نمناک سبک زندگیکار و زندگی بعد از مرگ عزیزان چگونه آرام شویم؟
بعد از مرگ عزیزان ، مرگ عزیزان
بعد از مرگ عزیزان زندگی دشوار و غیر قابل تحمل می شود ولی باید به این فکر کرد که نمی توان با تباه کردن زندگی عزیز از دست داده را بازگرداند ولی باید دانست که چگونه با این تنش کنار امد.

آرام شدن بعد از مرگ عزیزان

بعد از مرگ عزیزان و فقدان همسر یا کودک باید به این فکر کنیم که عمر هر کسی یک روز به پایان خواهد رسید . انسان خواه نا خواه بعد از از دست دادن عزیزی افسرده و غمگین خواهد بود اما برای رهایی از این حالت چه باید کرد؟

از دست رفتن عزیزان، تنش زا ترین رخداد زندگی هر فردی به شمار می رود که چه بسا به پیدایش بحران های جانکاه عاطفی می انجامد. آدمی پس از جان سپردن عزیز دلش، داغدیده می شود و این حالتی است که درواقع آن را «بی نصیبی ناشی از مرگ» می نامند.

  افراد بسیاری گزارش داده اند که بلافاصله پس از بروز نشانه های جان باختن عزیزان ابتدا احساس کرختی و بهت زدگی داشته اند، اما فرایند غم و درد، نظم خاصی ندارد.

بعد از مرگ عزیزان

نکاتی برای آرام شدن بعد از فوت عزیزان 

خشی از احساسات احتمالی انسان هنگام مواجهه با این بحران «انکار، ناباوری، آشفتگی، ضربه، تکان، اندوه، آرزو، خشم، خواری، یاس و گناه» است. این احساسات، واکنش های طبیعی و بهنجار در برابر «نیستی» است. شاید خود را آماده شدت و تداوم عواطف و این که حالات روحی تان با چه شتابی دگرگون می شوند، نکرده باشید. ممکن است در مورد ثبات بهداشت روانی خود تردید کنید، اما مطمئن باشید که چنین احساساتی سالم و مناسب هستند و به شما کمک می کنند که با چنین ضایعه ای، کنار بیایید.

 

به یاد بسپارید!

 درک عمیق تاثیر فقدانی جانگذار، به زمان نیاز دارد. هرگز دمی از یاد عزیز از دست رفته تان، غافل نمی شوید، ولی زمان درد و رنج این مصیبت را به آرامی می شوید و با خود می برد و شما به زندگی عادی خود باز می گردید.

 

عزاداری برای محبوب

 تحمل مرگ عزیزان، آسان نیست. در غم از دست دادن آن ها به سوگ می نشینیم و غصه می خوریم. شیون و مویه، فرایندی طبیعی است که فرد برای پذیرش فقدانی بزرگ، به آن متوسل می شود. امکان دارد ماتم گرفتن شامل انجام مراسم مذهبی به احترام مرده یا گردآمدن با حضور دوستان و افراد خانواده باشد تا در غم مصیبت دیده شریک شوند.

 

بعد از مرگ عزیزان

این قانون طبیعت را بپذیرید 

همه ما خوب می دانیم که مرگ و نیستی، جزئی از زندگی است. به راستی، مفهومی واقعی به وجودمان می بخشد زیرا به ما یادآوری می کند که حیات چقدر گران بهاست. غصه خوردن، نمود بیرونی ضایعه ای است که بر شخص وارد شده است. شاید اندوه وی از نظر جسمی، عاطفی و تن نکردشناسی (فیزیولوژی) بیان شود؛ برای مثال گریستن، نمایش جسمانی و افسردگی، تجلی روانی است. بیان این احساسات بسیار اهمیت دارد. مرگ، مسئله ای است اجتناب ناپذیر، نادیده گ رفتنی یا ردکردنی. در نظر اول، شاید رهایی از درد و رنج مفید به نظر برسد، اما پرهیز یکباره از غم، امکان ناپذیر است. روزی همان احساسات نهان باید زدوده شوند وگرنه ممکن است به ایجاد بیماری های جسمی یا روانی منجر شوند.

 اغلب افراد، نشانه های جسمی توأم با غم واندوه را آشکار می سازند. درد معده، بی اشتهایی، به هم خوردگی روده، اختلال خواب و کم توانی، همگی علائم شایع غصه های طاقت فرسا هستند. در میان همه فشارهای روانی زندگی، «عزاداری»، دستگاه دفاع طبیعی بدن را به طور جدی تحت تاثیر قرار می دهد. شاید امراض موجود وخامت یابند یا عوارضی جدید بروز کنند. چه بسا واکنش های عاطفی فراوانی مانند حمله های اضطرابی، خستگی و پریشان دلی بی اندازه و اندیشه خودکشی، واکنش طبیعی هر فردی در برابر جان باختن دیگری است.

 

از پس فقدانی عظیم برآمدن

مرگ کسی که دوستش داریم، در هر حالی جانسوز است. واکنش های بشر تحت تاثیر شرایط مردن است، به ویژه وقتی ناگهانی یا تصادفی اتفاق افتد. همچنین ارتباط وی با مرده در واکنش هایش اثر می گذارد.

  

مرگ کودک

 از دست دادن فرزند موجب بروز احساس شدید بی عدالتی شده و تمام استعدادها و رویاهای فرد را یکباره به باد می دهد. ممکن است پدر و مادر در مقابل مرگ فرزند خود احساس مسئولیت کنند و برایشان اهمیت نداشته باشپد که این نگرش تا چه اندازه نامعقول است. درضمن ممکن است حس کنند که بخش بسیار مهمی از هویت خود را از دست داده اند.

 

مرگ همسر

 مرگ همسر، بسیار آسیب زا و تکان دهنده است. گذشته از آسیب روحی شدید، مرگ ممکن است سبب بروز بحران مالی در خانواده شود؛ اگر همسر، منبع اصلی کسب درآمد خانواده باشد! چنین فقدانی گاهی موجب می شود زن و شوهر باقی مانده، وظیفه مراقبت از فرزندان را به تنهایی عهده دار شده، خود را با زندگی مجردی وفق دهد و حتی به سر کارش بازگردد.

افراد کهنسال هم با از دست دادن همسرشان، آسیب پذیر می شوند، زیرا مفهوم این ضایعه، از کف دادن عمری سرشار از تجربه های مشترک است. درچنین مرحله ای، احساسات مربوط به «تنهایی» به احتمال زیاد با مرگ دوستان صمیمی در هم می آمیزد.

 

ضایعه ناشی از خودکشی

خودکشی، یکی از سخت ترین مرگ و میرهایی است که باید آن را تحمل کرد. بر اثر این گونه تلفات جانی، احساس گناه، خشم و شرمندگی بر دوش بازماندگان سنگینی می کند و آن ها خود را مسئول مرگ می دانند.

 بعد از مرگ عزیزان

کنار امدن با مرگ عزیزان 

زندگی غمبار

کنارآمدن با مرگ، در تامین سلامت روانی بشر نقش دارد. وقتی یکی از عزیزان شما جان می سپارد، غمگین شدنتان، طبیعی است. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که خود را تسلیم اندوه کنید و به دنبال افراد لسوز باشید. از خویشاوندان و دوستانی کمک بگیرید که بتوانند احساسات شما را درباره فقدان عزیزتان درک کنند. بین گروه پشتیبان و افرادی که داغدیدگی مشابه دارند، پیوندی ایجادکنید. احساساتتان را بر زبان آورید و از احساسات خود، دیگران را باخبر سازید؛ برون ریزی احساسات، به شما کمک می کند تا بر فرایند غمگینی چیره شوید.

بعد از مرگ عزیزان چگونه آرام شویم؟

بعد از مرگ عزیزان چگونه آرام شویم؟
:
امتیاز : 4.2 تعداد رای : 236
برگرفته از مجله راز /ن
این مطلب مفید بود ؟ 196 40
نظر کاربران
علی

علی

هیچ راهکاری جز برون ریزی احساسات بیان نکردین

پاسخ دادن 28 5
معصومه

معصومه

خوب اين دردي است كه بايد تجربه اش كرد تا از دست آن خلاص شد . با دارو درماني فقط آن را خفه و پنهان مي كنند .

پاسخ دادن 2 0
محمد

محمد

خدا صبر بده دعا و فاتحه براش بخونيد تا از آرامشش شما هم به آرامش برسید

پاسخ دادن 0 0
مريم

مريم

سلام من الان دوران سوگواري را تجربه و سپري مي كنم خيلي سخت است اما مطمئن باشيد اگر سوگواري هم نكنيد بعدها حسرت اين را هم خواهيد خورد و به شكل عقده هاي رواني خود را نشان خواهد داد خدايا صبر بده به همه كساني كه داغدارند .

پاسخ دادن 11 0
محمد از زابل

محمد از زابل

احسنت ب این دوست عزيزمان به این نظرش مث ما درد کشیده دردتو درک میکنه مثل همین سرور احسنت ب شعورودرک بالاتون من برج دو همین سال بد خواهرم و شوهرش رو تو تصادف از دست دادم کمرم شکست ریش و سرم سفید شد تو 34سالگی آبجي متولد 66بود خدا چرا منو پيش مرگش نکرد مغزتا مغز استخوانم درد دارم خدا بر دشمنم نياره

پاسخ دادن 1 0
leila

leila

من 15 فروردین نامزدمو از دست دادم از اون روز تا حالا همش نبودشو حس میکنم گاهی حتی فک میکنم ممکنه برگرده حتی منتظر پیامشم هیچکس هیچکس درکم نمیکنه تو کل زندگیمم من فقط اونو داشتم ک با محبت بود حالا چطور بدون اون بمونم احساس میکنم همه چیزمو از دست دادم نمیدونم منو میفهمه یا نه از حالش خبر ندارم خیلی بیقرارشم تو رو خدا یکی بهم کمک کنه

پاسخ دادن 25 3
رضا

رضا

متاسفم.امیدوارم شادی به زندگیتون برگرده

پاسخ دادن 0 0
سحر

سحر

عاشقی خیلی خوبه اما اینکه با مرگ عشقت بمیری خیلی دردناکه سعی کن با بهترین دوستت اینو به اشتراک بزاری و خودتو خالی کنی و اینکه هر کی یه روز به دنیا میاد و به روزی میمره به قول شاعر پرواز را به یاد سپار پرنده مردنیست.

پاسخ دادن 0 0
معصومه

معصومه

ليلاي عزيز من شما رو درك مي كنم . من هم به تازگي پدرمو از دست دادم خدا نصيب كافر نكنه . اما خيلي ها هستن كه نه تنها كمكي به آدم نمي كنن بلكه دردي هم به درد آدم اضافه مي كنن . انگار وقتي براي عزيزت گريه مي كني مرتكب جرم مي شي . من خودم دارم اينا رو تجربه مي كنم . هر جور شده دلتو خالي كن خدا بهت صبر بده نثار روح جميع اموات صلوات

پاسخ دادن 7 0
fateme

fateme

منم 20روز بابامو از دست دادم هنوز باورم نمیشه بابام زیرخاک خوابیده

پاسخ دادن 3 0
بهار

بهار

با سلام منم ديروز چهلم پدر مهربانم بود از 14 فروردين روزهاي ما با مريضي ناگهاني پدرم سخت و تلخ گذشت و هررو زگريه و غم بي نهايت . تا اينكه نيمه شب 25 ارديبهشت ماه 97 دنيايش را عوض كرد. روحش شاد ، روح تمام رفتگان شاد. هميشه فكر ميكردم پدرم تا ابد خواهد بود شنيدن و حتي فكر كردن به نبودش داغونم مي كرد. اونقدر عاشق پدر بوديم كه حتا در زمان حياتش با كوچترين تب و بي حالي اش مي مرديم و زنده مي شديم . سال 97 اما طوفاني و گردبادي وزيد و گل مارا چيد. عجب گلي بود عجب بويي داشت . پدرم را مي گويم عشقم را روحم و روانم را . ديشب دوباره آنقدر گريه كردم تا صبح و از خدا خاستم در آنجا پدرم در آرامش باشد . ما و خواهرها عليرغم اينكه فرآوان دعا و ذكر برايش مي خانيم و خيرات مي دهيم اما داغمان تازه هست . تنها دلخوشي مان اين است كه مانده ايم تا صدقه جاريه اش باشيم . سر قبر پدر تان خيلي دعا كنيد چون هم دعاي فرزند مقبول هست براي والدين و هم دل شكسته ايد مكه مستجاب است.

پاسخ دادن 8 1
سحر

سحر

منم به شما تسلیت میگم امیدوارم غم آخرتون باشه

پاسخ دادن 1 1
الهام

الهام

بهار جان واقعا شک شدم چون پدر من هم همین تاریخ مریض شد، و ۲۵اردیبهشت ۹۷از دست دادمش، درکت میکنم که سخت تذین و بدترین روز از دست دادن پدرم، بود، روح همه اموات شاد باشه

پاسخ دادن 1 0
الهام

الهام

عزیز دلم برای روح پدرتون آرامش و برای شما از خداوند صبر میخواهم ک با شما سخت همدرد هستم و خیلی خوب درکتون میکنم

پاسخ دادن 0 0
الناز

الناز

سلام لیلا و معصومه عزیز به شما تسلیت میگم . من هم همدرد شما هستم و نیمه شب پس از18 فروردین 97در حالی که دور از پدرم بودم ایشون رو از دست دادم و تا ابد بغض ندیدن پدرم در آخرین لحضات زندگیش منو خفه میکنه . هر روزی که میگذره بیشتر زجر میکشم و نبودش مثل آواری که به سرم بریزه داغونم کرده. خدایااااا چطور با این قضیه کنار بیام. گاهی صدای ماشینش میاد به گوشم .گاهی بوی تنش . گاهی صدای خودش و لحظه به لحظه خاطره هاش باهامه.....خدایا سخت ترین مصیبت رو تجربه کردم......

پاسخ دادن 2 0
فراز

فراز

سلام خدا رحمت کنه همه رفتگان رو پدر من بهمن ۹۷ بر اثر یک مسمویت دارویی به کما رفت و هرچی تلاش کردم بعد از ۶۱ روز فوت کرد ۵۷ سالش بود حتی دامادی من و داداشام رو نتونست ببینه با کلی آرزو الکی الکی فوت کرد من فقط به این فکر میکنم که ما هیچکدام قرار داد زندگی ۹۰ ساله با خدا نداریم و اگه همین الانم نگاه کنید به اطرافیان افرادی هستند که بازم درد بیشتری رو چشیدن خدا صبر بده فقط سعی میکنم برای پدرم خیرات کنم و منتظرم که زمان حالم رو بهتر کنه توکل بخدا

پاسخ دادن 3 0
ه.ر

ه.ر

منم 6 اردیبهشت امسال پدرم عزیزمو از دست دادم...خدا خودش صبر بده و رفتگانمون رو بیامرزه

پاسخ دادن 1 0
سانی

سانی

منم بعد از بعثت بیست وشش فروردین امسال بابام ناگهانی سرنماز سکته کرد الان بیست روز شده بزور خودمو اروم میکنم ولی فکر ندیدنش د اغونم میکنه طاقته دیدن عکس ومرورخاطرات و ندارم خدایا کمکمون کن

پاسخ دادن 0 0
مريم

مريم

سلام منم ٣ ارديبهشت ناگهانى پدر نازنينم رو از دست دادم و خيلى عذاب ميكشم خدا به همگى صبر بده و روح عزيزان از دست رفته رو قرين رحمت كنه

پاسخ دادن 0 0
معصومه

معصومه

سلام‌عزیزان منم همدرد شما هستم دو هفته پیش پسر ۱۸ ساله خواهرم برا اثر تصادف مرگ مغزی شد و یک هفته بعد فوت کرد خواهرم مثل دیوونه ها شده شب تا صبح تو خونه راه میره خدا نصیب نکنه خیلی سخته منم به خواهر زاده م خیلی وابسته بودم و الان نمیتونم حتی باور کنم که رفته گاهی اوقات فکر خودکشی به سرم میزنه وقتی میبینه یه دونه بچه خواهرم فوت کرده خدا کمکم کنه تحمل کنم

پاسخ دادن 4 2
مهسا

مهسا

منم تو عقدم.تازگیا همسرم فوت شد..چیکار کنم..همش منتظرم بهم پیام بده..ماخیلی وابسته بودیم..من دانشجوی شهرستانم..درروز شاید 4 5ساعت باهم چت تصویری داشتیم و صحبت میکردیم..نمیدونم چیکار کنم..دارم داغون میشم

پاسخ دادن 4 1
البی

البی

سلام،خواهرم میدونم خیلی سخت است ولی بايدواقعيت روپذيرفت وبيقين ماهم روزی به سوی خداخواهيم رفت و این وعده حتمی است،معنویات خودرابالا ببريدوبه تفصيرقران و معنی قرآن بپردازید آرامش فقطدردستان پرمهرخداست.ويادتان باشید همه ما فقط يکباردراين دنیا زندگی میکنیم ونيامده ایم که بمانیم و همه مسافريم

پاسخ دادن 0 0
میترا

میترا

سلام بر همگی،من علاوه بر مادرم که چند سال پیش فوت کرده منو داغون کرده بود در سال گذشته پدرم رو هم از دست دادم ،واقعا احساس تا امنی میکنم ،تمام صبح ها با حس مرگ و پوچی بیدار میشم. ،زندگی برام موقتی بی ارزشه ،واقعا بعضی وقتا فکر میکنم آیا میشه دوباره آرامش و امنیت رو تجربه کنم،از همه التماس دعا دارم

پاسخ دادن 4 0
سیمین

سیمین

سلام دوستان. انشاله خدا همه عزیزایی که رفتن رو رحمت کنه. این حرفی که توی سایت نوشته شده که ادم با کسانی که همدردشن درد و دل کنه ارومتر میشه واقعا قبول دارم. ما امسال غم انگیزترین عید زندگیمون رو داشتیم. برادر عزیزمون رو در کمال ناباوری از دست دادیم. این اتفاق خیلی داغونمون کرد. ولی احساس میکنم هرچی بیشتر خودمون رو اذیت کنیم عزیزمون ناراحت میشه و غصه ما رو میخوره. پس باید سعی کنیم قوی باشیم و زندگی رو ادامه بدیم

پاسخ دادن 5 0
سانی

سانی

خیلی سخته بابای مطلومم بیست وششم فروردین رقت ....دارم دیوونه میشم بچه کوچیک دارم تو زندگیم به خاطره شوهر بچه خودمو کنترل میکنم ولی فکر ندیدن بابا تنهایی مامان دلتنگی برای بابام کوتاهی که شاید درحقش کردم اینکه نیستش وجرات نمیکنم عکسشو ببینم داره منو خفه میکنه زندگی میخواد چی بشه تنم میلرزه از آینده خدایا کمککن

پاسخ دادن 4 0
ویدا

ویدا

عزیزم خیلی مراقب باش..من پدرمو بعد 7 ماه بیماری ک تمام لحظاتش تلاش کردم حالش خوب شه یه شب در کمال ناباوری فوت شدن..اینقدررر گریه کردم حالم بد بود برای رفتن بابا..دوباره در کمال ناباوری مادرم بعد 7 ماه فوت شدن ..یعنی دارم دق میکنم.هیچکسی حرف منو نمیفهمه..من موندم یه خواهر کوچیک.در 7 ماه زندگیمون زیرورو شد..توروخدا مراقب مادرت باشه..نمیدونی چقدررررر سخت و دردناک هر شب بازور چندتا قرص میخوابم صبح ک بیدار میشم میبینم هر دوتاشون نیستن دوباره قلبم آتیش میگیره..ب این میگن هر روز مردن...خیلی سخته مث من بودن ..پس خدارو شکر کن.کاش من مادرم میموند خییییلی زندگیم فرق میکرد

پاسخ دادن 8 0
سولماز

سولماز

منم به درد شما گرفتارم و تک تک کلمات و دردتون رو با بند بند وجودم حس کردم.من موندم و خواهر کوچک تر از خودم

پاسخ دادن 2 0
محبوبه

محبوبه

الهی قربون دلت خدا بهت ارامش عنایت کنه منم تسلیت میگم میتونم دوست خوبی باشم اگر بخواهی همه ما مسافران دنیاییم

پاسخ دادن 1 1
مهر

مهر

سلام خدا همه ی رفتگانو رحمت کنه سال پیش من خواهر و دو تا خواهرزاده ی عزیزمو و شوهر خواهرمو تو تصادف از دست دادم یاد خاطراتشون داغونم میکنه کارم شده گریه هرشب قبل خواب دعا میکنم خوابشونو ببینم خدا ب همه ی داغدیده ها صبر بده خیلی سخته

پاسخ دادن 3 0
سایه

سایه

سلام به تمام کسانی که پسام می ذارن تسلیت می گم و از خدا می خوام که به همه ما که عزیز از دست دادیم صبر بده . هیچ چاره ای نیست جز اینکه تحمل کنیم و بگذرونیم فقط از خدا می خوام که توان برای تحمل بده . اگر نه به قول خواهرم هر کس باید دردش رو خودش تحمل کنه . کس دیگه ای این کار رو برای ادم نمی کنه مثل بار گناهه که هر کس حمال بار گناه خودشه . خدایا صبر بده توان بده برای تحمل . خدایا اموات را بیامرز . خدایا کاری کن به خوابمون بیان و ما رو دلداری بدن

پاسخ دادن 1 0
نازنین

نازنین

منم شب تولد پسرم3ماه پیش شوهرم تصادف کرد بعد از اینکه کلی تزیین کرده بود خودش تولد 5سالگی پسرشو ندید حالا من موندم و یه پسر 5ساله و کلی مشکل و آرزوی ناتمام. همش میگم کاشکی زود قیامت میشد ما هم میرفتیم اصلا نمیدونم از این به بعد چه جوری باید زندگی کنم بچمو بزرگ کنم دلم میخواد همش بخوابم اصلا بیدار نشم

پاسخ دادن 3 0
الهام

الهام

نازنین عزیز خدا بهت صبر بده من مثل تو همسرم رو از دست دادم. دو تا پسر ۳ سال و ۹ ساله دارم کاش خدا کمکمون کنه. دلم واسه بچه هام میسوزه خداااااا.......

پاسخ دادن 1 0
پریسا

پریسا

سلام، من فردا چهل روز میشه که بابامو از دست دادم، خیلی ناگهانی از پیشمون رفت ، اوایل اصلا نمیفهمیدم اما هرچی زمان میگذشت تازه میفهمیدم که چه بلایی به سرم اومده همیشه فکر میکردم برمیگرده بعد که متوجه اتفاقی که افتاده شدم بی قراریام شروع شد از صبح تا شب همه باهام حرف میزدن که اروم بشم باز صبح که بیدار میشدم انگار همه چیز واسم نو میشد همه ی اتفاقا مرور میشد واسم، تا بلاخره خواب پدرمو دیدم که از ناراحتیم شدیدا عذاب میکشید از اون به بعد سعی کردم به خاطر ارامش روح پدرمم که شده کمتر بیقراری کنم. مرده ها روحشون اگاه هست و واقعا از ناراحتیه ما ناراحت میشنو عذاب میکشن

پاسخ دادن 3 0
اسماعیل

اسماعیل

سلام ،دو هفته پیش مادرم که تا اون موقع حتی یک بستری شدن تو بیمارستان نداشت ،سکته کرد و بعداز یک هفته بیهوشی،هفته ی قبل از کنار ما رفت.واقعا سخته ،تنهایی پدرم و دلتنگی برای مادرم.اینکه نمیتونم یه بار دیگه ببینمش، اینکه هرجای خونه هست ولی نیست.دارم دیونه میشم

پاسخ دادن 1 0
مصطفی محمودی

مصطفی محمودی

من هم مثل شما و کاملا درک میکنم.وفقط نماز و قرآن برای من آرامبخش است.و نماز و قرآن و صدقات برای مادرم.و امیدوارم حداقل تو خواب ببینمش

پاسخ دادن 0 1
الهام

الهام

سلام به دوستان.من هم مثل شما داغ دیدم. شوهرم عشقم عمرم نفسم بیست روز پیش بر اثر سکته قلبی فوت کرد. ۳۵ سالش بود دو تا بچه دارم . دارم دیوونه میشم خدااااا به فریادم برس واسه آرامشم دعا کنید ....

پاسخ دادن 4 1
فریبا

فریبا

منم اسفند ۹۶ همسرم فوت شد ۲۶سالش بود و من ۲۵ سالمه دلم خییلی براش تنگ شده .خیلی .خستم از زندگی خونه پدرم دلم زندگیمو عشقمومیخواددرکت میکنم

پاسخ دادن 2 0
مصطفی محمودی

مصطفی محمودی

سلام من مادرم از دست دادم داشتم میبردمش بیمارستان که سکته قلبی کرد ۴۸ سالش بود داریم دیوونه میشیم مخصوصا پدرم نمیدونم چیکار کنم

پاسخ دادن 0 0
صدیقه

صدیقه

سلام من 25 روز پیش بابامو از دست دادم هنوز باورم نمیشه رفته. پشت ماشین تو خیابون سکته قلبی کرد هربار میرم سر خاک دق میکنم از اینکه میبینم اون رفته زیر خاک عکسشو که میبینم دیونه میشم اینکه میگن خاک مرده سرده همش الکیه من هروز داغونتر از روز قبل میشم زندگی برام خیلی بی ارزش شده دلتنگی بابام تنهایی مامانم خیلی عذاب اوره واقعا نمیدونم چیکار کنم...

پاسخ دادن 1 0
سید مختار

سید مختار

سلام آرزوی آزامش و صبری بزرگ برای همه عزیزان دارم منهم بعد از فوت پدرم یک هفتس مادر عزیزم رو هم از دست داده ام نمی دونم شاید هیچ وقت دیگه خوشحال نباشم ولی چاره ای هم ندارم بفکر اونایی هستم که بعداز مرگ من چی میشن من الان نزدیک ۵۰ سالمه به هر حال از خداوند برای همه مون صبر طلب میکنم لطفا خیلی مواظب کلاه بردارها هم باشید چون اطلاعت شخصی تون رو میگذارید در دیده همه

پاسخ دادن 0 0
مونا

مونا

سلام ب همه تسلیت میگم غم آخرتون باشه منم بچه هامو از دست دادم خیلی حالم بده اصن باورم نمیشه خدا هیچ کسو با داغ اولاد امتحان نکنه بدترین درد همینه ک بچه هات جلو چشمت بمیرن

