زیباترین شعر در مورد وطن از شاعران معروف معاصر و قدیمی (کوتاه و بلند)
زیباترین شعرهای وطن از شاعران نامدار قدیم و معاصر، روایتگر عشق، غرور و دلبستگی عمیق به سرزمینی هستند که ریشه هویت ماست.
مجموعه شعر درباره وطن و ایران
وطن فقط یک نام روی نقشه نیست؛ وطن یعنی خاطره، ریشه، زبان مادری، کوچههای کودکی و بغضی که هر وقت اسمش میآید، بیاختیار در گلو مینشیند. شاعران فارسیزبان در دورههای مختلف، عشق به وطن، دلتنگی دوری از آن، غرور ملی و دردهایش را با واژههایی ماندگار ثبت کردهاند. در این بخش از نمناک، گلچینی از زیباترین شعرهای درباره وطن را میخوانید
شعرهای کوتاه و احساسی درباره وطن
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
هنوزم ز خردی به خاطر در است
که در لانﮥ ماکیان برده دست
به منقارم آنسان به سختی گَزید
که اشکم چو خون از رگ آن دم جهید
پدر خنده بر گریهام زد که هان!
وطنداریآموز از ماکیان

_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
جان و تن من باد فدای وطن من
آری به فدای وطنم جان و تن من
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
مرگا به من که با پر طاووس عالمی
یک موی گربهی وطنم را عوض کنم
معشوق عشقی ای وطن ای عشق پاک من
ای آنكه ذکر عشق تو شام و سحر كنم
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
شعر حب وطن درباره عشق به میهن
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من
وطن یعنی همه آب و همه خاک
وطن یعنی همه عشق و همه پاک…
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
ای وطن!
مثل راز شعر حافظ
مثل آواز قناری
همچو یاد خوش ترین ها
همچو باران بهاری

_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
ای وطن ای مادر ایران من
مادر اجداد و فرزندان من
خانه من بانه من توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
شعر درمورد وطن از فردوسی
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
در این خاک زر خیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وزآن کشور آزاد و آباد بود
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست منست
هنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را بکس
همه یک دلانند یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس
چنین گفت موبد که مرد بنام
به از زنده دشمن بر او شاد کام
اگر کشت خواهد تو را روزگار
چه نیکو تر از مرگ در کار زار
همه روی یکسر بجنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
شعر وطن پرستی فریدون مشیری
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
به ایرانم، ایران جاودانهام.
معنای زنده بودن من، با تو بودن است.
نزدیک، دور
سیر، گرسنه
رها، اسیر
دلتنگ، شاد
آن لحظهای که بی تو سرآید مرا، مباد!
مفهوم مرگ من
در راه سرفرازی تو، در کنار تو
مفهوم زندگی است.
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو، همیشه با تو، با تو، زیستن.
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
شعر در مورد وطن از حافظ
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
سروِ چَمانِ من چرا میلِ چمن نمیکند؟
همدمِ گل نمیشود یادِ سَمَن نمیکند
دی گِلِهای ز طُرِّهاش کردم و از سرِ فُسوس
گفت که این سیاهِ کج، گوش به من نمیکند
تا دلِ هرزه گَردِ من رفت به چینِ زلفِ او
زان سفرِ درازِ خود عزمِ وطن نمیکند
پیشِ کمانِ ابرویش لابه همیکنم ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمیکند
با همه عطفِ دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذرِ تو خاک را مُشکِ خُتَن نمیکند
چون ز نسیم میشود زلفِ بنفشه پُرشِکَن
وه که دلم چه یاد از آن عَهدْشِکَن نمیکند
دل به امیدِ رویِ او همدمِ جان نمیشود
جان به هوایِ کویِ او خدمتِ تن نمیکند
ساقیِ سیم ساقِ من گر همه دُرد میدهد
کیست که تن چو جامِ مِی جمله دهن نمیکند؟
دستخوشِ جفا مَکُن آبِ رُخَم که فیضِ ابر
بیمددِ سِرشکِ من دُرِّ عَدَن نمیکند
کُشتهٔ غمزهٔ تو شد حافظِ ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را دَرد سخن نمیکند
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
شعر درباره وطن و میهنپرستی
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
اگر ایران به جز ویرانسرا نیست؛
من این ویرانسرا را دوست دارم.
اگر تاریخ ِ ما افسانه رنگ است؛
من این افسانهها را دوست دارم.
نوای ِ نای ِ ما گر جانگداز است؛
من این نای و نوا را دوست دارم
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
به گیتی به از مردمی کار نیست
بدین با تو دانش به پیکار نیست…

_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
ایران به شوق زندگی در مرگ رویینتن شده
مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
وطن یعنی شرف یعنی شهادت
وطن یعنی گذشته، حال، فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همینجا یعنی ایران
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
شعر درباره وطن و هویت
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
وطن یعنی رهایی ز آتش و خون
خروش کاوه و خشم فریدون…
وطن یعنی زبان حال سیمرغ
حدیث جان زال و بال سیمرغ
زمین شستن ز استبداد و از کین
به خون گرم در گرمابه فین
وطن یعنی اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
شعر بلند درباره وطن
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
نام جاوید ای وطن
صبح امید ای وطن
چهره کن در اسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
چهره کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
ای مادرم ایران زمین
آغاز تو، پایان تویی
بر دشت من، باران تویی
در چشم من، تابان تویی
ایران من ایران من
آن مهر جاویدان تویی
ای در رگانم خون وطن
ای پرچمت ما را کفن
دور از تو بادا اهرمن
ایران من ایران من
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
شعر وطن فخر عظمی ارغون، شاعر معاصر
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
جان و تن من باد فدای وطن من
آری به فدای وطنم جان و تن من
جان چیست؟ ز جان بهتر و شیرینتر و خوشتر
گر زانکه مرا هست، فدای وطن من
امّید که هر روز جوانتر شود از پیش
این کشور دیرینه و ملک کهن من
ای مام وطن، تا به ابد هیچ نباشد
جز زمزمه عشق تو زین پس سخن من
پروانهصفت مهر تو سوزد پر و بالم
ای شمع رخت، روشنی انجمن من
با واژه پاینده وطن در جریان است
گر قطره خونیست روان در بدن من
خواهم که پس از مرگ من احباب بسازند
از پرچم ایران عزیزم کفن من
خواهم ز خدا «فخری» دلداده شیدا
پاینده و جاوید بماند وطن من
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_