
آشا محرابی ، سریال آیینه
آشا محرابی دختر اسماعیل محرابی است و میگوید وقتی نوجوان بود پدرش از آن ها جدا شد, آشا محرابی بعد از رفتن پدرش روزهای سختی را گذرانده است.
بازدید : 79,743 نفر

حرف های آشا محرابی درباره پدرش

آشا محرابی در شهر تهران به دنیا آمد، او فارغ التحصیل دوره کارشناسی در رشته مترجمی زبان انگلیسی و دوره کارشناسی ارشد در رشته روابط بین الملل است.

آشا محرابی در قسمتی از مصاحبه اش درباره پدرش صحبت های جالبی می گوید که در ادامه می خوانید.

در سریال آیینه همبازی اسماعیل محرابی (پدرتان) بودید. آیا مسیر شما برای ورود به دنیای بازیگری با حمایت او هموار شد؟ چون در این صورت این پرسش ایجاد می شود که چرا بعد از آیینه فعالیتی نداشتید؟

نه، به هیچ وجه. در واقع نقش پدرم بیشتر بازدارندگی بوده تا حمایت. در همان دوران با آقای اسماعیل محرابی قرار گذاشته بودیم که من درسم را بخوانم و او شرایط ورودم به بازیگری را فراهم کند. در واقع نوعی قرارداد معنوی بود که من کاملاً روی آن حساب کرده بودم.

سریال آیینه

آشا محرابی دختر اسماعیل محرابی

 

 مثل خیلی از پدرهای بازیگر که فرزندانشان را برای بازیگری معرفی می کنند...

دقیقاً. اشکالی هم ندارد، چون اگر کسی واقعاً مستعد باشد می تواند از این میانبر استفاده کند و اگر مستعد نباشد با پارتی بازی به جایی نمی رسد. به هر حال من تمام برنامه های زندگی ام را در آن زمان براساس قراری که با اسماعیل محرابی داشتم تنظیم کردم، ولی زمانی که نوجوان بودم او از ما جدا شد و ترجیح داد زندگی تازه ای را تجربه کند. به این ترتیب قرار ما به هم خورد و دیگر خبری از او نداشتم تا وقتی که در تئاتری بازی می کردم و او برای تماشا آمده بود. وقتی مرا دید خیلی تعجب کرد و گفت نمی دانستم که بازیگر شده ای. شاید اگر همان زمان با آن علاقه و انرژی سراغ بازیگری می رفتم بسیار زودتر از این می توانستم به مقصودم برسم.

آشا محرابی

آشا محرابی و پدرش

گفتید نقش پدرتان بیشتر بازدارندگی بوده. از چه جهت؟

ببینید، زمانی که او رفت تمام برنامه هایی که برای آینده داشتم به هم خورد. اصلاً دلیل این که در رشته ای غیرهنری کنکور دادم همین قرار بود که در نهایت منتفی شد. همه موقعیت هایی که من در بازیگری به دست آوردم با تلاش شخصی خودم بود. الان که به گذشته فکر می کنم می بینم چه دوران دشوار و پردردسری را گذراندم.

حس کودکی را داشتم که بیدار می شود و می بیند عروسکش مرده است. ضربه سختی بود. مدت ها طول کشید تا بتوانم بر اوضاع پیرامونم مسلط شوم، ولی در مجموع همین دشواری ها و تلاشی که برای ایستادن روی پای خودم کردم باعث شد قوی تر شوم و دید بهتری نسبت به حرفه ام پیدا کنم. مجبور شدم مسیری را که به زندگی ام تحمیل شده بود تا انتها بروم و بعد دوباره برگردم سر نقطه اول و همه چیز را از نو شروع کنم.

آشا محرابی: وقتی نوجوان بودم پدرم از ما جدا شد !

برگرفته از افکار نیوز -/ح
این مطلب مفید بود ؟ 130 22
نظر کاربران
ناشناس

ناشناس

همیشه دوست داشتنی

پاسخ دادن 6 0
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف