قلعه الموت

ماجرای قلعه الموت از حسن صباح تا ثبت جهانی + مسیر رفتن و عجایب الموت

قلعه الموت کجاست؟ سفری به دژ نظامی حسن صباح و آشنایی با معماری شگفت‌انگیز آن و آخرین اخبار از ثبت این اثر باستانی در فهرست جهانی یونسکو.

قلعه الموت قزوین؛ از افسانه حسن صباح تا مسیر ثبت جهانی یونسکو

قلعه الموت یا قلعه حسن یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار تاریخی ایران است که با پیشینه‌ای پررمزوراز، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ و فرهنگ این سرزمین دارد. این دژ که در منطقه‌ای کوهستانی و صعب‌العبور در قزوین قرار گرفته، همواره مورد توجه پژوهشگران، گردشگران و باستان‌شناسان بوده است. بررسی تاریخچه قلعه الموت و اخبار مربوط به ثبت جهانی آن، می‌تواند نگاه روشن‌تری به ارزش تاریخی و اهمیت بین‌المللی این اثر برجسته ارائه دهد.

چرم نیاوران

داستان قلعه الموت و حسن صباح چه بود؟

نام حسن صباح و قلعه الموت با هم گره خورده است. او که در خانواده‌ای شیعه در قم به دنیا آمد، پس از تحصیل در نیشابور و پس از آنکه از دربار سلجوقیان و خواجه نظام‌الملک طرد شد، به مصر سفر کرد و در آنجا به جایگاه مهمی در آیین اسماعیلیه دست یافت.

او پس از بازگشت به ایران، تمام مناطق فلات را برای یافتن پایگاهی امن و مناسب جهت سازماندهی فعالیت‌هایش جستجو کرد و در نهایت در سال ۴۸۳ هجری قمری‌ (۱۰۹۰ میلادی) منطقه الموت را به عنوان بهترین مکان برای استقرار خود انتخاب نمود.

او حدود ۳۵ سال تا زمان مرگش در سال ۱۱۲۴ میلادی در این قلعه زندگی کرد و از آنجا رهبری پیروانش را برعهده داشت. حسن صباح به عنوان شخصیتی باهوش، سیاستمدار و رهبری توانا شناخته می‌شد و در برابر سلجوقیان و خلفای عباسی مقاومت کرد.

قلعه‌های اسماعیلیان سال‌ها تسخیر نشدند تا اینکه در دوره هولاکو و با توافقی که میان خواجه نصیرالدین طوسی و خورشاه، آخرین فرمانده اسماعیلیان، انجام شد، این حکومت به پایان رسید و بسیاری از پیروان آن بعدها به مذاهب دیگر گرایش پیدا کردند.

حسن صباح در قلعه الموت
حسن صباح قلعه الموت

قلعه الموت کجاست؟

قلعه الموت در شمال‌ غربی استان قزوین و در نزدیکی روستای گازرخان واقع شده است. قلعه الموت یکی از دیدنی‌های مهم قزوین است و هر سال گردشگران زیادی برای بازدید از این منطقه زیبا به قزوین سفر می‌کنند.

معماری و عجایب قلعه الموت

درباره سال ساخت قلعه الموت قزوین میان تاریخ‌دانان و باستان‌شناسان اختلاف نظر وجود دارد، اما اغلب آن را مربوط به اوایل دوره سلجوقی می‌دانند. دژ الموت قلعه‌ای روی صخره‌ای شیب‌دار است که روی کوهی با خاک سرخ، در زاویه‌ای حدود ۷۰ درجه قرار گرفته است.

دیوارهای قلعه هم بسیار محکم ساخته شده‌اند و شکل آن‌ها تا حد زیادی از فرم طبیعی صخره‌های کوه، با رنگ‌های سرخ و قهوه‌ای تیره، پیروی می‌کند. آب قلعه نیز از چشمه‌های کوهستانی تامین می‌شده و از طریق لوله‌کشی سفالی، از چشمه‌هایی مثل چشمه کلدر به داخل قلعه می‌رسیده است.

قلعه الموت از دو بخش اصلی شرقی و غربی تشکیل شده و هر بخش نیز قلعه بالا و پایین دارد که در گویش محلی به آن‌ها «جورقلا» و «پیازقلا» گفته می‌شود. این قلعه حدود ۱۲۰ متر طول دارد و عرض آن بین ۱۰ تا ۳۵ متر متغیر است.

بخش‌هایی از آن با سنگ و ملات گچ ساخته شده و هنوز قسمت‌هایی از دیوارها، اتاق‌های کنده‌شده در دل صخره، محل‌های نگهبانی، آب‌انبارها، آخور چارپایان و حوض‌های سنگی آن باقی مانده است و یکی از عجایب قلعه الموت به شمار می‌رود.

یکی از حوض‌های مهم قلعه در جنوب‌غربی قرار دارد که هنوز هم با بارندگی پر آب می‌شود و در کنار آن درخت تاک کهنسالی دیده می‌شود که مردم محلی آن را به حسن صباح نسبت می‌دهند.

