برو به :
نمناک بهداشت و سلامتسلامت روان نشانه های افسردگی چیست؟
افسردگی ، علائم افسردگی
محققان تاکنون موفق به کشف چندین نشانه افسردگی شده اند، این یافته کمک فراوانی به افراد برای آگاهی از وجود این بیماری در خود می کند.درسایت نمناک بررسی بیشتری خواهیم کرد.
بازدید : 98,389 نفر

نشانه های افسردگی کدامند؟؟

  1)خلق و خوی افسرده.

      برای اطلاق افسرده بودن به فرد، او باید تمام روز و تقریباً هر روز این حالت را داشته باشد. این خلق و خوی افسرده توسط خود شخص با احساس اندوه، پوچی و افسردگی           حس می شود یا توسط اطرافیانش مشاهده می گردد. در میان کودکان یا بزرگسالان، این خلق و خو می تواند با تندخویی بروز پیدا کند.

  2) بی علاقگی یا لذت نبردن از فعالیت هایی  فیزیکی که معمولاً لذت بخش و جالب اند.

     این نشانه هر روز و عملاً برای تمامی فعالیت ها دیده می شود.

  3) حس خودکم بینی یا احساس گناه بیش از حد و نامتناسب واحساس بی ارزش بودن.

     این احساس تقریباً همیشه و تقریباً هر روز حضور دارد.

  4) داشتن ایدۀ خودکشی به طور مکرر، خواه با نقشه یا بدون نقشۀ دقیق یا با اقدام به خودکشی

     فکر به مرگ (مثلاً گفتن «من ترجیح می دهم که مرده باشم») نیز از این دسته محسوب می شوند.

  5) مشکلات خواب. ممکن است به شکل بی خوابی یا پرخوابی بروز کند.

     این مشکلات هر روز در میان افراد افسرده دیده می شود.

  6) آشفتگی یا کندشدن روانی_ حرکتی.

     این نشانه نیز هر روز حضور دارد که یا توسط خود فرد افسرده گزارش می شود یا اطرافیانش مشاهده می کنند. در افسردگی، حرف فقط بر سر یک احساس بی قراری یا            کندشدگی ساده نیست، بلکه این آشفتگی یا کندشدگی قابل ملاحظه و مشهود است.

  7) مشکلات اشتها که هم به شکل بی اشتهایی و کاهش وزن و هم بالعکس

      با افزایش اشتها و اضافه شدن وزن می تواند روی دهد. این مشکلات بدون رژیم گرفتن به وجود می آیند.

  8) مشکلات تمرکز.

     این مورد اغلب با مشکل در اندیشیدن و حتی تردیدهای تکراری ظاهر می شود. پدیده ای قابل مشاهده و روزانه است و تنها احساس عدم موفقیت در متمرکز شدن نیست.

   9)احساس روزانه خستگی یافقدان انرژی 

  10)بی علاقه بودن به استحمام

 افسردگی

برای مطرح کردن افسردگی با یک تشخیص جدی، باید حداقل 2 مورد از 4 مورد اول در شخص دیده شود. و در ادامه، در افسردگی حداقل 5 مورد از این10 معیار یافت می شوند.

اگر بادقت مطالب گفته شده را مطالعه کنید درتمامی موراد اصرار به مشاهده هر روزه ی این علایم بوده است چرا که گاهی اوقات افراد ممکن است به هر دلیلی در طول شبانه روز ساعت یا دقایقی بدخلق شده یا فسرده به نظر بیایند که به معنی این نیست که فرد افسرده است.

 اگر این موارد را درخود می بینید به خودتان کمک کنید که مهم ترین راه نیز همین است.برای درمان این بیماری روشهای دارویی و درمانهای غیر دارویی نظیر ورزش,تغییر روش کار وزندگی و...وجود دارد.

نشانه های افسردگی چیست؟

4.5496
منبع : سیمرغ-/ف
این مطلب مفید بود ؟ 451 45
برچسب ها :
نظر کاربران
مرتضی

مرتضی

هر 10 مورد رو دارم من

پاسخ دادن 26 8
س

س

دقیقا منم با سن کمی که دارم هر ۱۰ مورد رو دارم و دلیلش فقط و فقط و فقط آدم های اطرافم هستن.معمولا زمانی خوشحالم که تنها باشم ولی زمانی که یه نفر رو می بینم به حرف های چرتی که دیگران می زنند و مهم نبودن احساسات دیگران فکر میکنم و مخصوصا یک نفر رو پیدا نکردم که منو درک کنه و آرزوهایی که دارم هیچوقت عملی نمیشن و همیشه به جای آدم هایی که میخوام ببینم آدم های بی درک و احساسات می بینم هیچ دلیلی برای ادامه ی زندگی نمی بینم

پاسخ دادن 46 7
ناشناس

ناشناس

دقيقاحرف دلمو زدى منم دليل افسردگيم آدماى اطرافم هستن احساس ميکنم همه اذيتم ميکنن تو يه برزخ بدى هستم نه دلم ميخواد زندگی کنم نه بميرم خيلي خستم خيلى...

پاسخ دادن 20 1
ليندا

ليندا

ادم هاي اطراف شايد بي احساس يا بي منطق باشن ولى در نهايت اين ما هستيم كه سرنوشت خودمون رو رقم ميزنيم

پاسخ دادن 1 0
ف

ف

من هم مواردشو دارم

پاسخ دادن 5 5
آرزو

آرزو

منم5 ساله که همه این علائم رو دارم دیگه خسته شدم حسودیم میشه به آدمایی که شادن و از ته دل میخندن.کاش پایین مطالبتون یه روانکاوم معرفی میشد.

پاسخ دادن 16 3
پ

پ

منم تقریبا همه موارد رو دارم ولی خب دوست ندارم کسیم بفهمه .نمی دونم چیکار کنم واقعا ......

پاسخ دادن 7 2
ترانه

ترانه

منم همه موارد دارم و تنها دلیلشم اطرافیانم هستن مگه چقد یآدم ظرفیت داره من که خیلی جنگیدم اما حالارسیدم به بن بست

پاسخ دادن 5 1
عاطی

عاطی

منم خیلی جنگیدم..اما دیگه بریدم...یه شکست خورده که حالا یه افسره ی محضه

پاسخ دادن 3 1
Donya

Donya

منم عین تو ام همشم مطمئنم تقسیر خانوادمو اطرافیانمه ازشون داره بدم میاد

پاسخ دادن 2 1
محمد امین

محمد امین

منم مثل خودتون اما واقعا 95% بدبختیام مطمئنم از طرف خانوادم بود

پاسخ دادن 0 0
فاطمه

فاطمه

سلام خسته نباشی من همیشه توخونه هستم بیرونودوست ندارم ازشوهرموخانواده ام نفرت دارم دوست دارم تنهاباشم همیشه عصبی استرس دارم خواب که اصلاندارم همیشه ناامیدم اززندگی فقط گریه میکنم رهنماییم کنید

پاسخ دادن 18 0
نفس اقبالی

نفس اقبالی

من ۱ ساله ک ازدواج کردم اما بی خوابی های مکرر یا از خواب پریدن هرشب بی حوصلگی و روزانه گریه کردنم حتی شبانه جوریه ک دیگه همسرم از دستم عاصی شده حتی از همسرم متنفر شدم حداقل روز و شبم تمام با گوش دادن به اهنگای غمگین پر شده و گریه میکنم وحشتناک اضافه وزن پیدا کردم همسرم نمیتونه درک اینو داشته باشه ک واقعا حوصله هیچ و هیچ کسو ندارم اصلا بحثای روزانه دیگران برام مهم نیست و سرم تو لاک خودمه بار ها شده ک اطرافیانم در طول روز بغل دستم نشستن با من حرف میزدن و من متوجه نشدم و یا حتی صدام کردن اما اصلا متوجه نشدم

پاسخ دادن 3 2
سجاد

سجاد

اتفاقا این مسعله برا بعضیا مسخره میاد اکثرا میگن تو هیچیت نیس خودتو زدی به بیماری اینم برمیگرده به عدمه اطلاعاته کافی اشخاص من خودم دوسال پیش این بیماریرو داشتم اطرافیانم مسخره میکردن که این آزار دهنده تر از بیماریه ولی خدا به عموم عمره طولانی بده که عید دینی دوساله پیش رفتم خونشون فقط باهام یک ربع حرف زد چون شیخه هیپنوتیزمم میکنه کارش درسته واقعا از اون رو به این رو شدم یعنی تو مدت یک هفته این بیماریرو شکست دادم فقط کافیه بخوای اون مسائلی که بهت فشاره عصبی میاره تو ذهنت بلاک کنی کارش تمومه تو این شرایط هیچ موقع آهنگه غمگین گوش نده آهنگای شاد بزار حتی برقص ببین چقدر تو روحیت فرق میکنه به قرصا خودتونو عادت ندین احتمال داره قرص مصرف نکنین دو سه روز اذیت بشین ولی معده تونو از مواده شمیایی نجات دادین اگه تونستین مسافرت کنین یا سعی کنین زندگیتونو تغییر بدین

پاسخ دادن 1 0
Donya

Donya

من نه موردش رو دارم چهارده سالمم هست چیکار کنم الان؟

پاسخ دادن 6 1
آرميتا

آرميتا

من ١٤ سالمه .. توي ي خونه سرد بزرگ شدم .. ٩ مورزم از ده تا دارم . هنه تو حال خودشونن سرشون تو لاك خودشونه .. دوستام همه رو اعصابمن .. بابام خوابه و مامانمم تا باهاش حرف ميزنم يا جوابي نداره يا ميگه به من چه انگار منو از سر راه اوردن .. به خاطر مشكلات اطرافيانم و گذشته تلخ و كثيف خانوادم من افسرده شدم .. به خاطر اين كه هيچ دركي از عاطفه ندارم نه كسيو دوس دارم نه كسي منو ... شدم ي ادم تنها و افسرده كه ي سريال تخيلي كه شايد به نظرم مسخره باشرو ١٥ بار ميبينم .. مدرسه نميرم يا اگه ميرم نيستم تو فاز درس ... من تنها ترين ادمم .. تو زندگي هر كدوم از اطرافيانم ي نفر هست كه مهم تر از من باشه ... ماه هاس كه وقتي از مدرسه ميام عينه جنازه تا صبح فرداش مي خوابم .. بعد ميگن چرا ؟!

پاسخ دادن 6 1
Dela

Dela

منم 14 ساله همین حالت دارم وتمام گزینه ها رادارم ولی فکر می کنم فقط چیزی که مارا مثل اول می کند ایمان وامید به خداوند

پاسخ دادن 1 2
مبینا

مبینا

منم 14 سالمه و تقریبا میشه گفت هشت تا از این علائم رو تو خودم میبینم اما دلیل من با همه فرق داره الان سه ساله که پدرم مریضه سرطان مغز داره وهرروز حالش بدتره خیلی بده وقتی چشاتو باز میکنیو بیدار میشی پدرت رو تخت خوابیده باشه تا وقتی که با دل و جیگر پاره پاره بری و بخوابی لطفا براش دعا کنید یه روز هم نشده که با چشمای خیس نخوابم

پاسخ دادن 2 0
:((

:((

الهی بمیرم ...

پاسخ دادن 0 0
nazi

nazi

چه جالب همه اطرافیان وخونوادشون رومقصرمیدونن عین من که واقعا خونوادم مقصراباهرکارم مخالفن باایده هام باحرفام جلوی هرهدفی که داشتم روگرفتن والان یه افسردم که فقط نیگاه میکنم

پاسخ دادن 2 0
علی

علی

دقیقا...همیشه تا میام حرف بزنم یا محل نمیدن یا گیر میدن..همیشه میخوان مثل اونها باشیم ..از تنهایی موندم چه غلطی بکنم..........

پاسخ دادن 3 0
:/

:/

سلام من ۱۵سالمه و یکی از نزدیک ترین دوستای من حدودا بیشتر این موردارو داره من چه کمکی میتونم به دوستم بکنم که اونم نفهمه ک من متوجه افسردگی اون شدم؟لطفا بگین

پاسخ دادن 1 0
ش

ش

سلام من بعضی از علائم افسردگی دارم من بیشتر فکر خاطرات قدیم میاد تو سرم فکر مرگ تو سرمه احساس پوچی و نا امیدی دارم همیشه نگاه آدما میکنم حسرت می خورم دوکتور هم رفتم ولی فایده نداره فقط باید به خدا توکل کرد

پاسخ دادن 1 0
چه فرقى ميکنه اسمم

چه فرقى ميکنه اسمم

با وجود اينکه بهترين نمره رو هميشه داشتم و هيچ وقت امتحانامو خراب نکردم ولى مامان و بابام حتى حاضر نشدن يه حيوون خونگي کوچيک برام بگيرن... بهشون گفتم باشه نمره هام خوب شده هيچى نميخوام فقط يه خوکچه هندى(يه نوع جونده شبيه همستر) خيلى التماس کردم چون واقعا دلم ميخواست ولى آخرش فکر ميکنين مامانم چى گفت؟ : بيست گرفتى کارنامتو و نمره زبانت از همه بيشتره به من چه؟؟ زحمت کشيدى حالا انگار چى کار کرده.... هر کارى کردى واسه خودت کردى برام مهم نيست... از نزديک ترين دوستم جدا شدم فقط بخاطر خواسته مامانم که مدرسمو عوض کنم ...خيلى حس ميکنم افسرده شدم آخه دلم به چى خوش باشه؟

