چرا به حافظ لسان الغیب، خواجه و حافظ میگویند؟+ماجرای عجیب دفن او
راز القاب شاعر و غزلسرای شگفتانگیز شیرازی؛ چرا حافظ را با لقبهایی چون «لسانالغیب» و «خواجه» میشناسند و عنوان «حافظ» از کجا آمده است؟
چرا حافظ را لسانالغیب، خواجه و حافظ مینامند؟
وقتی نام شمسالدین محمد، شاعر نامدار ایرانی، به میان میآید، معمولاً سه عنوان در کنار نام او قرار میگیرد:حافظ، خواجه و لسانالغیب. هرکدام از این لقبها ریشه متفاوتی دارند. بسیاری از مخاطبان میپرسند لسانالغیب یعنی چی، چرا حافظ به این لقب مشهور شده و دلیل استفاده از عنوان «خواجه» برای این شاعر بزرگ چیست.
به همین دلیل در ادامه این بخش از نمناک، درباره معنای این القاب و علت شهرت او با نامهای مختلف توضیح میدهیم.

چرا به حافظ حافظ میگویند؟
نام اصلی او شمسالدین محمد شیرازی بود و «حافظ» تخلصی است که با آن در تاریخ ادبیات شناخته شد. واژه «حافظ» در زبان عربی به معنای نگهدارنده و در فرهنگ اسلامی به کسی گفته میشود که قرآن را از بر دارد.
بسیاری از حافظپژوهان، دلیل انتخاب این تخلص را ارتباط حافظ با قرآن و علوم دینی میدانند. در منابع تاریخی آمده است که او با قرآن انس فراوان داشت و بخش زیادی از شعرهایش با مفاهیم قرآنی، تلمیحات دینی و اشارههای عرفانی پیوند خورده است.
با این حال، جزئیات زندگی حافظ در قرن هشتم هجری بهطور کامل ثبت نشده و درباره زمان و شیوه حفظ قرآن توسط او گزارشهای مختلفی وجود دارد.
گفتنی است این لقب بعدها به تخلص شعری خواجه شیراز تبدیل شد و حافظ در غزلهایش نیز از همین نام استفاده کرد؛ نامی که سرانجام جای نام اصلی او را گرفت و او را در سراسر جهان با عنوان «حافظ شیرازی» شناساند.
چرا به حافظ خواجه میگویند؟
«خواجه» در زبان فارسی قدیم یک عنوان احترامآمیز بود که برای افراد صاحباعتبار، بزرگان، دانشمندان و افراد دارای جایگاه اجتماعی به کار میرفت. در نام کامل حافظ نیز این عنوان دیده میشود.
بنابراین، استفاده از واژه «خواجه» برای حافظ به معنای نام خانوادگی یا بخشی از نام اصلی او نیست؛ بلکه عنوانی است که برای احترام به شخصیت و جایگاه او در میان مردم و اهل ادب به کار رفته است. شاعران و دانشمندان دیگری نیز در تاریخ ایران با این عنوان شناخته شدهاند.

چرا به حافظ لسان الغیب میگویند؟
«لسانالغیب» واژهای عربی به معنای زبانِ غیب یا «سخنگوی امور پنهان» است. این لقب به معنای آن نیست که حافظ آینده را پیشبینی میکرد؛ بلکه بیشتر به برداشت فرهنگی و عرفانی مردم از شعر او مربوط میشود.
غزلهای حافظ سرشار از مفاهیمی مانند عشق، عرفان، اندیشههای فلسفی، نقد ریاکاری و نگاه عمیق به انسان است. همین چندلایه بودن شعرهای او باعث شد بسیاری از مخاطبان، سخن حافظ را فراتر از یک شعر معمولی ببینند و آن را بیانکننده رازهای درونی و معنوی انسان بدانند.
ضمنا تاریخ دقیق نخستین استفاده از لقب «لسانالغیب» برای حافظ مشخص نیست. برخی پژوهشها اشاره میکنند که این عنوان پس از دوران زندگی حافظ و در میان تذکرهنویسان و اهل ادب رواج پیدا کرده است. دولتشاه سمرقندی، حدود یک قرن پس از حافظ، از او با این عنوان یاد کرده است.
حکایت لسان الغیب شدن حافظ؛ ماجرای جنجال تدفین حافظ
علاوهبر آنچه در این باره شرح داده شد، داستانی معروف درباره ملقب شدن حضرت حافظ به لسان الغیب وجود دارد که در ادامه آن را میخوانید:
روایت شده است که پس از درگذشت حافظ، گروهی از مردم شیراز به استناد فتوای مفتی شهر، با دفن پیکر شاعر در مصلای شیراز مخالفت کردند. مخالفان، حافظ را به شرابخواری و بیدینی متهم میکردند و بر این باور بودند که نباید پیکر او در چنین مکانی به خاک سپرده شود.
این مخالفتها خیلی زود به بحث و جدل میان مردم، فرهیختگان و اندیشمندان شهر کشیده شد. در میانه این اختلاف، یکی از حاضران پیشنهاد کرد برای پایان دادن به ماجرا، دیوان حافظ را بیاورند و از اشعار او تفأل بزنند؛ سپس هرچه از غزل برآمد، همان را ملاک تصمیم خود قرار دهند.
دیوان حافظ را به دست کودکی سپردند تا آن را باز کند. کودک صفحهای را گشود و غزلی نمایان شد که مطلع آن چنین بود:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزهسرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
و در ادامه آمده بود:
من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش
هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت
سپس این بیت نیز در برابر چشمان حاضران قرار گرفت:
همه کس طالب یارند، چه هشیار چه مست
همهجا خانه عشق است، چه مسجد چه کنشت
مضمون غزل چنان با ماجرای پیشآمده همخوانی داشت که حاضران را به شگفتی واداشت. سرانجام اختلافها فروکش کرد و اجازه دفن پیکر حافظ صادر شد و شاعر بزرگ شیراز در همان محل به خاک سپرده شد.
در روایتهای عامیانه، این ماجرا یکی از دلایلی دانسته میشود که حافظ پس از مرگ با عنوان «لسانالغیب»، یعنی «زبانِ غیب»، شهرت یافت؛ چراکه گویی پاسخ اختلاف مردم از زبان شعر خود او آشکار شده بود.

نقش فال در تثبیت لقب لسان الغیب
رسم فال حافظ نیز در گسترش این لقب نقش زیادی داشته است. مردم در طول قرنها هنگام مناسبتهایی مانند شب یلدا یا زمان تصمیمگیریهای مهم، دیوان حافظ را میگشایند و شعر انتخابشده را به عنوان نشانهای برای تأمل و برداشت شخصی تفسیر میکنند. این ارتباط میان دیوان حافظ و مفهوم الهام یا رازگویی، جایگاه لقب «لسانالغیب» را در فرهنگ عمومی تثبیت کرده است.
لسان الغیب در چه قرنی می زیست؟
حافظ در قرن هشتم هجری در شیراز زندگی میکرد و بیشتر شهرتش به دلیل غزلهایی است که بعدها در مجموعهای با عنوان «دیوان حافظ» گردآوری شد. درباره جزئیات زندگی او اطلاعات قطعی زیادی در دست نیست و بخشهایی از زندگینامهاش بر پایه روایتهای تاریخی و تذکرهها شکل گرفته است.