زندگینامه عطار نیشابوری

زندگینامه کامل فریدالدین عطار نیشابوری + آثار، شغل و کتاب معروفش

زندگینامه عطار نیشابوری روایتگر زندگی پر فراز و نشیب عارفی بزرگ است که با آثار ماندگارش، به‌ویژه «منطق‌الطیر»، نام خود را در تاریخ ادبیات فارسی جاودانه کرد.

زندگینامه عطار نیشابوری و تاریخ روز بزرگداشت وی

فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به عطار نیشابوری یکی از شعرا و عارفان نام آور ایران و نویسنده آثار ارزشمندی چون منطق الطیر، مختارنامه و... است. به پاس بزرگداشت این شاعر و عارف بزرگ، 25 فروردین در تقویم ایران روز ملی عطار نام گذاری شده است.

به بهانه نزدیک شدن به روز بزرگداشت عطار و برگزاری برنامه های عطارشناسی در این روز، با زندگی پر فراز و نشیب او در این بخش از فرهنگ و هنر نمناک آشنا می شوید.

عطار نیشابوری که بود؟

فریدالدین ابو حامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری، یکی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است.

عطار نیشابوری که بود؟

تاریخ ولادت و محل تولد عطار

در تاریخ سال ولادت عطار اختلاف است. برخی سال ولادت او را 513 و بعضی سال ولادتش را 537 هجری.ق، می دانند. مکان ولادت عطار را قریه کدکن یا شادیاخ از توابع شهر نیشابور ذکر کرده اند.

عکس واقعی عطار نیشابوری؟!

متاسفانه تصویر نقاشی‌شده و عکس عطار نیشابوری در منابع معتبر تاریخی وجود ندارد.

پدر عطار نیشابوری

بنا به روایات برای پدر عطار نام هایی چون محمود، ابراهیم بن اسحاق، یوسف ذکر شده است. در کدکن زیارتگاهی است به نام «پیرِ زِرًوَند» که مورد احترام اهالی است و اهالی بر این باورند که این مزارِ «شیخ ابراهیم» پدر عطار است.

دوران کودکی عطار نیشابوری

کودکی عطار با طغیان غزها همراه شد و او در کودکی شکنجه ها، تجاوزها، خرابی ها، مرگ و درد و وحشت را اطراف خود مشاهده نمود. چند سال بعد، پس از فروکش فتنه غز، عطار در مکتب مشغول آموختن شد. او داروسازی و داروشناسی را از پدرش آموخت و با علوم مختلفی مانند قرآن، حدیث، فقه، تفسیر، طب، نجوم و کلام آشنایی داشت. به گواهی تاریخ، پدر این شاعر، عطاری مشهور در دوران خود بود.

شغل

پدر عطار به شغل دارو فروشی یا همان عطاری مشغول بوده است، فریدالدین بعد از پدر همان پیشه او یعنی عطاری را در پیش می گیرد و گاهی نیز طبابت می کند، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا ماجرایی برایش اتفاق می افتد.

همسر عطار نیشابوری

عطار پس از سفر به هندوستان ، با یک حکیم زرتشتی ایرانی از شهر ری، به نام پیران رازی در شهر پنجاب آشنا شد. عطار در محضر پیران رازی طبابت خویش را تکمیل کرد و در زمان بازگشت به ایران با دختری به نام عهدجهان، دختر عالمشاه رازی( عموی پیران رازی) آشنا شد. پیران رازی بانی ازدواج عطار و عهدجهان شد.

عطار به همراه همسر خویش که زنی متدین و اهل ادب بود، به ایران و شهر نیشابور بازگشت. عهدجهان، در گرایش بیشتر عطار به شعر و شاعری بی تاثیر نبود.

همسر عطار نیشابوری

فرزندان عطار نیشابوری

تعداد فرزندان عهد جهان و عطار مشخص نیست اما در برخی منابع آمده که عطار و همسرش یک فرزند پسر و یک فرزند دختر داشتند.

مرگ همسر عطار

پس از گذشت چند سال از ازدواج عطار و همسرش عهدجهان، همسر او بر اثر ابتلا به بیماری در گذشت و این شاعر بزرگ به سوگ نشست. سروده عطار در غم و اندوه از دست دادن همسر محبوب خویش را می خوانید:

ز دست رفت مرا بی تو روزگار، دریغ

چه یک دریغ که هر دم هزاربار دریغ

به هرچه درنگرم بی تو صد هزار افسوس

به هر نفس که زنم بی تو صد هزار دریغ

دلی که آب وصالش به جوی بود روان

بسوخت زآتش هجر تو زار زار دریغ

چه گویم از غم عهد‌جهان که تا که جهانست

بنای عهدِ جهان نیست استوار، دریغ

دلت که گلشن تحقیق بود ای عطار

ماجرای تغییر زندگی عطار به رسم سالکان

روزی درویشی به دکان عطاری فریدالدین می آید و از او که مشغول به معامله بود، طلب کمک می کند اما او به درویش کمکی نمی کند. درویش به او می گوید:ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطارمی گوید:همانگونه که تو از دنیا می روی. درویش می گوید:تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار می گوید:بله، درویش کاسه چوبی خود را زیر سر می گذارد و با گفتن کلمه الله از دنیا می رود. عطار با دیدن مرگ درویش شدیداً متغیر شده و دست از کسب و کار می کشد و راه زندگیش را تغییر می دهد.

سفرهای عطار و آشنایی با استادان برجسته

عطار بعد از ماجرای مرگ درویش متحول شد و چند سالی در خدمت شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف مشغول توبه و ریاضت و مجاهدت با نفس بود. به رسم سالکان، عطار قسمتی از عمر خود را مشغول سفر بود، او از مکه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها با مشایخ و بزرگان زمان خود دیدار کرد و به خدمت مجدالدین بغدادی رسید. سپس به نیشابور بازگشت و تا پایان عمر در آنجا زیست.

ملاقات مولانا و عطار

بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خردسال خود به عراق سفر می کرد که در مسیر خود به زیارت شیخ عطار در نیشابور می رود، شیخ که در آن زمان کهنسال بوده، نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین که در آن زمان کودکی خردسال بود، هدیه داد. تاثیرپذیری مولانا از عطار در آثار او مشهود است.

ملاقات مولانا و عطار

آثار منظوم و منثور عطار

عطار مدتی از عمر خود را مشغول عطاری و طبابت بود و بعد از ادامه زندگی به رسم سالکان و گوشه گیری از خلق به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. آثار عطار نیشابوری به دو دسته منظوم و منثور تقسیم بندی می شود که عبارت است از :

کتابهای عطار نیشابوری در زمینه مثنوی که معمولا با عنوان «آثار عطار نیشابوری در جدول» پرسیده می‌شود، شامل الهی‌نامه، مصیبت‌نامه، وصلت‌نامه، اسرارنامه، بلبل‌نامه، بی‌سرنامه، منطق‌الطیر، جواهرالذات، تذکره‌الاولیا، حیدرنامه، اشترنامه، خسرونامه و مظهر العجایب است.

از آثار عطار به نظم می‌توان به «دیوان اشعار نیشابوری» مشتمل بر غزلیات، قصاید و رباعیات اشاره کرد.

معروف ترین کتاب عطار نیشابوری به نثر «تذکره الاولیا» محسوب می‌شود، رباعیات عطار نیز با نام «مختارنامه» شناخته می‌شود.

ویژگی سخن عطار

سخن عطار ساده و گیرا و بی پیرایه و خالی از هرگونه آرایش است که خواننده را مجذوب می نماید. یکی دیگر از جاذبه های آثار او کمک گرفتن از تمثیلات و بیان داستانها و حکایات مختلف است.

مذهب

درباره مذهب عطار نیشابوری اختلاف است. برخی به علت سرودن اشعاری درباره فضیلت خلفا، ابوحنیفه و شافعی، او را اهل سنت می دانند و برخی نیز عطار را به علت سرودن اشعار بسیاری در فضیلت امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و اهل بیت ( ع) ، شیعه می دانند.

در ادامه اشعار عطار درباره امام علی ( ع) را آورده ایم:

خواجه حق پیشوای راستین

کوه حلم و باب علم و قطب دین

ساقی کوثر، امام رهنمای

ابن عم مصطفا، شیرخدای

مرتضای مجتبا، جفت بتول

خواجه معصوم، داماد رسول

امام حسن :

نور چشم مصطفی و مرتضی

شمع جمع انبیاء و اولیا

جمع کرده حُسن خُلق و حُسن ظن

جمله افعال چون نامش حسن

امام حسین :

کیست حق را و پیمبر را ولی

آن حسن سیرت حسین بن علی

آفتاب آسمان معرفت

آن محمد صورت و حیدر صفت

نُه فلک را تا ابد مخدوم بود

زانکه او سلطان ده معصوم بود

قُرَّةُ العَین امام مجتبی

شاهد زهرا شهید کربلا

فوت عطار نیشابوری

سال وفات عطار مشخص نیست و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را 627 هجری .ق، دانسته اند و برخی دیگر سال وفات او را 632 و 616 دانسته اند.

علت مرگ عطار نیشابوری

عطار نیشابوری هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور اسیر شد و به دست یک سرباز مغول به شهادت رسید. زمانی که ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بر دوش شیخ خورد، شیخ قبل از مرگ با خون خود بر دیوار رباعی زیر را نوشت:

در کوی تو رسم سرفرازی این است

مستان تو را کمینه بازی این است

با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت

شاید که تو را بنده نوازی این است

قبر عطار کجاست؟

مقبره شیخ عطار در فاصله دو کیلومتری به سمت غرب از باغ و آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری در شهر نیشابور قرار گرفته است. قاضی القضاه یحیی بن صاعد، مقبره شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری را ساخت. بنای اصلی مقبره هشت ضلعی و سنگ مقبره از نوع سنگ سیاه و عمودی است که اشعاری برروی آن حک شده است.

چند شعر از شاعران نامدار در مورد عطار

عطار همواره مورد احترام شاعران دیگر بوده از جمله محمود شبستری که بیت زیر را سروده است:

محمود شبستری

مرا از شاعری خود عار ناید

که تا صد قرن چون عطار ناید

اگرچه زین نمط صد عالم اسرار

بود یک شمه از دکان عطار

صائب

خواهد رسید رتبه صائب به مولوی

گر مولوی به رتبه عطار می رسد

سیف

سیفم که بریدم زهمه نسبت خود لیک

در گفتن طامات چو عطار فریدم

فیض کاشانی

هرکسی در پرده اشعار می گوید سخن

گاه مولانا و گه عطار و گاهی مغربی

مولانا

من آن مولای رومی ام که از کِلکَم شَکِر ریزد

و لیکن در سخن گفتن غلام شیخ عطارم

این شعر مولانا نیز در وصف عطار و سنایی است:

عطار روح بود و سنایی دو چشم او

ما از پی سنایی و عطار آمدیم