پاسخ دادن 5 1
نجمه

نجمه

سلام به همه تسلیت میگم،من چند سال پیش مادرمو از دست دادم بعد از فوت مادرم زن برادرمو از دست دادم بعد در یک فاصله خیلی کوتاه خواهرمو از دست دادم که مادر دوم من بود بسیار بسیار مهربان بعد هفت خواهرم پدرمو از دست دادم پدرم به خاطر خواهرم دق کرد بعد از هفت روز از فوت خواهرم فوت کرد. من فقط از خدای خودم طلب آرامش خواستم بستگانم بعد از مراسم حتی یکی یک شب به من سرنزد حتی یکی یک روز به من سرنزد. همه رفتن دنبال کار خودشون، من فقط و فقط از خدا آرامش خواستم و ساعتها سر سجاده با خدای خودم راز و نیاز میکردم و واقعا واقعا خدا به من صبر داد طوری که تونستم ادامه تحصیل بدم و کارشناسی ارشدمو بگیرم. دوستان عزیز فقط و فقط از خدای بزرگ بخواهید قطعا کمکتون میکنه. من خواب عزیزامو زیاد دیدم می گفتن ما هر روز به شما سر می زنیم بهمون کمک می کنندحتی از زمان زنده بودنشون بیشتر. در حق مابسیار دعا می کنند، اما شیون و زاری کردن بشدت آنهارو ناراحت میکنه ، براشون قرآن بخونید، زیاد خیرات بدهید در حد توانائی خودتون. بسیار خوشحال میشن. هر چقد شما خودتونو ناراحت کنید آنها بیشتر ناراحت میشن. آنها وارد سرزمین حق شدن سرزمینی خیلی والاتر و عالی تر از ما. وقتی انسان فوت میکنه و وارد اون جهان میشه اونا مارو ستاره های خاموش می بینند. مثلا ما توی این جهان در یک غاری داریم زندگی می کنیم که فقط یک روزنه نور هستش اما وقتی وارد اون جهان میشیم اون غار همش نور هستش همش روشنایی. محبت کنیم ، عشق بورزیم، خدای بزرگ رو در هیچ زمان و مکانی فراموش نکنیم ، نیکی کنیم، تا هم خودمون به آرامش برسیم هم عزیزان از دست رفتمون. از خدای بزرگ برای تمامی شما دوستان عزیز طلب صبر و آرامش میکنم. التماس دعا.

پاسخ دادن 4 0
ma

ma

سلام من فرزندم را از دست داده ام چندین سال است بسیار اورا دوست داشتم بسیار شیرین بود . دوستان کفتند خدا کمک می می کند البته کمک کرده ولی هیچ چیز جای فرزندم را نمی گیرد و ظاهرا جاره ای جز صبوری هم نداریم . من یک فرزند دیگر هم دارم که پسر است و خیلی بزرگواره و دوست داشتنی دائم به من انرزی می ده و می خوات که من و مادرش شاد باشیم . خیلی مهربونه . فکر می کنم بهترین راه خوشحال بودن است و چاره ای جز تحمل نداریم . تا زمانی که به آنها بپیوندیم فقط همین و بس

پاسخ دادن 3 0
سحر

سحر

خدا به همه مون صبر بده،منم 4روزه که کسی رو که دوست داشتم از دست دادم،دارم دیوونه میشم،امروز تولدمه و همش منتظرم زنگ بزنه،واقعا آدم تو حکمت خدا میمونه،همش دارم قرآن و دعا میخونم،از خدا و فرشته ها برا همه شما عزیزان طلب صبر و آرامش میکنم،فقط خود خدا میتونه آروممون کنه

پاسخ دادن 0 0
فریبا

فریبا

منو همسرم عاشق هم بودیم واقعی نگاهامون پراز عشق بود یک سال دوست بودیم بهم رسیدیم یکسال عقد کردیم نزدویک سالگرد دوم ازدواجمون تصادف کرد .حس میکنم دنیا تو سرم خرابه اسفند۹۶ تصادف کرد حس میکنم دنیام تمومه دلم برانگاهاش عشقش مهربونیاش تنگ شده.هرکی میدی منو میگف خوشبحالتون همه میگن چشمتون زدن شوهرم خیلی خوشگل بود من خیلی دلم تنگ شده براش بیستو پنج سالش بود من ۲۳ ام و اندازه ی زن ۹۰ ساله غم دیدم اخه خدا چجوری دلش اومد من از بچگی ی نفرم تاحالا ناراحت نکردم چطوررر تونس

پاسخ دادن 1 0
حدیث

حدیث

سلام منم فروردین 96همسرم فوت کرد در اثر تصادف الان بایک دختر سه ساله نمیدونم چطور بزرگش کنم تنهایی بدون پدرش دارم دیونه میشم همش تو خودم میریزم تازه داشتم معنی زندگی رو میفهمیدم وقتی همسن و سالامو میبینم با همسراشون یا بچه هاشون بیشتر میسوزم میگم خدا چرا من

پاسخ دادن 1 0
لیلا

لیلا

منم الان ۱۶ روزه پسر ۱۸ ساله ام که ورزشکار بود از دست دادم دارم دیونه میشم اومدم اینجا خوندم که ی کم ارامش بگیرم بغض داره خفم میکنه

