مختار ثقفی

مختار ثقفی که بود و چه کرد؟ حقایق باورنکردنی از قیام و مرگ مختار

مختار ثقفی؛ مردی که با پرچم خونخواهی امام حسین (ع)، مسیری پررمز و راز و بحث‌برانگیز را در تاریخ گشود. در ادامه، با زندگی خانوادگی، چرایی قیام و لحظات سرنوشت‌ساز انتقام او آشنا شوید.

مختار ثقفی که بود؟

مختار بن ابی‌عبید ثقفی پسر ابی‌عبید بن مسعود بن عمرو بن عوف بن عقده بن قسی بن منبّه بن بکر بن هوازن ثقفی از فرماندهان بزرگ صدر اسلام بود. پدر مختار ثقفی در جنگ با ایران به شهادت رسید.( ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۵، ص۲۰۵.)

مادر مختار دَومَه دختر وهب بن عمر معروف به «دومة الحسناء» بسیار عفیف و پاکدامن بود و در مورد او سرزنش هیچ سرزنش کننده‌ای شنیده نشد. (بلاذری، احمد بن یحیی، انساب اشراف، ج۶، ص۳۷۵.)

زندگی نامه مختار ثقفی

مختار ثقفی اهل کجا بود؟

مختار اهل طائف واز قبیله ثقیف بود. او سال اول هجری در مدینه متولد شد و رشد و نمو یافت. (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴۵، ص۳۵۰)

پس از شهادت پدر، تحت سرپرستی عمویش «سعد» قرار گرفت و پس از به خلافت رسیدن علی (علیه‌السّلام) و برگزیده شدن سعد بن مسعود ثقفی (عموی مختار) از سوی آن حضرت به استانداری مدائن، مختار نیز همراه عمو، راهی مدائن گردید. (ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، مقدمه، ص۳۵.)

مختار پس از شهادت امام علی (علیه‌السّلام) در کوفه به بصره رفت و مدتی را در آن‌جا ساکن بود.( عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۷۷.)

چرا به مختار، کیسان می گفتند؟

کنیه مختار، ابواسحاق و لقبش کَیسان (زیرک و باهوش) بود. از اصبغ بن نباته نقل شده هنگامی که مختار کودک بود، امام علی(ع) او را بر زانوی خود نشاند و وی را کَیِّس خواند.( کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۱۲۷.)

همسران مختار

مختار دارای چهار همسر به نام های ام‌‌ثابت دختر سمرة بن جندب،عمره دختر نعمان بن بشیر،ام‌زید الصغری دختر سعید بن زید بن عمروو ام‌ولید دختر عمیر بن رباح بود.

همسران مختار

مختار ثقفی چند فرزند داشت؟

محمد، اسحاق، ام‌سلمه، ابوالحکم، جبر، امیة، بلال و عمر فرزندان مختار بودند.

مختار ثقفی چگونه آدمی بود؟

در روایتی از امام باقر (علیه‌السّلام) آمده است که فرمود:«به مختار ناسزا نگویید، زیرا او بود که قاتلین شهدای ما را کشت و انتقام خون ما را از دشمنان گرفت و در تنگدستی به ما کمک مالی کرد.»( حلی، ابن داود، رجال ابی داود، ص۲۲۷)

چرا مختار در کربلا حضور نداشت؟

پـس از آن کـه مـسـلم بـن عـقیل وارد کوفه شد، مستقیما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامی داشت و رسما از او اعلام حمایت و پشتیبانی کرد.( الارشاد، ص 205؛ تاریخ طبری، ج 5، ص 355)

با ورود مزوّرانه ابن زیاد به کوفه و بر هم ریختگی اوضاع، مسلم بـه خـانـه هـانـی بـن عـروه نقل مکان کرد و مختار به منطقه خطرنیّه و اطراف کوفه برای جمع آوری افراد و گرفتن بیعت برای مسلم حرکت کرد. هنگام دستگیری مسلم و هانی، مختار در کوفه نبود و زمانی که خبر ناگوار دستگیری مسلم را شـنید، بـا جمعی از افراد و یارانش به کوفه آمد.

پس از دستگیری مختار، ابن زیاد عصای خود را محکم به صورت مختار کوبید، به طوری که از نـاحیه یک چشم صدمه دید و سپس او را به زندان انداخت. مختار همچنان در زندان بود تا امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسید.( انـسـاب الاشـراف، ج 6، ص 376- 377)

ظاهر مختار ثقفی

آزادی مختار از زندان

مختار بعد از واقعه کربلا با وساطت عبدالله بن عمر نزد یزید آزاد شد، زیرا صفیه بنت ابوعبید همسر عبدالله بن عمر، خواهر مختار بود. عمر پس از آزادی با مختار شرط کرد که تا سه روز فرصت دارد که از کوفه خارج شود، در غیر اینصورت خونش به هدر می رود. (المنتظم،ج 6،ص:29)

قیام مختار

هنگامی که سپاه یزید برای محاصره مکه و عبدالله بن زبیر حمله کرد، مختار به کمک عبدالله رفت، اما زمانی که عبدالله ادعای خلافت کرد از او جدا شده و به سوی کوفه حرکت نمود تا مقدمات قیام خود را فراهم کند.(آفرینش و تاریخ/ترجمه، ج 2، ص:910)

در بازگشت سران شیعه از مدینه به کوفه، مختار در جمع آنان اعلام کرد:مرا در جنگ با قاتلان اهل بیت و خونخواهی امام حسین(ع) یاری کنید. (تاریخ طبری، ج 6، ص 15؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 215)

در ملاقات نمایندگان شیعیان عراق با محمد حنفیّه و امام سجاد(ع) در حجاز، آنان اظهار داشتند که مختار ما را به خونخواهی شما دعوت کرده است. امام و محمد حنفیّه در پاسخ آنان، اظهار داشتند که ما خواهان این کاریم و بر مردم واجب است او را یاری دهند.(بحارالانوار، ج 45، ص 365)

قیام مختار برای خونخواهی امام حسین

شعار قیام مختار

مختار در روز چهاردهم ربیع الاول سال 66ه.ق قیام خود را با شعار "یالثارت الحسین" آغاز کرد.(تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن، ج 2، ص:44).

شیعیان کوفه نیز همراهی خود را با مختار اعلام کردند. مختار به همراه یاران خود شمر بن ذی الجوشن، خولی بن یزید، عمر بن سعد را به قتل رساند. در این قیام ابراهیم بن مالک اشتر فرماندهی لشکر مختار را برعهده داشت. ابراهیم بن مالک اشتر فردی بود که عبیدالله بن زیاد را در موصل به قتل رساند. ( أسدالغابة،ج 4،ص:347 )

با قیام مختار، شمار زیادی از افراد به بهانه شرکت مستقیم یا غیرمستقیم در نبرد با حسین کشته شدند؛ در حالی که ده هزار نفر از اهالی کوفه نیز به بصره گریختند. او خانه بسیاری از فراریان را ویران کرد. این رویدادها باعث کاهش پشتیبانی اعراب از مختار شد.

شعار قیام مختار

چرا امام سجاد با قیام مختار مخالف بود؟

برخی گزارش‌ها از موضع منفی امام سجاد(ع) نسبت به مختار حکایت دارد اما آیت‌الله خویی و مامقانی ، قیام مختار را با اذن یا تأیید امام سجاد(ع) دانسته‌اند.

نقل شده است که گروهی از بزرگان کوفه درباره قیام مختار از امام سجاد(ع) پرسیدند و آن حضرت آنان را به محمد بن حنفیه ارجاع داد و از وی خواست درباره این موضوع تصمیم بگیرد. در این روایت، امام سجاد(ع) حمایت از کسی را که برای دفاع از اهل‌بیت(ع) قیام کند، شایسته دانسته است.( مجلسی، بحار الانوار، ج‌۴۵، ص۳۶۵ )

پس از کشته‌شدن عبیدالله بن زیاد، مختار سر او را نزد امام سجاد(ع) فرستاد. در برخی منابع آمده است که امام سجاد(ع) با دیدن آن، سجده شکر به‌جا آورد و بنی‌هاشم لباس‌های عزا را که پس از شهادت امام حسین(ع) پوشیده بودند، کنار گذاشتند.( قمی، تتمّة‌ المنتهی، ۱۳۹۷ق، ص۸۵-۸۶.)

اشتباه مختار چه بود؟

سپاهیان مصعب بن زبیر با لشکری عظیم از بصره راهی کوفه شدند تا مختار را سرکوب کنند. مختار سپاهی 60 هزار نفری با فرماندهی بن شمیط فراهم کرد.

بن شمیط پیش از آغاز جنگ «مذار» به تحریک ابن وهب (فرمانده جناح چپ) دستور داد که ایرانیان از اسب پایین آمده و پیاده بجنگند. ابن وهب به بن شمیط گفت که در صورت سخت شدن جنگ، ممکن است ایرانیان فرار کنند. به همین دلیل، بهتر است پیاده بجنگند. با پیاده شدن ایرانیان که در اسب سواری مهارتی بالا داشتند، سپاه مصعب دست برتر را پیدا کرد و سپاه مختار شکست خوردند.

بعد از شکست در مذار، نیروهای مختار در «حرورا» نیز شکست خوردند و مختار مجبور شد به کاخ کوفه عقب نشینی کند.

مختار بن ابو عبید ثقفی (ابواسحاق)

مختار ثقفی چگونه کشته شد؟

مختار 18 ماه در کوفه حکومت کرد و در این دوران با سه گروه مروانیان در شام و آل زبیر در حجاز و اشراف کوفه جنگید و سرانجام در 14 رمضان سال 67ق در حالی که 67سال داشت به دست مصعب بن زبیر به شهادت رسید.( أسدالغابة،ج 4،ص:347 ؛ المعرفة و التاریخ،ج 3،ص:330)

مصعب پسر زبیر دستور داد تا دست مختار را قطع کرده و از دیوار مسجد کوفه آویزان کنند. هنگامی که حجاج بن یوسف بر کوفه مسلط شد چون هر دو از قبیله ثقیف بودند دستور به دفن آن داد. ( الکامل،ج 4،ص:275 )

پس از مختار هزاران نفر از طرفداران او که در قصر محاصره شده بودند تسلیم شدند، اما مصعب دستور قتل عام آنها را داد. این جنایت به اندازه ای وحشتناک بود که عبدالله بن عمر، با دیدن مصعب گفت:اگر این افراد، گوسفندان پدرت بودند، باز هم نباید این کار را انجام می دادی.(أنساب الأشراف،ج 6،ص:445)

مزار مختار ثقفی

آرامگاه مختار ثقفی

پس از شهادت مختار توسط مصعب بن زبیر، جسد پاک او در دیوار قصر الاماره نزدیک مسجد مدفون شد. این قبر سالها مخفی بود تا زمانی که آیت الله العظمی سید مهدی بحر العلوم در زمان خود به جستجو و آشنایی با آثار و محراب های مسجد پرداخت.او دستور داد تا مسجد کوفه با خاک پاک مدفون شود زیرا زمین مسجد پائین تر از اراضی دیگر بود، در نتیجه آب های سطی وارد مسجد می شدند. با دستور آیت الله بحر العلوم زمین مسجد کوفه که عمق آن مساوی مقام پیامبر وخانه حضرت نوح بود با خاک پاک پرشد تا از آلودگی ها در امان نگه داشته شود در جای همان محراب ها بر روی خاک محراب های جدید ساخته شد همانگونه که اکنون هم نمایان است.

در این جستجوها، قبر پنهان شده ای یافته شد که جایگاه آن قبر انتهای راه رو در زیر زمین و به طرف خارج مسجد به سمت قصر الأماره بود و بر آن قبر سنگی یافتند که روی آن نام و لقب مختار نوشته شده بود. پس از یافتن قبر, (محسن الحاج عبود شلاش ) ساخت حرم جدید و بزرگی برای مختار را بر عهده گرفت و آن را به رواق حرم حضرت مسلم از سمت جنوب ملحق کرد.او برای قبر پنجره آهنین قرار داده و درب راهرو که در گوشه مسجد کوفه قرار داشت را مسدود کرد.

علامه امینی به نقل از کتاب مزار شهید، زیارت نامه ای برای مختار ثقفی نقل می کند که مشخص می شود قبر مختار از دیرزمان، مورد علاقه شیعیان و آزادمردان بوده و ابن بطوطه نیز در سفرنامه خود به آن اشاره کرده است.(رحله، ابن بطوطه، ص 232)

ضریح مختار ثقفی

انتقام مختار ثقفی را کی گرفت؟

دو روایت درباره کشته شدن مصعب بن زبیر قاتل مختار وجود دارد.

  1. پس از شهید شدن مختار ثقفی، حجاج ابن یوسف از طرف عبدالملک مروان به نیت جنگ با مصعب به عراق لشکرکشی کرد و ابراهیم در این جنگ کشته شد و سپاه مصعب در هم شکست. یاران مصعب او را تنها گذاشتند و در حالی که مصعب در خیمه‌اش تنها بود سربازان عبدالملک غافلگیرش کردند و او را کشتند. و سربازان سرش را برای عبدالملک ابن مروان بردند.( تاریخ ابن اثیر جلد ۱۲ صفحه ۲۳۱)
  2.  در تاریخ طبری جلد ۵ صفحه ۹ نقل شده پسر عموی مختار زائدة بن قدامه انتقام مختار ثقفی را می‌گیرد‌. او ۵ سال پس از شهادت مختار، با سپاه عبدالملک به جنگ با مصعب می رود. هنگام نبرد مصعب تیر می‌خورد و سخت زخمی می‌شود. زائده او را می‌بیند و با نیزه مصعب را به هلاکت می‌رساند و فریاد یالثارات المختار را سر میدهد. بعد از کشته شدن مصعب توسط زائده بن قدامه فردی به نام عبیدالله بن زیاد بن زبیان از اسب پیاده شده و سر مصعب را از تنش جدا می‌کند. سپس در او را به نزد عبدالملک مروان می‌برد.