خلاصه زندگینامه رئیس علی دلواری+ قبر، قاتل و نحوه کشته شدن رئیسعلی
رئیسعلی دلواری که بود و نوه او درباره تعداد همسران دلواری چه گفته است؟ پاسخ را در این مطلب بخوانید و با زندگینامه سردار مقاومت جنوب بیشتر آشنا شوید.
سردار رئیس علی دلواری؛ قهرمان تنگستان را بهتر بشناسید
رئیسعلی دلواری از چهرههای شناختهشده مقاومت مردم جنوب ایران در برابر حضور نظامی بریتانیا بود؛ مبارزی از تنگستان که فعالیتهایش از سالهای مشروطه آغاز شد و در جریان جنگ جهانی اول به رویارویی مسلحانه با نیروهای انگلیسی در بوشهر و اطراف آن رسید. نام او بیش از هر چیز با نبردهای تنگستان و دفاع از دلوار گره خورده و ۱۲ شهریور نیز در تقویم رسمی ایران، به یاد کشتهشدن وی، «روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس» نام گرفته است.
در ادامه این بخش از نمناک، خلاصه زندگی نامه رئیسعلی دلواری را برایتان آوردهایم، با ما همراه باشید.

رئیسعلی دلواری که بود و چه کرد؟
تاریخ تولد رئیسعلی دلواری حدود سال ۱۲۶۱ خورشیدی ذکر شده و این چهره در دلوار، از نواحی تنگستان در استان بوشهر امروزی، به دنیا آمد. پدر او که در منابع با نام رئیس محمد یا زائر محمد شناخته میشود، از افراد بانفوذ محلی بود. رئیس علی هنگام اوجگیری نهضت مشروطه جوانی حدوداً ۲۴ ساله بود و از همان دوره وارد فعالیتهای سیاسی و نظامی شد.
فعالیت این مبارز تنها به مقابله با انگلیسیها در دوران جنگ جهانی اول محدود نمیشد. در دوره استبداد صغیر، همراه مشروطهخواهان جنوب وارد میدان شد و در جریان تسلط نیروهای مشروطهخواه بر بوشهر، در تصرف گمرک و برخی ادارات دولتی نیز حضور داشت. در روایات تاریخی آمده است که پس از در اختیار گرفتن گمرک، مسئولیت امور مالی آن برای مدتی به رئیسعلی سپرده شد.
با آغاز جنگ جهانی اول و گسترش حضور نظامی بریتانیا در جنوب ایران، مبارزه رئیس علی دلواری شکل گستردهتری پیدا کرد. او در کنار دیگر سران و مبارزان منطقه از جمله شیخ حسینخان چاهکوتاهی و زائر خضرخان اهرمی در برابر نیروهای انگلیسی ایستاد و دلوار به یکی از کانونهای اصلی مقاومت تبدیل شد.

همسر رئیسعلی دلواری
درباره تعداد و ترتیب همسران رئیس علی دلواری روایتهای کاملاً یکسانی وجود ندارد. یکی از مهمترین روایتهای خانوادگی متعلق به گلاندام شهیدی، نوه رئیسعلی است. او در گفتوگویی، تعداد همسران پدربزرگش را چهار نفر عنوان کرده و از فاطمهآغا، خیری یا خیرو دختر خسرو، خیرو دختر عبدالحسین و مدینه دختر صفر نام برده است.
با این حال، روایت دیگری از خود «خیری»، یکی از همسران رئیسعلی، باقی مانده است. در گزارشی که سال ۱۳۵۴ بر پایه گفتوگو با او منتشر شد، خیری خود را همسر سوم معرفی کرده و گفته بود رئیسعلی پیش از او دو بار ازدواج کرده است. همین تفاوت نشان میدهد که درباره تعداد و ترتیب ازدواجهای دلواری مبارز، روایتهای شفاهی خانواده کاملاً منطبق بر یکدیگر نیستند.
بنابراین اگر قرار باشد بر روایت نوه رئیس علی تکیه کنیم، این چهره چهار همسر داشته است؛ اما در برخی اسناد و گفتوگوهای قدیمی تعداد ازدواجهای او سه مورد ذکر شده است.
خوب است بدانید خیری که اهل انبارک بود، سالها پس از کشتهشدن رئیسعلی زندگی کرد. حتی مصاحبهای تصویری از او در سال ۱۳۵۲ تهیه شده که بعدها در قالب مستندی درباره زندگی رئیسعلی و خاطرات همسرش مورد استفاده قرار گرفت.
فرزندان رئیس علی دلواری
رئیس علی دلواری تنها یک فرزند پسر داشت که نام او عبدالحسین بود و بیشتر با نام بهادر شهیدی شناخته میشد. براساس روایت گلاندام شهیدی، مادر بهادر «مدینه دختر صفر» بود. جالب است بدانید انتخاب نام خانوادگی «شهیدی» برای خانواده بهادر نیز در برخی روایتهای محلی به شهادت رئیسعلی نسبت داده شده است.
نوههای رئیس علی دلواری
از عبدالحسین یا بهادر شهیدی سه فرزند به جا ماند:
- غلامحسین شهیدی
- فرنگیس شهیدی
- گلاندام شهیدی
گلاندام که آخرین نوه زنده رئیسعلی دلواری بود، در خرداد سال ۱۳۹۴ درگذشت.
مبارزه رئیس علی دلواری با انگلیسیها چگونه آغاز شد؟
موقعیت جغرافیایی بوشهر و اهمیت خلیج فارس سبب شده بود بریتانیا سالها در این منطقه حضور و نفوذ گستردهای داشته باشد. با شروع جنگ جهانی اول، باوجود اعلام بیطرفی ایران، نیروهای خارجی در بخشهایی از کشور حضور نظامی پیدا کردند و بوشهر نیز به اشغال نیروهای انگلیسی درآمد. رئیسعلی و گروهی از مبارزان جنوب در برابر این حضور نظامی دست به مقاومت زدند.
دلوار یکی از مهمترین پایگاههای رئیسعلی بود و نیروهای بریتانیایی برای از میان بردن این مرکز مقاومت به منطقه حمله کردند. منابع ایرانی از حضور چند کشتی جنگی و شمار زیادی از نیروهای انگلیسی و هندی در عملیات علیه دلوار خبر دادهاند. در برخی روایتها تعداد این نیروها نزدیک به پنج هزار نفر ذکر شده، هرچند درباره آمار دقیق نیروها و تلفات نبرد در منابع مختلف اختلاف وجود دارد.
مقاومت نیروهای محلی سبب شد انگلیسیها نتوانند به هدف اصلی خود، یعنی پایان دادن به فعالیت رئیسعلی، دست پیدا کنند. پس از نبرد دلوار نیز حملات و شبیخونهای نیروهای تنگستانی علیه مواضع انگلیس در اطراف بوشهر ادامه یافت.

هدف قیام رئیسعلی دلواری و مردم تنگستان چه بود؟
در شرح تاریخی موزه رئیس علی دلواری، دو محور اصلی برای مبارزه نیروهای تنگستانی ذکر شده است:
- دفاع از بوشهر، دشتستان و تنگستان در برابر اشغال نظامی
- جلوگیری از پیشروی نیروهای خارجی به داخل ایران و دفاع از استقلال کشور
مبارزات مرتبط با قیام تنگستان در چند مرحله و طی سالها ادامه داشت و رئیسعلی به یکی از شناختهشدهترین فرماندهان این جریان تبدیل شد.
نقش رئیسعلی دلواری در دوران مشروطه
سالها پیش از نبردهای مشهور دلوار، رئیس علی در تحولات مشروطه جنوب ایران حضور داشت. پس از به توپ بسته شدن مجلس و آغاز استبداد صغیر، او در کنار نیروهای مشروطهخواه بوشهر قرار گرفت.
براساس روایتی که از کتاب «فارس و جنگ بینالملل» نقل شده، رئیسعلی با حدود صد تفنگدار راهی بوشهر شد و نیروهای مشروطهخواه توانستند گمرک و تعدادی از ادارات دولتی را در اختیار بگیرند. برای مدتی نیز امور مالی گمرک به رئیسعلی سپرده شد.
این اتفاق برای بریتانیا حساسیت خاصی داشت، زیرا انگلیسیها در گمرک بوشهر منافع اقتصادی و نفوذ قابل توجهی داشتند. حضور رئیسعلی در این تحولات، سالها پیش از اشغال بوشهر در جنگ جهانی اول، زمینه رویارویی او با منافع بریتانیا در جنوب ایران را فراهم کرده بود.
رئیسعلی دلواری چگونه کشته شد؟
رئیسعلی دلواری در آخرین ماههای زندگی خود همچنان به طراحی حملات علیه مواضع نیروهای بریتانیایی ادامه میداد. او در شب ۲۳ شوال ۱۳۳۳ قمری، هنگامی که با همراهانش برای حمله به نیروهای انگلیسی به منطقه تنگک صفر به حوالی بوشهر رفته بودند، از پشت هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. رئیسعلی هنگام مرگ حدود ۳۳ تا ۳۴ سال داشت.
سالروز فوت رئیسعلی دلواری به شمسی، یعنی ۱۲ شهریور، در تقویم ایران به عنوان روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس ثبت شده است. این نامگذاری در سال ۱۳۸۹ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.

قاتل شهید رئیس علی دلواری
در منابع مختلف، تیرانداز یکی از همراهان رئیسعلی معرفی شده و در شماری از روایتها از شخصی به نام غلامحسین تنگکی به عنوان قاتل شهید دلواری نام برده شده است.
قبر رئیسعلی دلواری کجاست؟
پیکر رئیسعلی پس از کشتهشدن در نهایت به نجف منتقل شد و در قبرستان وادیالسلام به خاک سپرده شد. برخی روایتهای تاریخی میگویند پیکر او ابتدا به طور موقت در ایران دفن و سپس براساس وصیتش به نجف منتقل شده است.