بهتاش پایتخت

حقیقت فاش شده زندگی بهتاش پایتخت قبل معروف و پولدار شدن

تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۱/۱۶
کد مطلب : 105541
زمان مطالعه : 3 دقیقه

بهرام افشاری بازیگر نقش بهتاش در سریال پایتخت که در سالهای اخیر بسیار خوش درخشیده است از زندگی تلخ و سخت خود قبل از معروفیت صحبت کرد.

زندگی سخت و پرچالش بهتاش پایتخت در واقعیت

بسیاری از چهره های مشهور دنیا چون تام کروز، دی کاپریو، اسکارلت جوهانسون، رونالدو و... در خانواده‌های فقیر و با شرایط اقتصادی دشوار به دنیا آمده‌اند، اما با تلاش و درک درست از فرصت‌ها، توانسته‌اند دنیای خود را تغییر دهند و به موفقیت‌های عظیم دست یابند. بهرام افشاری بازیگر نقش بهتاش در پایتخت یکی از بازیگران ایرانی است که زندگی پرفراز و نشیبی را تجربه کرده و در خانواده‌ای فقیر بزرگ شده است.

بهرام افشاری
اوضاع غم انگیز زندگی بهتاش پایتخت قبل معروف و پولدار شدن

بهرام افشاری که این روزها به یکی از پولدارترین بازیگران سینمای ایران تبدیل شده، روزهای سختی را در کودکی از طلاق والدین گرفته تا بیماری پدر و... گذرانده است. بازیگر نقش بهتاش در سریال پایتخت 7 در خندوانه رامبد جوان درباره تنهایی و نبود مادرش در کودکی چنین گفت:

من بچه طلاقم ، مادرم زمانی که من دو سالم بود از پدرم جدا شد و من از تنهایی در زندگی خیلی اذیت شدم اما همیشه از مادرم تشکر میکنم و قدردان او هستم برای اینکه من را به دنیا آورد و زحمت های زیادی برای من کشید و دعای خیر او همیشه پشت سر من است. مادرم در همدان است و ما از طریق تلفن با هم در ارتباط هستیم.

باورتون میشه که بزرگترین آرزوی من در زمان نونهالی، نوجوانی و جوانی چی بود؟

این بود که یک بار بیام خونه و غذای خانگی بخورم.

کارگردان فیلم سینمایی هفتاد سی به جز طلاق و جدایی والدینش در دوره ای بیماری پدرش را نیز تجربه کرده است و عنوان نمود:

چون تک فرزند بودم تمام بار زندگی، بدبختی و ترس از دست دادن پدرم روی من سنگینی می کرد. سرمایه بابام یک سماور برقی و چند تا استکان جرم گرفته بود و هر موقع هم که میومدم خانه، آه و ناله‌اش ملودی زندگیم بود. من عاشق فیلم بودم چون باعث می‌شد اون ساعتی که غرق در فیلمم زندگی نکبت بارم رو فراموش کنم و احساس کنم آدم دیگری هستم.

وقتی غرق در فیلم می‌شدم یه چشمم به فیلم بود و یک چشمم به سرم شستشوی بابام که در روی برانکارد خوابیده بود. وقتی که غرق در فیلم می‌شدم یک چشمم به قهرمان داستان بود و یک چشمم به سرم شستشوی بابام.

یه روز دیدم که بابام نه چیزی می‌خوره و نه حرفی می‌زنه، رفتم از توی یخچال یه نوشیدنی براش بیارم تا رسیدم، دیدم بابام داره می‌لرزه من خیلی اون لحظه ترسیدم. رفتم همسایه‌ها رو صدا کردم، همسایه‌ها تا اومدن بابام رو دیدن به من گفتند که تو برو بیرون و یه هوایی بخور. من رفتم بیرون ولی دلم طاقت نیاوردم چون تکیه‌گاه من فقط بابام بود برگشتم درو وا کردم و دیدم بابام فوت کرده.

بازیگر طناز فیلم سینمایی فسیل درباره اهدای خون در عوض گرفتن پول چنین گفت:

من از بچگی بساط می‌زدم در خیابان،خیلی فقیر نبودیم ولی زندگی خوبی هم نداشتیم. اون زمان کیف زنانه می‌فروختم و هرچی در می‌آوردم، می‌رفتم کلوپ باهاش ویدیو کرایه می‌کردم با دوتا فیلم. بعد از فوت بابام بلیط گرفتم اومدم تهران خدا شاهده که لحظه‌ای که از اتوبوس پیاده شدم یه ساک داشتم و ۵۰ هزار تومان پول.

یه بار خیلی بی پول بودم از اون روزایی که غرورت اجازه نمیده حتی هزار تومان از کسی قرض بگیری، تا اینکه شنیدم یه جا هست که ازت خون می‌گیره و به جاش ۳۰ هزار تومان بهت میده،رفتم. اون به خون من فکر می‌کرد و من به پولی که قراره از اون بگیرم، خون دادم، برگشت فکر کردم اومده پاکت پول بهم بده اما باز ازم خون گرفت یهو دستمو کشیدم کنار گفتم مگه چند بار خون می‌گیری ؟گفت ۶ بار چشمامو باز کردم دیدم حالم خرابه دور میدون انقلاب وایسادم یه پاکت پولم دستمه.

نظرات