خواجه شمسُالدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی که چندین لقب با عنوان های تَرجُمانُ الْاَسرار، لِسانُالْعُرَفا و ناظِمُالاُولیاء،لِسانُالْغِیْب، نیز را دارا می باشد.
بر اساس آمده ها حافظ شیرازی جوانی و همچنین اوایل نوجوانی خود را در نانوایی به عنوان شاگرد مشغول به کار بوده است.
اطلاعات بیشتر در ادامه :
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 45 دیوان حافظ :در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه غزل است جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است پیاله گیر که عمر عزیز بیبدل است
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 44 دیوان حافظ :کنون که بر کف گل جام باده صاف است به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 43 دیوان حافظ :صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است از صبا هر دم مشام جان ما خوش میشود آری آری طیب انفاس هواداران خوش است
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 42 دیوان حافظ :حال دل با تو گفتنم هوس است خبر دل شنفتنم هوس است طمع خام بین که قصه فاش از رقیبان نهفتنم هوس است شب قدری چنین عزیز شریف با تو تا روز خفتنم هوس است
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 41 دیوان حافظ :اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 40 دیوان حافظ :المنة لله که در میکده باز است زان رو که مرا بر در او روی نیاز است خمها همه در جوش و خروشند ز مستی وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 39 دیوان حافظ :باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفتهای کت خون ما حلالتر از شیر مادر است
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 38 دیوان حافظ :بی مهر رخت روز مرا نور نماندست وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 37 دیوان حافظ :بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 36 دیوان حافظ :تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست دل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 35 دیوان حافظ :برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست میان او که خدا آفریده است از هیچ دقیقهایست که هیچ آفریده نگشادست
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 34 دیوان حافظ :رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل لطیفههای عجب زیر دام و دانه توست
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 33 دیوان حافظ :خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که تو را هست با خدا کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 32 دیوان حافظ :خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست گشاد کار من اندر کرشمههای تو بست مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست
تعبیر و تفسیر کامل شعر و غزل شماره 31 دیوان حافظ :آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقهای در ذکر یارب یارب است