پاسخ دادن 0 1
nasrin

nasrin

بچه مگه ادم بخاطر حیون خونگی ناراحت میشه

پاسخ دادن 2 0
علی

علی

عینا همش رو دارم...هیچ وقت ازش در جایی حرف نمیزنم چون معمولا من رو آدم بی لیاقت میخونن که الکی ناراحتم. تمام عواملش اطرافم هست...همیشه حرفای خنده دار میزنم جلو بقیه که فکر کنن شاد هستم‌ ولی از درون پوسیدم...امثال ما هاخیلی وقته که مرده ایم

پاسخ دادن 3 0
من

من

هیییی آره واقعا.همه فکر میکنن خیلی شادم.اما...

پاسخ دادن 0 0
مهرداد

مهرداد

مهرداد هستم. 33 سال دارم. مجردم.من هم عمیقا احساس افسردگی دارم. از علایم یاد شده تقریبا همشون رو هر روز دارم به اضافه تپش قلب نفس گیر و اضطراب. خیلی هم به مردن فکر میکنم گاهی تبديل به آرزوم میشه و... به شدت از جمع گریزانم،حوصله هیچ کاری رو ندارم حتی تلفنم رو خیلی اوقات اجبارا جواب میدم و...

پاسخ دادن 1 0
صبا

صبا

منم علایم بالا تقریبا همش دارم دلیلش نمیدونم چیه.. دانشجو دکترا هستم مجردم و مدرس دانشگاه هستم بعضی وقتا حس میکنم شکست عشقی که تو زندگی داشتم دلیل اصلی همه این افسردگیهامه هشت سال از اون روزا میگذره و کسی که دوسش دارم چندماهیه سمت من برگشته ولی دلم خیلی وقت مرده.. حتی با کسی که اون همه دوسش داشتم نمیتونم ارتباط برقرار کنم و این منو بیشتر افسرده میکنه

پاسخ دادن 0 0
سپاسه

سپاسه

من همه علائمو دارم -_-

پاسخ دادن 0 0
سمیه

سمیه

برای خودم متاسفم . چون همه رو دارم. البته حس خودکشی ندارم خدارو شکر.

پاسخ دادن 0 0
عسل

عسل

منم تمامه اين علائم رو دارم ٣ ساله ازدواج كردم قبلا سره كار ميرفتم ولي الان يك سالي هست ديگه كار نميكنم و تو خونه ام همش تنهام شوهرم صبح ميره ١١ شب مياد خونه ديگه اصلا حواسش به من نيست من عاشقشم اما اون تمامه زندگيش فقط كارشه و فقط كار ميكنه و نميگه زنم اين همه ساعت تنها توي خونه داره چه بلايي سرش مياد دارم دق ميكنم هيچكس حرفمو نميفهمه همش غم دارم همش ناراحتم همش بغض دارم همش اشكام مياد خيلي خسته ام خيلي..شبا هم كه شوهرم مياد خونه نيم ساعت بعدش خوابش برده و من باز تنها ميشم و تا صبح نميتونم پلكامو رو هم بزارم من از همتون افسرده ترو داغون ترم هيچكسو ندارم هيچكس اونقد حالم بده كه فقط دلم ميخاد بميرم

پاسخ دادن 2 0
باران

باران

منم بعضي از اين علايم رو دارم و دليلش اطرافيانم هستن

پاسخ دادن 0 0
سارا

سارا

من چندتایی ازش علائم اش رو دارم،شکست خوردن ام تو کنکورم.شکست احساسی تورابطه ای که داشتم ،درس خوندن تورشته ای که دوسش ندارم،تنهایی ؛ینی کلن از خودمو زندگیم بدم میاد،کاش بمیرم راحت شم

پاسخ دادن 1 0
C.j.s

C.j.s

نميدونم ديگه چيكار كنم،،،همشو دارم،،،با اين كه 15 سالم هست،،،،،و الأمن در به در تو شيراز دنبال سيانور هستم،،،،

پاسخ دادن 0 0
nasrin

nasrin

من ۱۵ سالمه .منم تقریبا همشو دارم می خوام خود کشی کنم ولی میترسم از این که تو اون دنیا هم مثل این دنیا به خاطر این کارم پر از عذابو رنج باشه .اگه نظری دارین بگین من چیکار کنم؟

پاسخ دادن 0 0
سعید...

سعید...

سلام دوستم... خودکشی؟! ... یعنی واقعا جون عزیزت رو به همین مفتی میدی؟! ... تو تازه اول راهی... تنها راه خوب شدن حالت اینه که از اطرافیانت دل بکنی و فکر کنی هیچکدومشون نیستن... به جز خودت از هیچکس هیچ انتظاری نداشته باش ... به علاقه هات فکر کن... به توانایی هات... آدمی بشو که خودت عاشقش باشی... امتحان کن... قدم اول... آهنگی که حالت رو خوب میکنه گوش کن...

پاسخ دادن 0 0
 اکرم

اکرم

دوستان توجه کردید اکثر شما نوجون هستید این علایم در شما مربوط به سن و سالتون هست و گذراست زیاد خودتون رو نگران نکنید و به آینده ای روشن فکر کنید من هم دقیقا تو سن شما همین حالات رو داشتم اما دوستانی که توی سنین 25-30به بالا هستن حتما باید توی فکر تغییر نگرش یا تغییر روش زندگی باشن چون محیط رو ما نمیتونیم تغییر بدیم

پاسخ دادن 0 0
سعید...

سعید...

سلام... آفرین... کاملا حرفتون درسته... همه ی ما این دوران رو تجربه کردیم... خودکشی کردن بدترین راه ممکنه... چهل روز وقت بقیه رو بابت عزاداری میگیرید و بعدش تمااااام... انگار نه انگار که همچین آدمی وجود داشته قبلا ... پس لطفا راه بهتری رو انتخاب کنید

پاسخ دادن 0 0
مری

مری

سلام من هم تمام این علامت ها رو دارم خیلی کم میشه که بخندم یا اصلا نمیخندم به خودکشی هم خیلی فکر میکنم شاید یه روز این کارا انجام بدم خستم خیلی کاش خدا راحتم کنه بسمه

پاسخ دادن 0 0
soniya

soniya

سختیها میگذرن و بعد وقتی بهش فکر میکنی خنده ت میگیره حرف خودکشی رو دیگه به زبون نیار عزیزم

پاسخ دادن 1 0
ی

ی

خیلی بدم میاد از همه مخصوصا خانواده ام و دوستام هیشکی نیشت که درکم کنه هیشکی

پاسخ دادن 0 0
هانی

هانی

سلام دوستانم من حدود دو سال که ازدواج کردم و یه دختر دارم هفت ماهشه منم این نشونه ها رو چند تا شو دارم میتونم بگم بیشترشو همشم به خاطر کارایی که همسرم و خونوادش باهام کردن میدونید دوستانم من همیشه پناه میبرم به خدا به نماز باور کنید خیلی تسکین دهنده اس شاید ساعتها سر سجاده گریه کردم ولژ ارامش خاصی میگیرم پیشنهاد میکنم امتحان کنید دوستانم خودتون بابد به خودتون کمک کنید سعی کنید تو محیط های شاد قرار بگیرین موزیک غمگین گوش ندین .. با ادمایی که دایم سر کوبتون میکنن معاشرت نکنید ‌جواب میده امتحان کنید

پاسخ دادن 0 0
عدنان

عدنان

برگردین به خدا وسنت رسول الله بزرگترین روانشناس کتاب خدا دفترچه راهنمای انسان همون طور که برای استفاده بهتر از تلوزیون وچیزای دیگه دفترچه لازمه خداوند که خالق انسان است همه چیز رو بهتردر مورد حالاتانسان میدونه موسیقی فقط باعثغفلت انسا از خدا میشه.

پاسخ دادن 0 1
مريم

مريم

سلام دوستان هيج كدومتون اندازه من سختي نكشيديد من مادرم ام اس داره و پدرم جانباز ٧٥ درصد همه جوره مشكل داريم ولي ساختيم ولي الان دارن بازور شوهرم ميدن چون خودشون با اون خانواده راحتن من خاستكار زياد دارم ولي عاشق محمد مهديم خيليم دوسش دارم ولي پدرم چون ازم كوجيكتره نميده شب شيريني خورن وقتي نشونو دستم كرد اون پسره من فقط اشك ريختم برام دعا كنيد ديونه شدم افسردكي شديد دارم جند بارم تصميم گرفتم خودمو بكشم ولي نشد خواستم فرار كنم از خونه بابام زنجيرم كرده تو خونه مهمون يا اون پسره مياد بازم ميكنه اين انصاف نيست بدجور دارم توان مريضي پدرو مادرمو پس ميدم دعا كنيد تو رو به خدا قسم برام كه هر جه زودتر خدا ببرتم پيش خودش

پاسخ دادن 0 0
soniya

soniya

عزیزم شما میتونید از طریق قضایی اقدام کنید.و در ضمن میتونید بی علاقگیتون به اون مرد رو خیلی صریح به خودش و خانواده ش اطلاع بدید

پاسخ دادن 0 0
س

س

واقعا سایت نمناک حرف دلمو زد من هم تمام این علائم رو دارم و همش به خاطر اطرافیانمه

پاسخ دادن 0 0
ناشناس

ناشناس

من اوایل خیلی حالم خوب بود پرازانرژی مثبت .اماالان افسرده شدم همه مواردودارم هیچ چیزوهیچ کس نمیتونه حالموخوب کنه شباخواب ندارم .23سالمه مجردم .خانوادم درکم نمیکنن مخصوصاپدرم .بگین چیکارکنممم

پاسخ دادن 1 0
مهرناز

مهرناز

۲۹ سالمه مجرد.منم مثه شمام خانوادم بهم محل نمیذاره بعضی وقتا انگار اصلا منو نمیبینن فقط بخار یه اشتباه اونم ترک تحصیل بود که تقصیر خودشون بود هرچقدر میگفتم از رشته ام خوشم نمیاد انگار نه انگار نظر من اصلا واسشون مهم نبود فقط میگن هرچی خواهرت بگه دیگه نمیگن خودتم بزرگ شدی اختیار کاراتو داری

پاسخ دادن 0 0
arsalan

arsalan

سلام به تمامی دوستان عزیز ..خواهران وبرادرن ..ببینید دوستان درسته این علایم نشانه افسردیگیه .اما ملاک نیست که افسرده ایم وخودمونو تسلیم یه چند تا جملات عمومی کنیم.افسردگی بیماری نیست بلکه یه افکار منفی گرایی هستش که دا‌‌‌ءم داریم به خودمون ربط میدیم ..مثلا مشکلات خانوادگی..که خیلیا از این مشکل رنج میبرن .که ریشه ی ان دست کم گرفته شدن در داخل خانواده . ویا شخصی .تخیلی .اجتماعی.اعتقادی که منجر به افت ارزش و انرژی مثبت فردی میشه .بله مشکلات زیاده ..ولی نباید باعث بشه که روحیه خود رو از دست بدیم .و خودمونو تسلیم چند تخیلات که برای خودمون ساختیم قرار بدیم .بعضی وقتها یه مشکلاتی برای یه فرد ایجاد میشه که فرد خودش رو دست کم گرفته یا خودشو از جامعه و مردم دور میکنه ..ویا مشکلات روحی وعاطفی که باعث تنفر ویا سرزنش کردن خودش میشه.. من خودم یه زمونی همین مشکلات رو داشتم ..یعنی با همین جملات خودمو سرزنش میکردم و خودمو وابسته این جملات میدونستم .اما یه روزی با خودم فکر کردم ..یه جوری شد کلا فکر کردم که اخه چرااا چرا دارم با خودم اینطوری میکنم مگه من از دیگران چی کم دارم ..خیلی جملاتی زیبایی هی به با خودم فکر میکردم ..من تونستم با خدا باشم یعنی خودمو تنها نمیدیدم ..باور کنید فقط ایمان به خداااا..تونستم از همه چی بر بیام .. با الله باشین ..نمیدونم چطوری بگم ..ولی فقط الله ...آرامشش زندگیییی..خلاصه دوستان من هر چی میدونستم ..و تو دلم بود براتون گفتم .ان شاالله و به امید خدا شما هم این راهو در پیش بگیرین باور کنید نتیجه میگرید ..فقط نزارین خودتونو با دستای خودتون از بین ببرید..

پاسخ دادن 1 0
soniya

soniya

عالی بود دوستم.من دچار افسردگی شدید بودم و با همین جملات مثبت بدون پزشک حالم رو به بهبودیه و خدا رو شکر اعتماد به نفسم هم خیلی بهتر شده

پاسخ دادن 1 0
فاطمه

فاطمه

با سلام خدمت دوستان عزیز. من هم این علائم را دارم. ولی یک راه حل پیدا کردم، که آدمو از این رو به اون رو میکنه و واقعا اثر اعجاب انگیزی داره و تا زمانی که خودتون تجربه نکنید، این اثر رو درک نمیکنید...اونم "نماز شب" هست....

پاسخ دادن 3 0
عاطفه

عاطفه

من همه ی این علائمو دارم .

پاسخ دادن 0 0
I am alone

I am alone

من بعضی از این موارد رو دارم البته من عاشق تنهایی هستم اصلا پارک نمیرم با دوستام جایی نمیرم مهمونی نمیرم وقتی تو جمع هستم احساس خیلی وحشتناکی دارم همیشه هر ساعت میرم تو اتاقم یه گوشه میشینم تنها گریه هم میکنم اگه تنها نباشم میمیرم فقط تنها بودن منو از نظر روانی اروم میکنه

پاسخ دادن 0 0
سارا

سارا

توکلتون بخدا باشه واینو همیشه یادتون باشه ألا بذکرالله تطمئن القلوب

پاسخ دادن 0 0
ش

ش

من از تظاهر اینکه حالم خوبه و هیچیم نی خستممممممممممممم

پاسخ دادن 0 0
hanie

hanie

منم تقریباً همشو دارم من 21سالمه و از 17سالگی دارم کار میکنم و خرج خونه میدم خونوادم توقع دارند ازم همیشه من ازشون بدم میاد نمیدونم چیکار کنم.

پاسخ دادن 0 0
گیتی بدبخت

گیتی بدبخت

سلام من یک روحیه بسیار شاد داشتم به طوری که نمی تونستم راه برم میخواستم پرواز کنم . اما وقتی یه شوهر داشته باشی که جلوی دیگران خردت کنه و از نظر ظاهری بهت توهین کنه و تو را مرتب با یک حیوان بسنجه و هر بار تهدیدت کنه و از رفتارش بترسی و همش بدبین بهت باشه .مطمئنا فقط به فکر خودکشی هستی .هیچی مثل توهین وتحقیر من را نشکست.

پاسخ دادن 0 0
Sandy

Sandy

منم بیشتر این علائم رو دارم ولی بر عکس همه دلیلش خودمم

پاسخ دادن 1 0
Maryam...

Maryam...

24 سالمه،احساس بیهودگی،پوچی،تنهایی شدید میکنم،حس میکنم از زندگیم عقب افتادم،هرکیو میبینم به یه نحوی خودشو مشغول کرده،چه درسی،چه ورزشی،چه کاری،چه تفریحی.... اما من 24 ساعته تو اتاقمم ک حتی یه پنجره هم نداره... عین یه سلوله، پدرم از اون دسته پدراس ک محدود میکنه،من دختر با استعدادیم،تعریف نباشه ظاهر خوبی دارم اما به جرم اینکه دخترم... باید تو خونه بشینم،نه که کلا منعم کنه، من درسمو خوندم،اما تفریح کردن با دوستامو هیچوقت روی خوش نشون نداده،من با این سن هنوز در ارزوی آزادی و تفریح و شادیم... پدرم اگر هم مایل باشه جایی برم یا دانشگاس،یا محیط کاری یا علمی... چیزی تحت عنوان تفریح و نشست و برخاست با دوستا براش تعریف نشده..! از طرفی وضع مالیمون زیاد خوب نیس،من ارشد ژنتیک قبول شدم اما از سر نداری انصراف دادمو خونه نشین شدم،کارم دنبالش گشتم برای من نیس،باید دوره کار اموزی بگذرونم...دلم میخواد حداقل یه باشگاه برم ک حالمو خوب کنه،ک از این سلول بیام بیرون اما پدرم همیشه گفته ندارم،ندارم... هم محدودم هم بی پول...راهی نمونده واسم ک حالمو خوب کنه،میبینن ک تو خودمم،پکرم،نمیجوشم...اما یه دکتر روان شناس منو نمیبرن.! بیشتر از همه تنهایی کلافم کرده،از هیچ کی خوشم نمیاد،هیییچ پسری ب دلم نمیشینه،از همه بدم میاد،میرم بیرون حس میکنم با همه میخوام دعوا کنم،از مردم میترسم،گریزونم،دیگه از بیرون رفتن هم لذت نمیبرم،دلم میخواد کنج همین اتاق بی نورم باشم،احساس پیری میکنم،24 سالمه اما حس میکنم 74 سالمه،از دنیا عقب افتادمو حس میکنم دیگه برای من دیره... خواب هم ک ندارم تا 5 صبح بیدارم،دکتر بهم الپرازولام داد اما بازم تاثیر نداشت، از خودکشی میترسم اماااااا ب شدت ب مرگ فکر میکنم،حالم خیلی بده،حرف زیاده اما....

پاسخ دادن 0 0
ن. ی

ن. ی

اگر خانواده سخت گیری می کنند به این علت هست که از جامعه می ترسند و احساس می کنند امینیت کافی نیست و تا حدودی حق دارند . من هم یک پدرم و تا حدودی این احساس را دارم باید با پدرت صحبت کنی و یا یک بزرگتر را واسطه کنی تا با راهنمایی خانواده از معاشرت اجتماعی بهره بیشتر ببری و تفریح و ورزش کنی و با دوستات بیرون بری . کاری که من هم از دخترم دریغ کردم ( البته فقط بیرون رفتن با همکلاسی هاش )و الان فکر می کنم که زیاده روی کردم.

پاسخ دادن 0 0
مهم نیس

مهم نیس

من بیشتره این علائمو دارم .نمیخوامم کسی بفهمه ی مدت خوب بودم ولی باز برگشتم ب همون حالت اولیه خیلی ذهنم مشغوله نمیدونم چیکار کنم .تنها جایی ک ارامش دارم اتاقمه .جایی ک از همه جدا باشم

پاسخ دادن 0 0
علی

علی

من شدیدا احساس افسردگی میکنم

پاسخ دادن 0 0
dokhtar

dokhtar

من تمام حالتارو دارم و از وقتي كه وارد دبيرستان شدم و رشتمو انتخاب كردم حالم خيلي بد شده در حدي كه سره زنگاي شيمي و فيزيك خيلي عصبي ميشم و ميرم تو دسشويي گريه ميكنم اصلا حوصله ي هيچ كاريو ندارم ميخواستم سيگار بكشم كه شايد ارم تر شم ولي حتي ناي خريد سيگارم نداشتم دلم ميخواد مثل قبل بشه همه چي ارزومه

پاسخ دادن 0 0
ناشناس٣٤٥٦٧

ناشناس٣٤٥٦٧

سلام دوستان ، هميشه از كودكي از خانوادم بدم ميومد و خود سر و يك دنده بودم، وقتي موقع دانشكاه رفتنم شد جاي دور انتخاب كردم تا دور از اونا باشه هيچي از نظر ثروت واسم كم نزاشتن ولي از كودكي حس ميكردم كسي منو دوس نداره، تا اينكه به دلايل زيادي از اونجا اومدم و باز كنار خانوادم زندگي ميكردمو تو شهر خودم دانشجو شدم تازه داشت همه چي خوب پيش ميرفت كه يهو يكي از فاميلاي دورمون پسرش عاشقم شد اين قضيه ها واسه ٥،٦سال پيشه، نامزد كرديم با هم ، اما هر روزمون جنگ بود بهد از ٥ ماه تموم كردم باهاش، ناراحتي روحي شديدي رو گذروندم بعد از اون جريانات حس افسردگي و مرگ و هراس واي واقعا روزاي بدي بود دكتر رفتم دارو مصرف كردم، تا اينكه گذشت و ٢سال پيش با يكي دوس شدم هم من عاشقش بودم هم اون ، 1سال كه ازدواج كرديم ، در حال حاضر چيزاي زيادي باز در مورد شوهرم يا اطرافيانم هست كه باعث ميشه هر روز گريه كنم ميدونم خدا هواي همرو داره خودم نماز خونم خودم بهش اعتقاد دارم ولي واقعا زندگي بد تا ميكنه منم واقعا اين كمبود محبت رو حس ميكنم شوهرم از اون سبكاس كه بلد نيست چه جوري بايد زنداري كنه منم ديگه چقد خودم يادش بدم منم افسردم خيلي اوقات تصميم ميگيرم شاد باش و مسير زندگيمو عوض كنم اما باز ختم ميشه به گريه و زاري ، اخيرا هم با شوهرم بحثايي داشتيم كه خيلي .....

پاسخ دادن 0 0
داود

داود

من جز دو مورد (احساس خودکشی و عدم تمرکزحواسو ) بقیه رو دارم جای تاسف بخشی از افسردگی نسل دهه 60 مشکلاتی که به مرور زمان شدت گرفت واقعا افسردگی سرطان روح و

پاسخ دادن 0 0
نظر خود را بنویسید ...

توجه : ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

کد امنیتی
ارسال نظر
انصراف