عروس قاتل

راز مخوف عروس قاتل لو رفت

تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۲۸
کد مطلب : 101214
زمان مطالعه : 3 دقیقه

مرد میانسال پس از مرگ پسرش به رفتارهای مشکوک عروسش پی برد و با مراجعه به پلیس، سرنخ یک جنایت هولناک را افشا کرد که منجر به تحقیق و بازداشت دو نفر شد.

ماجرای قتل هولناک همسر توسط پدرشوهر لو رفت

اوایل تابستان 1401، یک مرد جوان به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل شد و تنها چند ساعت بعد جان خود را از دست داد. پس از تایید فوت سروش به دلیل سکته قلبی، مراسم خاکسپاری و تدفین او انجام شد.

با گذشت تقریبی دو سال از این واقعه، پدر سروش به پلیس مراجعه کرده و ادعا کرد که پسرش به قتل رسیده است. او اظهار داشت که پس از فوت سروش، همسرش مینا با خانواده‌اش قطع رابطه کرده و هیچ‌یک از اعضای خانواده‌اش را نمی‌دیدند. پدر سروش همچنین به این موضوع اشاره کرد که سه ماه پس از فوت پسرش، مینا با مردی که ده سال از خودش کوچک‌تر است، ازدواج کرده و این ازدواج یک سال بعد از مرگ سروش رسمی شده است. این مسائل باعث شک او نسبت به مرگ پسرش شد.

پس از شکایت پدر سروش، بازپرس حمیدرضا کیاستی‌نیا دستور به آغاز تحقیقاتی درباره‌ی این موضوع صادر کرد. بررسی‌های اولیه حاکی از آن بود که مینا و همسر جدیدش از قبل با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند که این موضوع احتمال جنایت را تقویت کرد.

با توجه به فرضیه قتل، زن و مرد جوان دستگیر شدند و در ادامه‌ی بازجویی‌ها، مرد جوان به قتل شوهر مینا اعتراف کرد و گفت:«به مینا علاقه‌مند بودم و وقتی فهمیدم همسرش تمایلی به طلاق ندارد، تصمیم به قتل او گرفتیم. در شب حادثه به خانه سروش رفتم و سمی به نام سیانور در نوشابه ریختم. من عامل قتل سروش هستم و از این جنایت پشیمانم.»

تحقیقات کارآگاهان نشان داد که قرص‌های سیانور از یک فروشگاه تجهیزات پزشکی خریداری شده بودند. کارآگاهان پس از مراجعه به مغازه، متوجه شدند که فروشنده قرص‌ها را به زن جوانی فروخته که ادعا کرده بود دانشجو است و برای کارهای آزمایشگاهی به سیانور نیاز دارد.

با توجه به فروش غیرقانونی سیانور، دو فروشنده بازداشت شدند. سپس کارآگاهان به سراغ زن جوان رفتند و او پس از دو سال از وقوع قتل، اعتراف کرد که خودش قاتل شوهرش است و همسر فعلی‌اش به طور نادرست به قتل اعتراف کرده بود. بر همین اساس، به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران، دو متهم به اداره دهم پلیس آگاهی تحویل داده شدند و تحقیقات در این مورد ادامه دارد.

گفت‌وگو با زن جوان:

چرا شوهرت را کشتی؟
ما با هم مشکل داشتیم و او به طلاق راضی نمی‌شد. چند بار به خانه پدرم رفته بودم، اما به خاطر بچه‌ها برمی‌گشتم. تا اینکه تصمیم گرفتم همسرم را به قتل برسانم و برای این کار از سیانور استفاده کنم.

چطور با همدستت آشنا شدی؟
او عطاری داشت و وقتی برای خرید سیانور به او مراجعه کردم، به من شک کرد و قرص‌هایی با دوز کم به من داد که فقط حال همسرم را بد کرد. پس از آنکه برای اعتراض پیش او رفتم و درددل کردم، کم‌کم با هم آشنا شدیم.

نقش او در قتل چه بود؟
او مخالف قتل بود و می‌گفت که می‌توانیم فرار کنیم و بعد هم غیابی طلاق بگیریم، اما من اصرار داشتم که بایستی او را به قتل برسانیم. در نهایت من قرص را خریدم و او را کشتم.

چرا تصمیم به اعتراف گرفتی؟
وقتی فهمیدم او قتل را به گردن گرفته است، عذاب وجدان به سراغم آمد. تصور اینکه او به جای من مجازات شود، باعث شد تا راز جنایت را فاش کنم.

نظرات