پاسخ دادن 1 2
خواهر دلتنگ

خواهر دلتنگ

خدا به همه ما صبر بده. منم هفت ماه پیش برادر مو از دست دادم. واسش خواستگاری رفته بودیم و با هزار بدبختی و پول کارگری داشت یه خونه میخرید که یه دفعه سکته مغزی کرد و بعد 13روز هم فوت کرد. اصلا باورم نمیشه کسی که اونقدر ذوق و هیجان داشت الان زیر خاک ساکت و ارام خوابیده مامان و بابام هروز داغون تر میشن اصلا نمیتونم درک کنم دلم براش خیلی تنگ شده کاش زنده بود و به ارزوهاش میرسید .اخه چراااااااااااااا رفتی برادر چرااااااااااااااااااااا

پاسخ دادن 0 0
ایلناز

ایلناز

دوست محترم من هم برادرمو از دست دادم و کاملا درکت می کنم. برادرت زیر خاک نخوابیده، اون جسم که فقط یک لباس مادیه زیره خاک مدفونه و روحش پرواز کرده. مرگ رفتن به سوی اوست و این که چرا یک عده با سن کمتر سفر می کنن جزو رمز و راز خلقت هست. بهتون پیشنهاد می کنم با بالا بردن معنویات به خودتون کمک کنید.

پاسخ دادن 0 0
ستاره

ستاره

سلام من 29 دی 95 مادرم رو از دست دادم یعنی ازم گرفتنش همسایه روبه روی مامانم که با مامانم رفت و آمد میکرد یه خانم شوهر دار با دوست پسرش به قصد دزدی میان خونه مامانم و مامانم رو آزار میدن که منجر به مرگ مامانم میشه و من هنوز بعد از یکسال و نیم نتونستم آروم بگیرم هر شب گریه میکنم و دلم برای مامانم تنگ میشه خیلی زجر میکشم چی کار کنم؟؟؟

پاسخ دادن 0 1
سید مختار

سید مختار

سلام با آرزوی آرامش و آلام دردها غم ها و غصه ها به نظره من روزی چندین بار باید به خودمون بگیم این تقدیره و هیچ کس تا ابد زندگی نخواهد کرد از پیامبران گرفنه نا امامان و انسانهای بیگناه و پاک و معصوم و این مصلحت خداوند است مصلحت خداوند مصلحت روزگار و ..‌.

پاسخ دادن 3 0
پروانه

پروانه

من اردیبهشت ۹۷ مامانمو از دست دادم ... مامان من فقط مامان نبود ... برای همه مرهم بود ... رازدار بود ... راهنما بود ...انرژی بود .. عشق بود برای همه ... نمیدونم نمیدونم چیکار کنم ... نمیفهمم ... داغون شدم ... پیر شدم ... هیچ کاری از دستم برنمیاد ... مامانم خیلی قوی بود ... نمیدونم چه جوری مثل اون باشم ... وحشتناکه ‌.. مرگ مادر وحشتناکه ..‌. خونه خالی میشه ‌... غصه‌ش خیلی زیاده

پاسخ دادن 1 0
جمشید

جمشید

2ماه است همسر جوانم همراه پسر 5ساله ودختر16ساله ام درحادٹه آتش سوزی اتوبوس ترمینال سنندج سوختند .داغ ازدست دادن 3عزیزبسیارسنگین است.گریه وزاری امانم نمیدهد،التماس دعا،فاتحه و صلواتی هدیه فرمائید

پاسخ دادن 1 0
زهرا

زهرا

با سلام واقعا تحمل این گونه مصیبت ها سخته ولی آیا چاره ای به غیر از تسلیم در برابر خدا داریم

پاسخ دادن 0 0
بی نام

بی نام

نمی دانم چه می خواهم بگویم . تا داغ ندیده بودم زنده بودم اما حالا دیگر نه زنده ام نه مرده نه صبر دارم نه ایمان محکم غیر از اینکه روز و شب ارزوی مرگ کنم کاری از من بر نمی اید.

پاسخ دادن 0 0
مریم

مریم

دوستان عزیز سلام، به همگی تسلیت میگم. منم 32 روز پیش پدرمو از دست دادم. با این که پدرم 95 سالش بود اما مرگش کمرمو خم کرد. احساس خلا و دلتنگی شدید دارم. سعی می کنم باهاش صحبت کنم... اما گاهی گریه امانم نمیده. از خدا طلب صبر برای خودم و همه داغداران دارم.

پاسخ دادن 0 1
کیمیا

کیمیا

ببخشید اگه به کسی که عزیزشو از دست داده ابراز تاسف کنیم وبگیم مرگ ی حقیقت تلخه کار اشتباهی کردیم؟اخه بگیم مرگ هم ناحقه کفر گفتیم

پاسخ دادن 0 1
مری

مری

منم مادرمو به تازگی از دست دادم تنها راه رهایی از این ناراحتی خودگشی همین

پاسخ دادن 0 0
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف