فال حافظ

داستان فال حافظ چیست و اولین فال حافظ را چه کسی و کجا گرفت؟

در مقاله پیش رو، می‌خوانید که فال حافظ از چه زمانی میان مردم رواج پیدا کرد و چرا لقب لسان‌الغیب به حافظ رسید.

اولین فال حافظ را چه کسی گرفت؟ داستان شکل‌گیری یک سنت دیرینه ایرانی

فال حافظ یکی از دوست‌داشتنی‌ترین سنت‌های فرهنگی ایرانیان است که با شعر، امید و جست‌وجوی نشانه‌ای برای پاسخ به پرسش‌های زندگی پیوند خورده است. بسیاری از ایرانیان و فارسی‌زبانان با نیتی مشخص دیوان او را می‌گشایند و از شعر پیش روی خود برداشتی متناسب با شرایط زندگی‌شان پیدا می‌کنند. این رسم که به نام فال حافظ شناخته می‌شود، آمیزه‌ای از ادبیات، فرهنگ عامه و باورهای دیرینه مردم است.

اما داستان فال حافظ چیست، این رسم از چه زمانی آغاز شد و اولین فال حافظ را چه کسی گرفت؟ در این مطلب، با تاریخچه فال حافظ، روایت‌های مشهور درباره نخستین فال و جایگاه این سنت در فرهنگ ایرانی آشنا می‌شویم.

اولین فال حافظ را چه کسی و در چه زمانی گرفت؟

پاسخ قطعی و مستندی برای این پرسش وجود ندارد. منابع تاریخی، نام فرد مشخصی را به‌عنوان نخستین کسی که با دیوان حافظ فال گرفت، ثبت نکرده‌اند. بااین‌حال، روایت‌های مشهوری درباره آغاز این سنت وجود دارد که یکی از شناخته‌شده‌ترین آن‌ها به ماجرای خاکسپاری حافظ در شیراز مربوط می‌شود:

حافظ در قرن هشتم هجری زندگی می‌کرد و پس از درگذشت او، درباره محل دفنش اختلاف‌نظرهایی شکل گرفت. بنا بر روایتی که در برخی منابع تاریخی و نوشته‌های مربوط به زندگی حافظ نقل شده است، گروهی از مخالفان با خاکسپاری او مخالفت کردند؛ در مقابل، دوستداران و طرفداران شاعر بر جایگاه معنوی و ارزش ادبی آثارش تأکید داشتند.

گفته می‌شود برای حل این اختلاف، تصمیم گرفتند به دیوان حافظ تفأل بزنند. پس از گشودن کتاب، غزلی پیش روی آن‌ها قرار گرفت که با این بیت‌ها شناخته می‌شود:

«مکن به نامه سیاهی ملامت من مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت»

و در ادامه:

«قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت»

این ابیات به‌عنوان نشانه‌ای موافق با خاکسپاری شاعر تعبیر شدند و در روایت مشهور، اختلاف‌نظرها به این ترتیب پایان یافت.

تفال به دیوان حافظ بین مردم از کجا شروع شد؟

برای بررسی تاریخچه فال حافظ واقعی باید میان زمان زندگی شاعر و دوره رواج فال‌گیری با دیوان او تفاوت قائل شد. حافظ در قرن هشتم هجری می‌زیست، اما شکل‌گیری و گسترش رسم تفأل به اشعار او فرایندی تدریجی بود که پس از درگذشتش ادامه پیدا کرد.

یکی از قدیمی‌ترین منابعی که به فال گرفتن با دیوان حافظ اشاره کرده، کتاب «دیار بکریه» است که حدود ۷۵ سال پس از درگذشت حافظ نوشته شده و نویسنده آن هنگام شرح لشکرکشی جهانشاه میرزا به شیراز، به نمونه‌ای از تفأل به دیوان این شاعر اشاره می‌کند. این گزارش نشان می‌دهد که رسم فال حافظ، برخلاف تصور برخی افراد، پیشینه‌ای چندصدساله دارد و مدت‌ها پس از درگذشت شاعر در میان مردم شناخته شده بود.

در ادامه، سه داستان تاریخی که در برخی منابع ذکر شده و نشان می‌دهد فال حافظ از قدیم‌الایام رایج بوده است را می‌خوانید.

1. فال حافظ و شاه اسماعیل صفوی

شاه اسماعیل پس از ورود به شیراز، به پیشنهاد یکی از اطرافیانش تصمیم گرفت برای تعیین سرنوشت آرامگاه حافظ از دیوان او فال بگیرد. گفته می‌شود در آن زمان، یکی از افراد متعصب درصدد بود شاه را به تخریب آرامگاه شاعر ترغیب کند؛ اما یکی از نزدیکان شاه پیشنهاد داد پیش از هر اقدامی، دیوان حافظ را بگشایند و به شعر آن تفأل بزنند.

شاه اسماعیل این پیشنهاد را پذیرفت. پس از گشودن دیوان، این بیت پیش روی آنان قرار گرفت:

«جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهم و سوگند می‌خورم»

در روایت نقل‌شده، این شعر به نشانه‌ای تعبیر شد که شاه را از تخریب آرامگاه حافظ منصرف کرد. هرچند نمی‌توان تمام جزئیات این حکایت را بدون بررسی اسناد تاریخی قطعی دانست، نقل چنین داستان‌هایی نشان می‌دهد که دیوان حافظ از گذشته‌های دور، فراتر از یک اثر ادبی، در باورها و سنت‌های مردم ایران جایگاه ویژه‌ای داشته است.

انشا در مورد فال حافظ

2. فال حافظ و احمدشاه درانی

در میان حکایت‌های تاریخی مربوط به فال حافظ، داستانی نیز درباره احمدشاه درانی، فرمانروای افغان، نقل شده است. بر اساس این روایت، هنگامی که احمدشاه قصد لشکرکشی به مناطق عراق، آذربایجان و فارس را داشت، گروهی از مردم خراسان او را به تفأل به دیوان حافظ تشویق کردند تا با گشودن کتاب، نشانه‌ای درباره سرانجام لشکرکشی خود بیابد.

گفته می‌شود غزلی که پیش روی او قرار گرفت، این بیت مشهور را در خود داشت:

«عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است»

مضمون این شعر با اهداف نظامی احمدشاه ارتباط داده شد و سردارانش آن را نشانه‌ای امیدوارکننده برای پیروزی تعبیر کردند. در ادامه این حکایت آمده است که آنان با خوش‌بینی به ادامه لشکرکشی، حرکت خود را از سر گرفتند و راهی هرات شدند.

3. فال حافظ و نادرشاه افشار

روایت دیگری نیز درباره نادرشاه افشار وجود دارد. بنا بر این حکایت، نادرشاه هنگام تعقیب نیروهای افغان وارد شیراز شد و برای آگاهی از سرانجام ادامه جنگ، به آرامگاه حافظ رفت و از دیوان او فال گرفت. گفته می‌شود همان بیت مربوط به عراق، فارس، بغداد و تبریز برای او آمد؛ شعری که با توجه به شرایط آن زمان، به نشانه‌ای برای ادامه فتوحات تعبیر شد.

چرا حافظ را لسان‌الغیب می‌نامند؟

یکی از لقب‌های مشهور حافظ، «لسان‌الغیب» است؛ عبارتی که معمولاً به معنای «زبان غیب» ترجمه می‌شود. این لقب در فرهنگ عمومی علاوه‌بر حکایت معروف خاکسپاری حافظ، با این باور پیوند خورده است که اشعار حافظ می‌توانند به پرسش‌های پنهان ذهن انسان پاسخ دهند یا نشانه‌ای برای آینده باشند.

البته محبوبیت این لقب را باید در چارچوب جایگاه ادبی و معنوی حافظ و باورهای فرهنگی مردم بررسی کرد. غزل‌های او سرشار از استعاره، کنایه و مفاهیم عرفانی هستند و همین چندمعنایی بودن، امکان برداشت‌های گوناگون را فراهم می‌کند.

آیا تفال پیش از دیوان حافظ وجود داشت؟

بله، رسم تفأل و جست‌وجوی نشانه در میان نوشته‌ها و کتاب‌ها، قدمتی بسیار بیشتر از فال حافظ دارد. انسان‌ها از گذشته‌های دور برای یافتن پاسخی به پرسش‌های خود و کاهش نگرانی درباره آینده، به روش‌های گوناگون فال‌گیری روی می‌آوردند. استفاده از کتاب برای تفأل نیز در فرهنگ‌های مختلف رواج داشته و به ایران محدود نبوده است.

  • تفال در فرهنگ‌های دیگر: در دوران باستان و قرون وسطی، گاهی از آثاری مانند «ایلیاد» هومر و «انئید» ویرژیل برای تفأل استفاده می‌شد. در یکی از شیوه‌های رایج، فرد با چشمان بسته بخشی از کتاب را به‌صورت تصادفی انتخاب می‌کرد و آن را متناسب با پرسش یا نیت خود تفسیر می‌کرد.
  • فال گرفتن با آثار شاعران ایرانی: در فرهنگ ایرانی نیز استفاده از دیوان شاعران برای تفأل، پیشینه‌ای طولانی دارد. پیش از آنکه فال حافظ به شهرت گسترده امروزی برسد، آثار شاعرانی مانند فردوسی، کمال‌الدین اصفهانی، سعدی و مولانا نیز می‌توانستند زمینه‌ای برای تفأل و برداشت‌های شخصی فراهم کنند.