قلعه الموت

گفته می‌شود بخش مهمی از این قلعه، محل اقامت ۳۵ ساله حسن صباح و مرکز هدایت پیروانش بوده است. همچنین در قسمت شرقی قلعه، نگهبانان و خانواده‌هایشان زندگی می‌کردند و میان قلعه بالا و پایین نیز میدانگاهی وجود داشته که امروز تنها توده‌هایی از سنگ و خاک، نشانه‌ای از ساختمان‌های ویران‌شده آن است.

تنها ورودی قلعه الموت در انتهای ضلع شمال‌شرقی، کمی پایین‌تر از برج شرقی قرار داشت؛ دقیقاً جایی که تونلی درون سنگ حفر شده بود، به طول ۶ متر، عرض ۲ متر و ارتفاع ۲ متر.

برای بالا بردن امنیت قلعه، در دامنه جنوبی کوه خندقی به طول حدود ۵۰ متر و عرض ۲ متر کنده بودند که آن را با آب جاری از داخل قلعه پر می‌کردند تا از آن سمت هیچ راهی برای نفوذ باقی نماند.

در بقیه دامنه‌ها نیز هر کجا که احتمال بالا رفتن مهاجمان وجود داشت، خندق‌هایی حفر کرده و دیوارهای بالای آن‌ها را به‌صورت مورب می‌ساختند تا عبور و حمله به قلعه تا حد امکان دشوار شود.

گنج های قلعه الموت

برخی معتقدند در این دژ گنج‌های فراوانی وجود دارد و به همین سبب در دوران قاجار، افراد زیادی به امید پیدا کردن گنج‌ها و دفینه‌های ارزشمند، دست به کندوکاوها و حفاری‌های گسترده در محوطه قلعه الموت زدند.

متأسفانه این جست‌وجوهای غیراصولی آسیب‌های بسیار شدیدی به بنا وارد کرد و در نهایت باعث ویرانی و نابودی بخش‌های زیادی از این دژ تاریخی شد.

قلعه الموت

نحوه رفتن به قلعه الموت

در حال حاظر برای بازدید از قلعه الموت باید از بیش از ۳۰۰ پله سنگی بالا بروید؛ البته افراد محلی در ابتدای مسیر کوهستانی، اسب و الاغ‌هایی را آماده کرده‌اند تا در صورت تمایل برای طی کردن راه به شما کمک کنند.

اگر از سمت تهران و کرج به طرف قزوین حرکت کنید، باید پیش از ورود به شهر قزوین وارد جاده فرعی الموت شوید. این مسیر تا نزدیک‌ترین شهر یعنی معلم‌کلایه حدود ۸۵ کیلومتر فاصله دارد، اما به دلیل کوهستانی، پیچ‌در‌پیچ و ناهموار بودن جاده، رانندگی در آن برای افراد ناآشنا ممکن است بیش از دو ساعت زمان ببرد.

ساعت بازدید از قلعه الموت

قلعه الموت هر روز هفته از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۷:۳۰ و در روزهای جمعه و تعطیلات رسمی از ساعت ۷ صبح تا ۱۷:۳۰ پذیرای بازدیدکنندگان است. این مجموعه تنها در ۶ روز از سال یعنی ۲۱ رمضان، ۲۸ صفر، تاسوعا و عاشورای حسینی، ۲۵ شوال و ۱۴ خرداد تعطیل است.

قلعه الموت
تصاویر قلعه الموت

قلعه الموت ثبت جهانی شد

در تاریخ 5 مرداد 1405 و طی چهل و هشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان کره جنوبی، «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.

این پرونده شامل هفت سازه تاریخی شامل الموت، لمبسر، نویذرشاه، شمس‌کلایه، قسطین‌لار، شیرکوه و ایلان بود که در دره‌های الموت شرقی و غربی و دامنه‌های جنوبی البرز پراکنده‌ شده‌اند.

این سازه باستانی افزون‌بر کارکرد سیاسی و نظامی، یکی از مراکز علمی برجسته عصر خود بود و نام اندیشمندانی چون خواجه نصیرالدین طوسی با آن پیوند خورده است.

ماجرای قلعه الموت و دکتر حمیده چوبک

ثبت جهانی قلعه الموت در یونسکو، اشک‌های دکتر حمیده چوبک را به یکی از پرمعناترین لحظات میراث فرهنگی ایران تبدیل کرد. اشک‌هایی که نه واکنش یک باستان‌شناس یا عضو هیأت اعزامی، بلکه حاصل سال‌ها کاوش، پژوهش، حفاظت و تلاش بی‌وقفه برای ثبت این اثر بود. او خود در این‌باره گفت:

«قلعه الموت را مثل یک بچه از دل خاک بیرون آوردم، بزرگش کردم و حالا در فهرست میراث جهانی بشر ثبت شده است.»

قلعه الموت و حمیده چوبک
عکس حمیده چوبک و قلعه الموت

ویدئوی کوتاه اشک شوق دکترچوبک در فضای مجازی بازنشر شد، کاربران با او همراهی کردند. این موج، فراتر از یک هیجان رسانه‌ای، نوعی قدردانی جمعی از پژوهشگری بود که بخش مهمی از عمر خود را وقف حفاظت از میراثی کرد که امروز جهانیان آن را به رسمیت شناخته‌اند.